حالا با قدرت می کشمت
شما ممکن است برای یک غری (مدت زمان کوتاه) بجنگید، زیرا می دانم که مرگ شما بسیار نزدیک است و باید بمیرید.
کریشنا به او گفت که محتاط بماند، تیرش را پرتاب کرد. 1630.
دوره
خاراگ سینگ با خشم آمد و با تیر بریده شد
خاراگ سینگ با رهگیری تیری که می آید، با عصبانیت گفت: «ششنگا، ایندرا و شیوا به خوبی از شجاعت من می دانند. 1631.
KABIT
من ارواح را خواهم بلعید
خدایان و شیاطین را فراری خواهم داد و کریشنا را بر زمین می اندازم، چنین قدرتی در آغوش من است، با جنگی وحشتناک، بهایراوا را وادار به رقص خواهم کرد، ای کریشنا، من حقیقت را می گویم که نخواهم کرد فرار از صحنه جنگ
کشتن درناچارهیا یک لحظه بیشتر طول نمی کشد
من می توانم ایندرا یا یاما را همراه با قدرت نظامی آنها بکشم، هر کسی را که می خواهم بکشم، ای کریشنا! تمام کشاتریای شما درگیر جنگ هستند، من می توانم همه آنها را بکشم، اما من که خاراگ سینگ هستم، نمی توانم دنیای گفته شده شما را تحمل کنم.»1632.
CHHAPAI
سپس درناچاریا خشمگین به حضور پادشاه (خاراق سینگ) آمد.
سپس درناچاریا با عصبانیت به حضور پادشاه آمد و او جنگی هولناک را در حالی که اسلحه و بازوهای خود را در دست داشت به راه انداخت.
(هر دو) رزمندگان به گونه ای جنگیدند و مجروح شدند که بدنشان غرق خون شد.
رزمندگان با مجروح شدن و خون زیادی از بدنشان به نظر می رسد که هولی را با رنگ قرمز بازی کرده اند و همچنین لباس قرمز پوشیده اند.
سپس همه خدایان دیدند و گفتند که Dronacharya Brahmin مبارک است و پادشاه خاراگ سینگ شما نیز مبارک است.
خدایان که این را دیدند از درناچاریا و پادشاه خاراگ سینگ استقبال کردند و همچنین گفتند: «در طول چهار عصر چنین جنگی بر روی زمین انجام نشده است.»1633.
دوره
سپس ارتش پانداوا عصبانی شد
سپس آرجونا، بهیشما، بهیما، دروناچاریا، کریپاچاریا و دوریودانا و غیره از ارتش پانداوا که به شدت خشمگین شدند، خاراگ سینگ را محاصره کردند.1634.
KABIT
همانطور که حصار دور تا دور مزرعه را احاطه کرده است، مرگ اهداکننده و النگو دور دست را احاطه کرده است.
همانطور که بدن نیروی حیاتی پرانا را احاطه می کند، نور کره های خورشید و ماه را احاطه می کند، نادانی دانش را احاطه می کند و گوپی ها کریشنا را احاطه می کنند.