بسیاری بر اثر ضربات گرز متلاشی شدند و کریشنا با قدرت خود همه جنگجویان را در میدان جنگ تحت سلطه خود درآورد. 1777.
از این طرف بالرام و از طرف دیگر کریشنا جنگجویان زیادی را کشتند
جنگاورانی که فاتحان جهان بودند و در روزهای سختی برای شاه بسیار مفید بودند،
سری کریشنا آنها را در میدان جنگ کشته و روی زمین انداخته است.
کریشنا آنها را بی جان کرد و مانند درختان موز ریشه کن شده در اثر وزش شدید باد روی زمین گذاشت.1778.
که خانه را ترک کرده بود تا با پادشاه خوب سری کریشنا بجنگد.
پادشاهانی که خانههای خود را ترک کرده بودند و برای جنگ با کریشنا آمده بودند و در حالی که سوار بر اسبها، فیلها و ارابههای خود ظاهری زیبا داشتند،
آنها با قدرت کریشنا نابود شدند، مانند ابرهایی که باد در یک لحظه نابود می کند
ترسوها که فرار می کردند و از جان خود محافظت می کردند، خود را بسیار خوش شانس می دانستند.1779.
با دیدن تیرها و دیسک کریشنا در حال تخلیه، چرخ ارابه ها نیز به طرز شگفت انگیزی می چرخیدند.
پادشاهان با توجه به شرافت و سنت قبایل خود با کریشنا می جنگند.
و چند پادشاه دیگر که از جراسند فرمان می گیرند با افتخار فریاد می زنند و به جنگ می روند
جنگجویان بزرگ با اشتیاق در آنجا که مجبور نیستند کریشنا را ببینند، برای مبارزه می آیند. 1780.
کریشنا سپس کمان خود را کشید و دسته ای از تیرها را پرتاب کرد
رزمندگانی که توسط آنها متعلق به او بودند، در رنج زیادی به خود می پیچیدند
تیرها به پاهای اسب ها نفوذ کرده است
این تیرهای بالدار که توسط کریشنا بر روی بدن اسب ها پرتاب می شود مانند بال های جدیدی است که توسط حکیم Shalihoter قبلاً بریده شده است.1781.
چاوپای
سپس خشم در ذهن همه دشمنان پر می شود
سپس همه دشمنان پر از خشم شدند و بدون ترس کریشنا را محاصره کردند
آنها با انواع مختلف سلاح ها می جنگند
با فریاد "کشت، بکش، آنها شروع به مبارزه با انواع مختلف سلاح کردند. 1782).
SWAYYA
کرودات سینگ کرپان را گرفت و در مقابل سری کریشنا ایستاد و گفت:
کارودیت سینگ در حالی که شمشیر خود را بیرون آورد، جلوی کریشنا آمد و گفت: «وقتی خاراگ سینگ شما را از موهایتان گرفت و سپس رها کرد، آنگاه به فکر محافظت از خود بودید، از دور دیسک خود را برداشتید.
«شیر را در خانههای شیرفروشان مینوشید، آیا آن روزها را فراموش کردهای؟ و اکنون تصمیم خود را برای جنگیدن گرفته اید.»
شاعر می گوید که کارودیت سینگ به نظر می رسید که کریشنا را با تیرهای سخنان خود می کشد.1783.
با شنیدن چنین چیزهایی، سری کریشنا عصبانی شد و چاکرای سودارشان را در دست گرفت.
کریشنا با شنیدن این سخنان خشمگین شد و دیسک خود را بالا گرفت و خشم خود را در چشمانش نشان داد و بر گردن دشمن انداخت.
بلافاصله سرش بریده شد و روی زمین افتاد. تشبیه (شاعر) شیام چنین گفته است:
با اصابت دیسک، سرش مانند سفالگری که پارچ را از چرخ پایین می آورد و با سیمش می برد، روی زمین افتاد.1784.
کارودیت سینگ که به نام شاترو هانتا (قاتل دشمنان) معروف بود، با کریشنا جنگید که این جنگجو را بی جان کرد.
این جنگجو قبلاً فاتح تمام ده جهت بوده است
روح او مانند نور چراغ خاکی با نور خورشید در خداوند آمیخته شد
با لمس کره خورشید روحش به مقام عالی رسید.1785.
وقتی ساترو بیدار کشته شد، ذهن لرد کریشنا پر از خشم شد.
با کشتن این دشمن، کریشنا به شدت خشمگین شد و تمام تردیدها را رها کرد و وارد ارتش دشمن شد.
بهیراو (به نام) با پادشاه جنگیده و در یک چشم به هم زدن او را بی جان کرده است.
او با پادشاه بهیراو سینگ جنگید و او را نیز در یک لحظه کشت و او از ارابه خود مانند سیاره در حال شکستن و سقوط از آسمان بر زمین افتاد.
رزمندگان پر از خون و با زخم های پر از چرک در میدان نبرد پرسه می زنند
عده ای روی زمین افتاده اند و بدنشان را شغال و کرکس می کشند
و دهان و لب و چشم و غیره بسیاری با منقار خراشیده می شود.
کلاغ ها چشم ها و صورت خیلی ها را به زور می کشند و یوگینی ها در دستانشان روده های خیلی های دیگر را می لرزانند.1787.
دشمنان با در دست گرفتن شمشیرهای خود از چهار جهت با غرور بر ارتش کریشنا افتادند.
از این طرف جنگجویان کریشنا پیشروی کردند،
و به چالش کشیدن دشمن شروع به زدن ضربات با تیر و شمشیر و خنجر خود کرد
کسانی که برای جنگ می آیند، فتح می شوند، اما بسیاری از آنها فرار کرده اند و بسیاری در حال کوبیدن هستند. 1788.
آن رزمندگانی که در حین مبارزه حتی یک قدم هم عقب نشینی نکردند