شری دسم گرنتھ

صفحه - 51


ਸੁ ਮਾਰਿ ਝਾਰਿ ਤੀਰਿਯੰ ॥
su maar jhaar teeriyan |

جنگجویان پر از خشم و حرکت رو به جلو، تیری پرتاب می کنند.

ਸਬਦ ਸੰਖ ਬਜਿਯੰ ॥
sabad sankh bajiyan |

صدای نواختن سنخ می آید

ਸੁ ਬੀਰ ਧੀਰ ਸਜਿਯੰ ॥੧੮॥
su beer dheer sajiyan |18|

حلزون دمیده می شود و در چنین روزگار هولناکی، رزمندگان به شکیبایی آراسته می شوند. 18.

ਰਸਾਵਲ ਛੰਦ ॥
rasaaval chhand |

رساوال استانزا

ਤੁਰੀ ਸੰਖ ਬਾਜੇ ॥
turee sankh baaje |

شیپور و شیپور می نوازند.

ਮਹਾਬੀਰ ਸਾਜੇ ॥
mahaabeer saaje |

ترومپت و حلزون صدا می دهد و جنگجویان بزرگ چشمگیر به نظر می رسند.

ਨਚੇ ਤੁੰਦ ਤਾਜੀ ॥
nache tund taajee |

اسب های تانده در حال رقصیدن هستند

ਮਚੇ ਸੂਰ ਗਾਜੀ ॥੧੯॥
mache soor gaajee |19|

اسب های تندرو می رقصند و جنگجویان شجاع هیجان زده می شوند.19.

ਝਿਮੀ ਤੇਜ ਤੇਗੰ ॥
jhimee tej tegan |

شمشیرهای تیز چشمک می زنند،

ਮਨੋ ਬਿਜ ਬੇਗੰ ॥
mano bij began |

شمشیرهای تیز و درخشان مانند رعد و برق برق می زنند.

ਉਠੈ ਨਦ ਨਾਦੰ ॥
autthai nad naadan |

صدای رودخانه می آید.

ਧੁਨ ਨ੍ਰਿਬਿਖਾਦੰ ॥੨੦॥
dhun nribikhaadan |20|

صدای طبل بلند می شود و پیوسته شنیده می شود. 20.

ਤੁਟੇ ਖਗ ਖੋਲੰ ॥
tutte khag kholan |

(جایی) شمشیرها و جمجمه ها شکسته است،

ਮੁਖੰ ਮਾਰ ਬੋਲੰ ॥
mukhan maar bolan |

در جایی شمشیرهای دولبه و کلاهخود شکسته دراز کشیده اند، در جایی جنگجویان فریاد می زنند «بکش، بکش».

ਧਕਾ ਧੀਕ ਧਕੰ ॥
dhakaa dheek dhakan |

یک جایی تهدید وجود دارد.

ਗਿਰੇ ਹਕ ਬਕੰ ॥੨੧॥
gire hak bakan |21|

در جایی رزمندگان به زور کوبیده می شوند و در جایی متحیر به زمین افتاده اند. 21.

ਦਲੰ ਦੀਹ ਗਾਹੰ ॥
dalan deeh gaahan |

(جایی) احزاب بزرگ زیر پا گذاشته می شوند،

ਅਧੋ ਅੰਗ ਲਾਹੰ ॥
adho ang laahan |

لشکر بزرگ زیر پا گذاشته می شود و اعضای بدن به دو نیم می شوند.

ਪ੍ਰਯੋਘੰ ਪ੍ਰਹਾਰੰ ॥
prayoghan prahaaran |

(جایی قهرمانان) با یک گرز آهنین ضربه می زنند

ਬਕੈ ਮਾਰ ਮਾਰੰ ॥੨੨॥
bakai maar maaran |22|

گرزهای فولادی دراز زده می شوند و فریادهای «بکش، بکش» بلند می شود.22.

ਨਦੀ ਰਕਤ ਪੂਰੰ ॥
nadee rakat pooran |

رودخانه پر از خون است،

ਫਿਰੀ ਗੈਣਿ ਹੂਰੰ ॥
firee gain hooran |

جریان خون پر است و ساعت ها بر فراز آسمان قدم می زنند.

ਗਜੇ ਗੈਣਿ ਕਾਲੀ ॥
gaje gain kaalee |

کالی دیوی در آسمان غرش می کند

ਹਸੀ ਖਪਰਾਲੀ ॥੨੩॥
hasee khaparaalee |23|

الهه کالی در آسمان رعد و برق می زند و خون آشام ها می خندند.23.

ਮਹਾ ਸੂਰ ਸੋਹੰ ॥
mahaa soor sohan |

قهرمانان بزرگ زیبا هستند،

ਮੰਡੇ ਲੋਹ ਕ੍ਰੋਹੰ ॥
mandde loh krohan |

جنگجویان بزرگ مجهز به فولاد و پر از خشم چشمگیر به نظر می رسند.

ਮਹਾ ਗਰਬ ਗਜਿਯੰ ॥
mahaa garab gajiyan |

منفجر از غرور بزرگ

ਧੁਣੰ ਮੇਘ ਲਜਿਯੰ ॥੨੪॥
dhunan megh lajiyan |24|

آنها با غرور فراوان غرش می کنند و با شنیدن آنها، ابرها احساس خجالت می کنند.24.

ਛਕੇ ਲੋਹ ਛਕੰ ॥
chhake loh chhakan |

(جنگجویان) به زره آراسته اند

ਮੁਖੰ ਮਾਰ ਬਕੰ ॥
mukhan maar bakan |

رزمندگان به سلاح‌های فولادی آراسته می‌شوند و فریاد می‌زنند «بکش، بکش».

ਮੁਖੰ ਮੁਛ ਬੰਕੰ ॥
mukhan muchh bankan |

صورت (قهرمانان) سبیل های مجعد دارد

ਭਿਰੇ ਛਾਡ ਸੰਕੰ ॥੨੫॥
bhire chhaadd sankan |25|

آنها سبیل های اریب روی صورت خود دارند و بدون توجه به جان خود می جنگند. 25.

ਹਕੰ ਹਾਕ ਬਾਜੀ ॥
hakan haak baajee |

(جنگجویان) با قلاب زدن اسبها (باجی).

ਘਿਰੀ ਸੈਣ ਸਾਜੀ ॥
ghiree sain saajee |

فریاد می آید و ارتش محاصره کرده است.

ਚਿਰੇ ਚਾਰ ਢੂਕੇ ॥
chire chaar dtooke |

بچه ها (جنگجویان) از هر چهار طرف برازنده هستند

ਮੁਖੰ ਮਾਰ ਕੂਕੇ ॥੨੬॥
mukhan maar kooke |26|

جنگجویان با خشم شدید از هر طرف هجوم می آورند و فریاد می زنند «بکش، بکش».26.

ਰੁਕੇ ਸੂਰ ਸੰਗੰ ॥
ruke soor sangan |

رزمندگان در آهنگ ها گیر کرده اند،

ਮਨੋ ਸਿੰਧੁ ਗੰਗੰ ॥
mano sindh gangan |

رزمندگان با نیزه های خود مانند گنگ با دریا ملاقات می کنند.

ਢਹੇ ਢਾਲ ਢਕੰ ॥
dtahe dtaal dtakan |

(بسیاری) پشت سپرها پنهان شده اند

ਕ੍ਰਿਪਾਣ ਕੜਕੰ ॥੨੭॥
kripaan karrakan |27|

بسیاری از آنها تحت پوشش سپر خود حتی شمشیرهای ضربه زننده را با صدای ترقه می شکنند.27.

ਹਕੰ ਹਾਕ ਬਾਜੀ ॥
hakan haak baajee |

اسب هایی که به چالش کشیده می شوند یا یوغ می شوند،

ਨਚੇ ਤੁੰਦ ਤਾਜੀ ॥
nache tund taajee |

فریادهایی پشت سر هم شنیده می شود و اسب های تندرو می رقصند.

ਰਸੰ ਰੁਦ੍ਰ ਪਾਗੇ ॥
rasan rudr paage |

(جنگجویان) در Rauda rasa رنگ می شوند

ਭਿਰੇ ਰੋਸ ਜਾਗੇ ॥੨੮॥
bhire ros jaage |28|

رزمندگان به شدت وحشی هستند و با بیداری خشم می جنگند.28.

ਗਿਰੇ ਸੁਧ ਸੇਲੰ ॥
gire sudh selan |

(جنگجویان) با نیزه های تیز افتاده اند

ਭਈ ਰੇਲ ਪੇਲੰ ॥
bhee rel pelan |

نیزه های تیز افتاده اند و ضربه های بزرگی وجود دارد.

ਪਲੰਹਾਰ ਨਚੇ ॥
palanhaar nache |

گوشتخواران در حال رقصیدن هستند

ਰਣੰ ਬੀਰ ਮਚੇ ॥੨੯॥
ranan beer mache |29|

گوشت خواران می رقصند و جنگجویان به جنگ داغ مشغولند.29.