میلیون ها ناگار در آنجا شروع به بازی کردند.
شیپورهای زیادی در آنجا به صدا درآمد و ناظران جنگ نیز از ترس به زمین افتادند.377.
چامار استانزا
احضار همه رزمندگان و گرفتن زره با خشم
همه رزمندگان در خشم، اسلحه و سلاح خود را در دست گرفتند، با اصرار به جلو رفتند و فریاد بلند بر سر مخالفان فرود آمد.
آنها با بالا کشیدن تیرها به سمت گوشهایشان تیر میاندازند
کمانها را تا گوشهایشان میکشیدند و تیرهایشان را رها میکردند و بدون اینکه حتی اندکی به عقب بروند، جنگیدند و سقوط کردند.
همه رزمندگان تیر به دست با عصبانیت رفته اند.
با عصبانیت تیرهایی را در آنجا کمان میکردند، آنها به حرکت در میآمدند و نگرانها بهطور غمانگیز کشته میشدند.
سانگ بدون تردید دعوا می کند و به همدیگر حمله می کند.
همه بی باکانه زخم می زدند و دست و پایشان می افتاد، اما باز هم از میدان نبرد فرار نکردند.379.
NISHPAALAK STANZA
با کشیدن کمان و پرتاب تیر با رضایت (بستن به هدف).
رزمندگان با کشیدن کمان خود با افتخار تیرهای خود را پرتاب می کنند و تیرها را با تیرهایی که به سرعت تیرهای بعدی را پرتاب می کنند یکی می کنند.
سپس (کماندار) با دست خود (تیر) بیشتری می کشد. (تیر) می زند و (جنگجو) را مجروح می کند.
با غیرت ضربه می زنند و رزمندگان بزرگی که مجروح شده اند فرار می کنند.380.
(بسیاری) خشمگین شدن، دانش را فراموش می کنند، سرگردانند تا دشمن را بیابند.
لرد (کالکی) به جلو حرکت می کند و دشمنان را با عصبانیت و آگاهانه می کشد و تیرهای خود را به حریف می زند.
رزمنده ای که دست و پایش شکسته در میدان جنگ می افتد.
رزمندگان با دست و پا بریده در میدان نبرد به زمین می افتند و تمام خونشان از بدنشان جاری می شود.381.
رزمندگان دوان دوان می آیند و با عصبانیت شمشیرهای خود را می کشند.
رزمندگان خشمگین می آیند، شمشیرها را می زنند و در حالی که فریاد می زنند، دشمنان را می کشند
پراناها تسلیم می شوند، اما فرار نمی کنند و خود را در میدان جنگ زینت می دهند.
آنها نفس های آخر خود را می کشند، اما میدان جنگ را رها نمی کنند و در این راه با شکوه به نظر می رسند، زنان خدایان با دیدن زیبایی آنها مجذوب خود می شوند.382.
رزمندگان با شمشیرهای کشیده می آیند و فرار نمی کنند.
رزمندگان با شمشیرهای خود می آیند و از این طرف خداوند در خشم خود مبارزان واقعی را می شناسد.
پس از خوردن زخم ها و جنگیدن در میدان جنگ، در Dev-puri (بهشت) می یابند.
رزمندگان پس از درگیری و مجروح شدن راهی خانه خدایان می شوند و در آنجا با سرودهای پیروزی مورد استقبال قرار می گیرند.383.
نراج استانزا
همه رزمندگان مسلح هستند و در حال فرار (به میدان جنگ) هستند.
تمام رزمندگانی که گلدسته میشوند، بر دشمن میافتند و پس از جنگیدن در جنگ، به بهشت میرسند.
جنگجویان دست و پا چلفتی فرار می کنند و زخم های خود را التیام می بخشند.
رزمندگان پیگیر به جلو می دوند و رنج زخم ها را تحمل می کنند، پاهایشان به عقب نمی افتد و دیگر رزمندگان را به پیش می برند.384.
همه رزمندگان خشمگین و پر از خشم فرار می کنند.
همه رزمندگان با عصبانیت جلو می روند و در میدان نبرد شهادت را به آغوش می کشند
آنها با جمع آوری سلاح و زره حمله می کنند.
در برخورد با بازوها و سلاح های خود ضربات کوبنده ای دارند و جنگجویان پایداری که به فکر فرار نیستند ضربات کوبنده ای دارند و پیوسته بی باک رعد و برق می زنند.385.
مریدانگا، دهل، فلوت، تنبور و سنج (و غیره) نواخته می شود.
طبلهای کوچک و بزرگ، فلوتها، خلخالها و غیره صدا ایجاد میکنند و رزمندگانی که پاهایشان را محکم روی زمین گذاشتهاند، با عصبانیت رعد میزنند.
جنگجویان تنومند متفکرانه وارد جنگ می شوند و می جنگند.
رزمندگان پیگیر که دیگران را میشناسند با آنها درگیر میشوند و در میدان جنگ چنان دویدنی است که جهتها درک نمیشود.386.
شیر الهه (یا شکل نیهکالونک شیر) در اطراف حمله می کند و به ارتش (دشمن) حمله می کند.
شیر الهه کالی برای کشتن ارتش با عصبانیت در این راه می دود و می خواهد ارتش را از این طریق نابود کند همانطور که حکیم آگوست اقیانوس را کاملا نوشیده بود.
سناپاتی (بهنی ها) کشته می شوند و به شاه نزدیک می شوند.
رزمندگان پس از کشتن نیروها رعد و برق می زنند و در نبرد هولناک سلاح هایشان با هم برخورد می کند.387.
SWAYYA STANZA
کالکی ('Hari') بسیاری از ارابهها، اسبها و فیلهای همراهان پادشاه را در بدو ورودش کشته است.
به محض ورود لشکر پادشاه، خداوند (کالکی) فیلها، اسبها و ارابههای زیادی را خرد کرد، اسبهایی که پادشاه آن را تزئین کرده بود در میدان جنگ پرسه میزدند.