پس از کشتن هفت پسر، همسرش را زیبا کرد.
سپس سر او را جدا کنید.
وقتی پادشاه کاوتاکا را دید، شوکه شد.
(او) آن شمشیر را در دست داشت. 12.
(پادشاه گفت این زن) هفت پسر را برای من کشت (اول).
و سپس Nath خود را کشت.
سپس بدنش را فدای عشق من کرد.
چنین حکومتی برای من مکروه است. 13.
همان شمشیر (او) بر گردنش گرفت
و به فکر کشتن خود افتاد.
سپس بهوانی به او التماس کرد
و کلمات را اینگونه تلفظ کنید. 14.
قاطعانه:
(ای پادشاه!) آنها را زنده بگیر و خودت را نکش.
سلطنت کنید و زنده باشید.
سپس دورگا عشق پادشاه را دید
شادی همه را زنده کرد. 15.
بیست و چهار:
آن نوع زن لجباز بود.
آنها جان شوهر و پسر را گرفتند.
سپس خود را کشت.
جان شاه را نجات داد. 16.
دوگانه:
جگ جنانی (الهه) با دیدن صداقت همه خوشحال شد
او آن زن را با شوهر و هفت پسرش نجات داد. 17.
آن خانم شخصیت بسیار سختی را بازی کرد که هیچ کس نمی تواند انجام دهد.
در میان چهارده نفر، ثروت او شروع به برکت کرد. 18.
بیست و چهار:
او هفت پسر داشت.
شوهرش را به همراه جسدش پذیرفت.
عمر شاه طولانی شد.
هیچ کس نمی تواند چنین شخصیتی را انجام دهد. 19.
در اینجا پایان فصل 165 Mantri Bhup Samvad از Tria Charitra از سری Charitropakhyan است، همه چیز فرخنده است. 165.3274. ادامه می یابد
دوگانه:
سوکریت سینگ پادشاه جنگجوی بزرگ سورات (شهر) بود.
ملکه او جوبان کالا بود که چشمانی درشت داشت. 1.
بیست و چهار:
پسری برای او به دنیا آمد
(او) توسط خفته ('Svatin') به اقیانوس پرتاب شد.
گفت که گرگ او را گرفته است (بهرتی).
همین خبر را (او) به شاه نیز گفت. 2.
آن زمان ملکه بسیار غمگین بود
و به زمین تعظیم کرد و جوشید.
سپس پادشاه به قصر خود آمد
و غم و اندوه او را از جهات مختلف برطرف کرد. 3.
(شاه گفت) هیچکس رسم زمان را نفهمید.
بالا بر سر کم (همه) می افتد.
فقط یک (خدا) در زمان زنده می ماند.