شکوه چهره آنها مانند ماه و چشمانشان مانند گلهای نیلوفر بزرگ است
با دیدن آن، خدای عشق نیز در حال جذب شدن است و آهوها به آن می پردازند. قلب خود را تسلیم کرده اند
کریشنا تمام احساسات موجود در شیر و بلبل را قربانی آنها می کند.612.
که پادشاهی (لانکا) را به ویبیشانا داده بود و دشمنی مانند راوانا را به زور ساخته بود.
او که ویبیشانا پادشاهی داد و دشمن را مانند راوانا نابود کرد، همان در کشور براجا بازی می کند و انواع خجالتی ها را رها می کند.
او که دیو به نام مور را کشته بود و نیمی از بدن بالی را اندازه گرفته بود
شیام شاعر می گوید که همین ماداوه در بازی عاشقانه و پرشور با گوپی ها غرق است.613.
او که دیو بزرگ و دشمنی به نام مور را ترسانده بود
او که مصائب فیل را زدود و نابود کننده مصائب اولیای الهی است
شاعر می گوید شیام که در برج بهومی لباس زنانه بر کرانه جمنا می پوشد.
همان لباس گوپی ها را در ساحل یامونا دزدیده است و در میان دخترانی اهیر که گرفتار ذوق و شوق و لذت هستند، پرسه می زند.614.
سخنرانی کریشنا خطاب به گوپی ها:
SWAYYA
در بازی عاشقانه و پرشور به من بپیوندید
من با تو راست می گویم نه دروغ
گوپی ها با شنیدن سخنان کریشنا و کنار گذاشتن خجالتی خود تصمیم گرفتند در ذهن خود به بازی هوس آلود با کریشنا بپیوندند.
آنها به نظر می رسیدند که به سمت کریشنا حرکت می کنند مانند کرم درخشانی که از ساحل دریاچه برمی خیزد و به سمت آسمان حرکت می کند.615.
رادا در گروه گوپی ها فقط برای خوشحالی سری کریشنا آواز می خواند.
رادا در میان گروه گوپی ها برای کریشنا آواز می خواند و مانند رعد و برق در میان ابرها می رقصد.
شاعر (شیام) متفکرانه در ذهن خود تشبیه آهنگ خود را گفته است.
شاعر در ستایش آواز او می گوید که در ماه چایتره مانند بلبل در جنگل سرد می شود.616.
آن زنان (گوپی) در حال بازی با کرشنا، پر رنگ (عشق) با تمام زینت های بدنشان.
تمام زنانی که به کریشنا آراسته اند و به شدت عشق می ورزند و تمام محدودیت ها را رها می کنند، با کریشنا آغشته به عشق او بازی می کنند.
سپس در ذهن شیام شاعر، تشبیه بسیار خوبی از تصویر او به این صورت پدید آمده است.