در جایی ارواح صحبت می کنند
در جایی ارواح و شیاطین فریاد زدند و در جایی تنه های بی سر در میدان جنگ بلند شدند.
بیتال بیر در جایی می رقصد
در جایی بیتال های شجاع می رقصیدند و در جایی خون آشام ها شعله های آتش را برافراشتند.781.
رزمندگان در میدان جنگ زخم می کشند،
لباس رزمندگان با مجروح شدن در میدان نبرد پر از خون بود
یک جنگجو (از میدان جنگ) فرار می کند.
یک طرف رزمندگان فرار می کنند و از طرف دیگر می آیند و در جنگ می جنگند.782.
با کشیدن کمان
در یک طرف، رزمندگان کمان خود را دراز می کنند و تیرها را پرتاب می کنند
یکی داره فرار میکنه
از طرفی فرار می کنند و آخرین نفس هایشان را می کشند، اما جایی در بهشت نمی گیرند.783.
بسیاری از فیل ها و اسب ها مردند.
فیل ها و اسب های زیادی مردند و حتی یک نفر هم نجات پیدا نکرد
سپس پادشاه لانکا ویبیشان آمد
سپس ویبیشان، ارباب لانکا، با پسران جنگید.784.
BAHORA STANZA
پسر سری راما (لاو) با چاقو به سینه ویبیشان زد
پسران رام در حال کشیدن کمان تیری به قلب پادشاه لانکا زدند.
بنابراین ویبیشانا روی زمین افتاد،
آن دیو بر زمین افتاد و پسران او را بیهوش دانستند او را نکشتند.785.
سپس سوگریوا آمد و با او ایستاد (و شروع کرد به گفتن-)
سپس سوگریوا آمد و در آنجا توقف کرد و گفت: «ای پسران! کجا میری؟ شما نمی توانید فرار کنید و در امان بمانید.���
سپس (عشق) پیشانی او را دید و تیری پرتاب کرد
سپس پسران حکیم پیشانی او را هدف قرار دادند و تیر او را که به پیشانی او اصابت کرد شلیک کردند و با احساس تندی تیر، بی عمل شد.786.
لشکر میمون ها (به یکباره) خشمگین شدند و فرار کردند،
با دیدن این موضوع، کل ارتش تحت فشار قرار گرفت و با خشم شدید، همراه با نال، نیل، هانومان و آنگاد شروع به جنگ کردند.
در همان حال بچه ها با عصبانیت سه تیر گرفتند
سپس پسران هر کدام سه تیر برداشتند و بر پیشانی همه زدند.787.
رزمندگانی که رفتند در میدان جنگ ماندند.
آنهایی که در میدان ماندند، مرگ را در آغوش گرفتند و آنهایی که زنده ماندند، حواسشان را از دست دادند و فرار کردند
بعد بچه ها یکی یکی تیر پرتاب کردند
سپس آن پسران تیرهایشان را محکم روی تیرهایشان بر روی اهدافشان پرتاب کردند و بدون ترس نیروهای رام را منهدم کردند.788.
ANOOP NIRAAJ STANZA
پسران سری راما با دیدن خشم قوی ها عصبانی می شوند.
با دیدن قدرت و خشم پسران (پسران) رام و تجسم آن رگبار تیرها در آن نوع جنگ شگفت انگیز،
پسران شیاطین (ویبیشانا و غیره) در حال دویدن هستند و صدای وحشتناکی به گوش می رسد.
لشکر شیاطین که صدای وحشتناکی بلند می کردند، فرار کردند و به صورت دایره ای سرگردان شدند.789.
بیشتر فاتارها به اطراف حرکت می کنند و توسط تیرهای تیز سوراخ می شوند.
بسیاری از رزمندگان مجروح پس از اصابت تیرهای تیز شروع به سرگردانی کردند و بسیاری از رزمندگان شروع به سرگردانی کردند و بسیاری از رزمندگان شروع به غرش کردند و بسیاری از آنها که درمانده شدند نفس خود را کشیدند.
شمشیرهای تیز حرکت می کنند و تیغه های سفید می درخشند.
شمشیر تیز لبه های سفید در میدان جنگ زده شد، قدرت آنگاد، هانومان، سوگریوا و غیره شروع به از بین رفتن کرد.790.
( قهرمانان اینگونه افتاده اند ) گویی نیزه ها به زور باد بر زمین افتاده اند .
بسیار پر از غبار و استفراغ خون از دهان آنها.
جادوگران در آسمان فریاد می زنند و شغال ها در زمین پرسه می زنند.
ارواح و ارواح صحبت می کنند و پستچی ها آروغ می زنند. 792.
جنگجویان ارشد مانند کوه به زمین می افتند.
رزمندگانی که با تیر شلیک میشدند به سرعت روی زمین میریختند، غبار به بدنشان میچسبید و خون از دهانشان میریخت.