پس از مجروح كردن شاه، خود او مجروح شد و سپس به زمين افتاد، به اين ترتيب به جستجوي جنگجويان پرداخت و آنها را از بين برد، خود كريشنا با ديدن شجاعت او شروع به ستايش كرد.1595.
دوره
به یودیشترا نگاه می کند و (او) را عابد خود می داند
کریشنا با دیدن یودیشتر و بهعنوان فداکار خود به او به طرزی زیبا از شجاعت پادشاه به او گفت. 1596.
KABIT
این پادشاه، خاراگ سینگ، جنگجویان قدرتمند و ابرهای متراکم یاما را کشته است.
او هر چهار لشکر ارتش ششناگا، ایندرا، سوریا، کوبر و غیره را به دنیای مرگ فرستاده است.
با دیدنش از وارونا، گانش و غیره چه باید گفت، حتی شیوا هم برگشت
او از هیچ یدوا نترسید و خوشا به حال جنگیدن همه ما بر همه ما پیروز شده است.1597.
سخنرانی پادشاه یودیشتر
دوره
یودیشتارا متواضعانه گفت: ای برجنات! برای دیدن کاوتکا گوش کن
یودیشتر با فروتنی گفت: «ای پروردگار برجا! همه این نمایشنامه توسط شما ساخته شده است تا ورزش را ببینید.»1598.
چاوپای
بنابراین پادشاه (یودیستارا) با سری کریشنا صحبت کرد.
(در آنجا) او (خاراق سینگ) دوباره جنگجویان بیشتری را کشت.
سپس سپاه مالک حمله کرد.
از این طرف یودیشتر این را به کریشنا گفت و از آن طرف پادشاه خاراگ سینگ بخش زیادی از ارتش را ساقط کرد، سپس شاعر اکنون نقل می کند، 1599
SWAYYA
سپس ناهیرخان، جهاراجرخان و بلبیر بهادرخان.
نهارخان، جراجارخان، بهادرخان، نیهنگ خان، بهارنگ و جارنگ چنان جنگجویان خبره ای در جنگ بودند که هرگز ترسی از جنگ نداشتند.
با دیدن چهره های چه کسانی که حتی محافظان مسیرها از آنها می ترسیدند، چنین جنگجویان قدرتمندی هرگز نمی توانستند توسط کسی سرکوب شوند.
همه آن خان ها تیر و کمان خود را در دست گرفته بودند تا با غرور با شاه بجنگند.1600.
رزمندگانی چون زاهد خان، جبارخان و وحید خان همراه آنان بودند
آنها از چهار طرف به سمت جلو هجوم آوردند و عصبانی شدند
مالخها از همه رنگها، سفید، سیاه، خاکستری و غیره برای جنگ با پادشاه به جلو حرکت کردند.
در همان لحظه، پادشاه، کمان خود را در دست گرفت، همه این جنگجویان خشمگین را پودر کرد.1601.
پادشاه با عصبانیت لشکر مالخها را به دو قسمت تقسیم کرد و آنها را بیشتر متلاشی کرد.
جایی جنگجویان، جایی اسبها فیلهای عظیم الجثه مرده دراز کشیده بودند
فیل ها پس از تاب خوردن افتاده بودند
عدهای از رزمندگان زخمخورده میپیچانند و برخی دیگر قدرت تکلم را از دست دادهاند، برخی مانند فلان گوشهنشین روزهدار در سکوت نشستهاند.1602.
هنگامی که شاه جنگ هولناکی به راه انداخت، ناهارخان با خشم فراوان آمد و در برابر او ایستاد.
اسلحه خود را در دست داشت، با اسب رقصنده و به چالش کشیدن پادشاه، بر او افتاد
خاراگ سینگ او را از موهایش گرفت، با تند و تند او را روی زمین انداخت
طاهرخان با دیدن او در چنین وضعیتی در آنجا نماند و فرار کرد.1603.
هنگامی که ناهیر خان فرار کرد، جهارجارخان با عصبانیت آمد.
هنگامی که طاهر خان فرار کرد، جراجارخان با خشم شدید جلو آمد و اسلحههای خود را در دست گرفته بود که شبیه یاما به نظر میرسید.
او تیرهای زیادی را به سوی شاه پرتاب کرد و شاه تیرهای زیادی بر او زد
Kinnars و Yakshas نبرد خود را ستودند و گروه معشوقه ها شروع به خواندن آهنگ های پیروزی کردند.1604.
دوره
خاراگ سینگ (جهارخان) را جنگجوی ویکتی دید و توری بر پیشانی او گذاشت.
خاراگ سینگ با دیدن جنگجویان سرسخت قبل از خود علائم روی پیشانی خود را تغییر داد و با یک تیر سر دشمن را برید.1605.
SWAYYA
سپس نیهنگ خان، جارنگ خان و بهارنگ خان و غیره به جلو رفتند و دهان خود را با سپرهای خود جویدن کردند.
سپس پادشاه شمشیر خود را در دست گرفت و به چالش کشید و بر کریشنا افتاد
شاه کتک زد و لشکر را فراری داد و تنه ها و سرها در میدان جنگ مانند ماهی به پیچ و تاب افتادند.
رزمندگان تا زمان مرگ دوست نداشتند از میدان عقب نشینی کنند.1606.
دوره