SWAYYA
زنان با شنیدن ورود باسودف (با جنا) بدن خود را تزئین کردند.
با شنیدن آمدن واسودوف، همه زنان زینتی شروع کردند به آواز خواندن و طنز در جشن ازدواج آینده.
(بسیاری) از پشت بام ها بالا می رفتند و به آنها نگاه می کردند.
شاعر با ذکر زیبایی زنانی که از پشت بام خود می بینند، می گوید که آنها مانند مادران خدایان که جشن ازدواج را از روی وسیله نقلیه خود می بینند، ظاهر می شوند.
KABIT
با ورود واسودوف، پادشاه غرفه را ساخت و از دیدن چهره زیبای او بسیار خوشحال شد.
عطرها روی همه آهنگ ها پاشیده شد و کنسولی که انتخاب را تایید کرده بود، جوایز زیادی دریافت کرد.
اوگارسین کبریت را با گذاشتن دست روی سینه اش پرستش کرد، سرش را با خوشحالی خم کرد و در ذهنش خشنود شد.
در این هنگام پادشاه اوگارسین مانند ابر آسمانی که طلا میبارد ظاهر شد، او سکههای طلای بیشماری را به گدایان صدقه داد.
دوره
اوگراساین کانسا را صدا کرد
سپس اوگارسین کانسا را نزدیک خود صدا کرد و گفت: «برو و درهای فروشگاهها را برای خیریه باز کن».
غذا (و غیره) و سایر مواد را به آنها ببرید.
او با آوردن موادی مانند ذرت و غیره و تعظیم، از Vasudev چنین درخواست کرد.30.
کانسا (این را به باسودف) گفت و گفت که فردا شب عروسی است.
کانسا گفت: «ازدواج برای شب آماواس (شب تاریک) ثابت شده است.» در این هنگام کشیش واسودف او را پذیرفت و گفت: «هرطور که شما بخواهید»».
کانسا دستانش را روی هم گذاشت و کل موضوع را گفت (یعنی توضیح داد).
سپس به این طرف آمد، کانسا با دستان بسته همه اتفاقات را بازگو کرد و هنگامی که پوندیت ها فهمیدند که مردم واسودف تاریخ و زمان عروسی را پذیرفته اند، همه در ذهن خود به او برکت دادند.
SWAYYA
شب گذشت و بامداد آمد، سپس (چون) شب شد، آنگاه برآمدند.
شب گذشت، روز طلوع کرد و دوباره شب شد و سپس در آن شب، آتش بازی به نمایش درآمد و رنگ هزاران گل را پراکنده کرد.
جدا از این که هواها در آسمان پرواز می کردند، شاعر شیام تشبیه آنها را روایت می کند
شیام شاعر با دیدن آتش بازی های پرنده در آسمان این را به صورت مجازی می گوید که به نظر او خدایان با دیدن این معجزه در ارگ های کاغذی در آسمان پرواز می کردند.33.
پروهیت به دنبال باسودف رفت و به خانه کانسا رفت.
کشیش ها واسودوف را با خود می برند و به سمت خانه کانسا می روند و با دیدن زنی زیبا در مقابلشان، پوندیت ها باعث افتادن پارچ فلزی او شدند.
(سپس) لادوس خود را با موهای سیاه (در کمر) قرار دادند که خوردند.
از آنجا که شیرینیها با تند تند بیرون افتادهاند و این شیرینیها را میخوردند، هر دو طرف طایفه یادوا به طرق مختلف مورد تمسخر قرار گرفتهاند.
KABIT
زنانی که در حال آواز خواندن و نواختن آلات موسیقی خود و خواندن آوازهای طنز خود هستند بسیار چشمگیر به نظر می رسند.
آنها کمر باریکی مانند شیر دارند، چشمانی مانند فیل دارند و راه رفتنی مانند فیل دارند.
در مربع جواهرات و روی صندلی های الماس و جواهرات، عروس و داماد هر دو با شکوه به نظر می رسند.
با خواندن مانتراهای ودایی و دادن و گرفتن هدایای مذهبی، مراسم ازدواج به خواست خدا با هفت دور ازدواج کامل شد. 35.
دوره
(وقتی) شب فرا رسید، باسودف جی (انواع) خنده در آنجا انجام داد.
شبی که واسودف در جایی ماند و صبح از خواب برخاست، به ملاقات پدرزنش اوگارسین رفت.
SWAYYA
(اوگراساین) ده هزار فیل با وسایل و سه برابر ارابه (به عنوان مهریه) داد.
فیل و اسب و ارابه های سه گانه داده شد، یک لک جنگجو، ده لک اسب و بسیاری از شترهای مملو از طلا داده شد.
شصت کرور سرباز پیاده داده شد، انگار قرار بود برای حفاظت از آنها همراهی کنند.
سی و شش کرور سرباز پیاده داده شد که به نظر می رسید برای محافظت از همه داده شده بود و کانسا خود ارابه ران دواکی و واسودف و برای محافظت از همه شد.
دوره
(زمانی که) کانسا آنها را با تمام ارتش و تجهیزات قدرتمند خود می برد،
وقتی کانسا با تمام نیروها می رفت، در جلو رفتن صدایی نامرئی و ناخوشایند شنید.
سخنرانی آسمانی خطاب به کانسا:
KABIT
خداوند از بین برنده رنج و ریاضتها برای قدرتهای بزرگ و بخشنده سعادت، با کلام آسمانی فرمود:
���ای احمق! مرگت را کجا میبری هشتمین پسر این (دواکی) عامل مرگ تو خواهد بود