BHUJANG PRAYAAT STANZA
سپس سنخ (نام) جنگجوی توانا از خشم غرش کرد.
سپس شانخاسورای توانا با عصبانیت شدید رعد و برق زد و زره خود را پوشید و با سلاح و بازوها خود را تزئین کرد.
(او) چهار ودا را در اقیانوس فرو برد.
او وداهای پیشین را در اقیانوس انداخت که برهما هشت چشم را ترساند و باعث شد که خداوند را به یاد آورد.
سپس کرپالو (آواتار) منافع دین را در اولویت قرار داد
سپس خداوند، خیرخواه هر دو (وداها و نیز برهما) پر از مهربانی و به شدت خشمگین، زره فولادی خود را پوشید.
مهمات زیادی بارید و سلاح ها شروع به درگیری کردند.
کمانهای سلاحها همراه با اسلحهها مورد اصابت قرار گرفتند که باعث تخریب شد. همه خدایان دسته دسته از صندلی های خود دور شدند و هفت جهان از این جنگ هولناک لرزیدند.42.
تیرها شروع به زدن کردند و زره و زره در حال سقوط بودند،
با ضربات بازوها، مگسها و جامهها بیفتند و با رگبار تیرها، اجساد خرد شده شروع به افتادن روی زمین کردند.
خرطوم های خرد شده و سر فیل های بزرگ شروع به سقوط کردند
به نظر می رسید که گروهی از جوانان سرسخت مشغول بازی Holi.43 بودند.
شمشیر و خنجرهای رزمندگان با قدرت استقامت زده شده است
و مبارزان شجاع با سلاح و زره پوشیده شده اند.
قهرمانان قدرتمند با دستان خالی و با دیدن این همه منظره به زمین افتاده اند.
ایزد شیوا مشغول رقص دیگری است و در آن سوی تجسم ماخ با خشنود شدن اقیانوس را به هم می زند.44.
رساوال استانزا
مزین به سلاح های فرخنده،
مبارزان شجاع رعد و برق می زنند و کشته شدن جنگجویان عظیم الجثه و نیرومندی چون فیل را می بینند.
دختران بهشتی که با شاهکارهایشان پشت سر گذاشته شده اند،
در بهشت منتظرند تا با آنها ازدواج کنند.
صداهای ضربه زدن به سپرها و
ضربات شمشیرها شنیده می شود
خنجرها با صدای تق تق اصابت می کنند،
و هر دو طرف در آرزوی پیروزی خود هستند.
(از سربازان شجاع) سبیل بر صورت
خرخرهای روی صورت و شمشیرهای وحشتناک در دستان رزمندگان چشمگیر به نظر می رسند،
(در میدان جنگ) جنگجویان قوی (غازی) در حال حرکت بودند
جنگجویان توانا در میدان نبرد سرگردان هستند و اسب های فوق العاده سریع می رقصند.47.
BHUJANG PRAYAAT STANZA
با دیدن ارتش، شانخاسورا به شدت عصبانی شد،
سایر قهرمانان نیز که از خشم می سوختند، با چشمانی سرخ شده از خون شروع به فریاد زدن بلند کردند.
شاه شانخاسورا با ضربه زدن به بازوهای خود، رعد و برق وحشتناکی بلند کرد و
با شنیدن صدای ترسناک او حاملگی زنان سقط شد.48.
همه در جای خود مقاومت کردند و شیپورها به شدت به صدا درآمدند.
او خنجرهای خونینی که (از) غلاف ها بیرون می آمد) در میدان جنگ می درخشید.
صدای ترکیدن کمان های بی رحم شنیده شد و
ارواح و اجنه با خشم شروع به رقصیدن کردند.
رزمندگان همراه با سلاح های خود در میدان جنگ شروع به سقوط کردند و
تنه های بی سر در جنگ ناخودآگاه شروع به رقصیدن کردند.
خنجرهای خونین و تیرهای تیز زده شد،
شیپورها به شدت طنین انداختند و رزمندگان شروع به دویدن به این طرف و آن طرف کردند.50.
(شوالیه ها) زره و سپر می بریدند و زره و اسلحه می افتادند.
ارواح از ترس در بیابان غیرمسلح صحبت می کردند.
همه (جنگجویان) در میدان نبرد به رنگ جنگ نقاشی شده بودند
همه در رنگ جنگ رنگ آمیزی شده بودند و جنگجویان توانا در میدان جنگ در حال چرخش و چرخش شروع به سقوط کردند.
سانخاسورا و ماهی ها در میدان جنگ شروع به مبارزه کردند