این که بدن مادر دنیا سریعتر از ذهنش حرکت می کرد، مانند رعد و برق در ابرها ظاهر شد.
وقتی الهه شمشیر خود را در دست گرفت، تمام لشکر شیاطین شکستند.
شیاطین نیز بسیار قدرتمند بودند، آنها نمی مردند و در عوض به شکل های دگرگون شده می جنگیدند.
چندی با پرتاب دیسک خود با دستانش، سر دشمنان را از هم جدا کرد.
در نتیجه جریان خون به گونه ای جاری شد که گویی راما به خورشید آب می دهد.
وقتی آن الهه توانا همه شیاطین جوانمرد را با قدرت خود کشت،
سپس آنقدر خون بر زمین افتاد که به دریای خون تبدیل شد.
مادر جهان با قدرت خود رنج خدایان را از بین برد و شیاطین به خانه یاما رفتند.
سپس الهه دورگا مانند برق در میان ارتش فیل ها درخشید.
دوره،
هنگامی که ماهیشاسورا، پادشاه همه شیاطین، کشته شد،
سپس همه غولها فرار کردند و همه وسایل را پشت سر گذاشتند.
KABIT،
الهه فوقالعاده قهرمان، با شکوه و عظمت خورشید در ظهر، دیو شاه را برای رفاه خدایان کشت.
ارتش اهریمن باقیمانده به گونهای در حال دویدن بود، چون ابر پیش از باد سرعت میگرفت، الهه با قدرت خود پادشاهی را به ایندرا بخشید.
او باعث شد تا حاکمان بسیاری از کشورها به سجده در برابر ایندرا تعظیم کنند و مراسم تاجگذاری او توسط مجمع خدایان با تفکر انجام شد.
به این ترتیب، الهه از اینجا ناپدید شد و خود را در آنجا نشان داد، جایی که خدای شیوا بر روی پوست شیر نشسته بود.
پایان فصل دوم با عنوان "کشتن ماهیشاسورا" همانطور که در CHANDI CHARTRA UKATI BILAS مارکاندیا پورانا ثبت شده است. 2.،
دوره،
به این ترتیب چاندیکا پس از اعطای سلطنت به ایندرا ناپدید شد.
او شیاطین را کشت و آنها را برای رفاه قدیسان نابود کرد.
سویا،
حکیمان بزرگ از تعمق در خدایان خشنود شدند و آسایش یافتند.
قربانی ها انجام می شود، وداها خوانده می شوند و برای رفع رنج، تفکر با هم انجام می شود.
آهنگ های مختلف آلات موسیقی مانند سنج بزرگ و کوچک، شیپور، کتری و رباب به صورت هارمونی ساخته می شوند.
در جایی کینارها و گاندارواس ها آواز می خوانند و جایی گاناس ها، یاکشاها و آپساراها می رقصند.
با صدای کونچه ها و گونگ ها باعث باریدن گل می شوند.
میلیونها خدا که کاملاً تزئین شدهاند، آرتی (طواف) انجام میدهند و با دیدن ایندرا، ارادت شدیدی از خود نشان میدهند.
با دادن هدایا و طواف در اطراف ایندرا، علامت جلویی زعفران و برنج را بر پیشانی خود می زنند.
در تمام شهر خدایان، شور و هیجان فراوان است و خانواده های خدایان در حال خواندن ترانه های شادی هستند.
دوره،
به این ترتیب، از طریق شکوه چاندی، شکوه خدایان افزایش یافت.
همه عالم شادی می کنند و صدای تلاوت نام واقعی به گوش می رسد.
خدایان به راحتی اینگونه حکومت کردند.
اما پس از مدتی، دو دیو قدرتمند به نامهای سامبه و نیسومبه ظاهر شدند.
برای فتح پادشاهی ایندرا، پادشاه سامبه جلو آمد.
با چهار نوع ارتش خود شامل سربازان پیاده، ارابهها و فیلها.
سویا،
ایندرا با شنیدن صدای شیپورهای جنگ و مشکوک شدن به درگاه های ارگ خود،
با توجه به تردید رزمندگان برای آمدن به جنگ، همه دموها در یک مکان جمع شدند.
با دیدن تجمع آنها، اقیانوس ها به لرزه درآمد و حرکت زمین با بار سنگینی تغییر کرد.
دیدن نیروهای سامبه و نیسومبه در حال دویدن. کوه سومرو حرکت کرد و دنیای خدایان آشفته شد.
دوره،
سپس همه خدایان دوان دوان به سوی ایندرا رفتند.
آنها از او خواستند تا به دلیل فتح دموهای قدرتمند، قدم هایی بردارد.
با شنیدن این سخن، پادشاه خدایان خشمگین شد و شروع به گام برداشتن برای جنگ کرد.
او تمام خدایان باقی مانده را نیز فرا خواند.
سویا،