پس به من بگو چه زمانی می توانست به هوش بیاید. 5.
قاطعانه:
شاه با دقت در ذهن خود فکر کرد که با انجام (چندین) چاریترا
پول همه اینها باید گرفته شود.
اول از خانه پادشاه پول می آورم
و بعد تمام سوفی ها را رو در رو می خورم. 6.
(او) ابتدا تمام گنج پادشاه را گرفت.
سپس مال صوفیان را نزد خود نگه داشت.
سپس با وادار کردن همسرش به لباس جوگی
به سالن کامل دادگاه فرستاده شد. 7.
دوگانه:
او همراه با مردم ثروت پادشاه را ربود
و کیسه های مصححان را پر کرد و به خوبی مهر و موم کرد. 8.
قاطعانه:
مانی شاه با تقدیم مقدار زیادی بانگ و تریاک
با سرگردانی به آنجا رسید.
تا آن زمان جوگی گفت یک تصحیح به من بده.
هی چاودری! همین الان این کار من را انجام بده 9.
دیگ را شکست و شفاهای زیادی رخ داد.
یکی از آنها را انتخاب کرد و به جوگی داد.
وقتی جوگی او را دید
پس زن جوگی به دربار رفت و نفرین کرد. 10.
همه این ثروت متعلق به صالحان خواهد بود
و پادشاه هیچ ثروتی از جمله مردم دریافت نخواهد کرد.
سپس قاضی و کوتوال گنج کرور را دیدند
(سپس) چنانکه جوگی با گفتن لعن کرد، درست شد. 11.
او عملاً سر همه صوفیان را تراشید (یعنی ثروت صوفیان را ربود).
تمبرها حذف و اصلاحات تکمیل شد.
تا به امروز، به رسمیت شناختن جوگی در آن کشور رایج است.
این موضوع را باید در دنیا رایج دانست. 12.
دوگانه:
خادم (خنا) آن (خزانه) به شاه نوشت
که تمام ثروت با نفرین یک جوگی از بین رفته است. 13.
در اینجا فصل 226 از Mantri Bhup Samvad از Tria Charitra از سری Charitropachyan به پایان می رسد، همه چیز فرخنده است. 226.4302. ادامه می یابد
دوگانه:
پادشاهی به نام مدن سن در کشور مالوا بود.
ویداداتا با جعل او (معنا) نمیتوانست دیگری (مثل او) بیافریند. 1.
نام همسرش مانیمال ماتی بود
(و او) معشوق را با عقل و گفتار و عمل تحت کنترل داشت. 2.
شاه در آنجا پسری داشت که محبوب راعی نام داشت.
(او) ویداداتا او را در شکل و رفتار و نذر و پاکی بسیار خوب ساخته بود. 3.
بیست و چهار:
آن مرد جوان فرمی باورنکردنی داشت،
دیدن چه کسی حتی ماه خجالتی بود.
هیچ کس به زیبایی او وجود نداشت.
او در جهان (بیش از همه) به شکل ظاهر شد. 4.
وقتی ملکه آن باکره را دید
پس در دلش به این فکر کرد.