و شروع به پرتاب تیرهایی مانند قطرات باران کرد.
مثل ابرهای تیره خروشان و پیشروی،
نیروهای دیو شاه به جلو حرکت کردند.
مادر جهان که به لشکر دشمن نفوذ می کند،
او با خندان تیر و کمان را گرفت. 17.
او در میدان جنگ گله های فیل ها را سرنگون کرد،
و تعدادی از آنها را به نصف خرد کنید.
بر سر بعضی از آنها ضربه محکمی زد،
که اجساد از سر تا کف پا سوراخ شده بود.
اجساد پوسیده در میدان جنگ افتادند
برخی فرار کردند و برنگشتند
برخی اسلحه ها را گرفته اند و وارد میدان جنگ شده اند
و پس از جنگ جان باختند و در میدان سقوط کردند.
نراج استانزا
سپس پادشاه غول پیکر (جنگ)
سپس دیو شاه تمام وسایل جنگی را جمع کرد.
و اسب را به جلو می راند
او اسبش را جلو برد و خواست مادر (الهه) را بکشد.20.
سپس دورگا به چالش کشید
سپس الهه دورگا او را به چالش کشید و کمان و تیرهای او را برداشت
و چمر کشت (سپهسالار نام برد).
او (یکی از) ژنرال ها را به نام چمر مجروح کرد و او را از روی فیل به زمین انداخت.
BHUJANG PRAYAAT STANZA
سپس قهرمانی به نام بیرالخ پر از خشم شد.
او خود را با سلاح تزئین کرد و به سمت میدان جنگ رفت.
او اسلحه خود را به سر شیر زد و او را زخمی کرد.
اما شیر شجاع او را با دستان خود کشت.22.
وقتی بیرالاخ کشته شد، پیناگاخ به جلو دوید
جلوی دورگا رفت و چند کلمه کنایه آمیز به زبان آورد.
او که مانند ابر غرش می کرد، تیرهای رگباری را بارید
آن قهرمان بزرگ در میدان جنگ سرشار از لذت بود.23.
سپس الهه تیر و کمان او را گرفت.
او با ساقه خود ظالم را بر سر او زخمی کرد
که تاب می خورد، از گورند به پایین افتاد و نفس آخر را کشید.
گویا هفتمین قله کوه سومرو سقوط کرده بود.24.
وقتی رزمندگانی مثل پینگاچ در میدان افتادند،
سایر رزمندگان که سلاح های خود را در دست داشتند به جلو حرکت کردند.
سپس الهه با خشم شدید تیرهای زیادی پرتاب کرد،
که بسیاری از رزمندگان را در میدان نبرد آرام گرفت.25.
چاوپای
کسانی که پیشاپیش دشمن (شیاطین) آمدند،
دشمنانی که به پیشگاه الهه آمدند، همه به دست او کشته شدند.
وقتی کل ارتش (دشمن) کشته شد،
هنگامی که تمام ارتش به این ترتیب از بین رفت، آنگاه دیو-شاه خودپرست پر از خشم شد.
سپس خود بهوانی جنگید
سپس خود الهه دورگا جنگ را به راه انداخت و جنگجویان زره پوش را برداشت و کشت.
آتش خشم از سر (الهه) ظاهر شد،
شعله خشم از پیشانی او ظاهر شد که به شکل الهه کالکا ظاهر شد.27.