در میدان جنگ مثل سیل آمد.31.
او قهرمانانه تیر پرتاب کرد،
گاه در حواس و گاه در جنون.32.
او چندین حمله انجام داد
و با last.33 خیس شد.
خواجه مردود خود را پشت دیوار پنهان کرد
او مانند یک رزمنده دلیر وارد میدان نشد.34.
اگر یک بار صورتش را دیده بودم،
یکی از تیرهای من او را به سرای مرگ می رساند.
بسیاری از رزمندگان با تیر و گلوله مجروح شدند
در جنگ دو طرف جان باخت.
دارت ها خیلی شدید باران می شدند،
که مزرعه مثل گل خشخاش سرخ شد.37.
سر و دست و پای مردگان در مزرعه پراکنده بود
مانند توپ و چوب در بازی چوگان.38.
هنگامی که تیرها خش خش می زدند و کمان ها زنگ می زدند،
صدا و فریاد بزرگی در جهان بود.39.
در آنجا نیزه ها و نیزه ها صدای هولناکی می دادند
و رزمندگان حواس خود را از دست دادند.
چگونه شجاعت می تواند در نهایت در میدان مقاومت کند،
زمانی که فقط چهل نفر توسط جنگجویان بی شماری محاصره شده بودند؟41.
آنگاه که چراغ جهان خود را حجاب کرد،
ماه در شب درخشید.42.
آن که به سوگند قرآن ایمان آورد
پروردگار تور او را هدایت می کند.43.
نه آسیبی دیده است و نه جراحتی
پروردگارم، مغلوب دشمنان، مرا به امان رساند.44.
من نمی دانستم که این سوگند شکنان
فریبکار و گلهای مامون بودند.45.
آنها نه اهل ایمان بودند و نه پیروان واقعی اسلام،
آنها نمی دانستند که خداوند به پیامبر ایمان ندارد.
کسی که ایمانش را با اخلاص دنبال کند
او هرگز یک اینچ از سوگندهایش تکان نمیخورد.
من اصلاً به چنین فردی برای چه کسی ایمان ندارم
سوگند قرآن اهمیتی ندارد.48.
حتی اگر صد بار به نام قرآن قسم بخوری
من دیگر به شما اعتماد نخواهم کرد.49.
اگر حتی اندکی به خدا ایمان داشته باشی،
در میدان نبرد کاملا مسلح بیایید.50.
این وظیفه شماست که به این کلمات عمل کنید
زیرا برای من این کلمات مانند دستورات خداوند است.51.
اگر پیامبر اکرم خودش آنجا بود
با تمام وجود به آنها عمل می کردی.52.
این وظیفه شماست و بر شما واجب است
مطابق پیشنهاد کتبی انجام دهند.
نامه و پیام شما را دریافت کرده ام،
انجام دهید، هر کاری که لازم است انجام شود.
آدم باید به حرفش عمل کند