برای محافظت از گوپاها، کریشنا که به شدت خشمگین شده بود، کوه را از ریشه کنده و روی دست خود قرار داد.
او در حین انجام این کار حتی ذره ای از توان خود را به کار نبرد
هیچ نیرویی از ایندرا نمی توانست روی گوپاها کار کند و او در شرمساری و با چهره ای فرو ریخته،
به طرف خانه اش رفت، داستان شکوه کریشنا در تمام جهان رواج یافت.368.
کریشنا، پسر ناند، آسایش دهنده همه، دشمن ایندرا و استاد عقل واقعی است.
صورت خداوند که در تمام هنرها کامل است، همیشه نور ملایم خود را مانند ماه می دهد، شاعر شیام می گوید که حکیم نارادا نیز او را به یاد می آورد.
همان کریشنا که به شدت خشمگین بود، کوه را حمل کرد و هیچ اثری از ابرها روی مردم پایین نبود و
بدین ترتیب ابرها با توبه به خانه های خود بازگشتند.369.
کریشنا کوه را ریشه کن کرد و روی دستش گذاشت و حتی یک قطره آب هم روی زمین نیفتاد
سپس کریشنا با لبخند گفت: "این ایندرا کیست که با من روبرو می شود؟"
من مادو و کیتابه را هم کشته بودم و این ایندرا برای کشتن من آمده بود
به این ترتیب، هر کلمه ای که خداوند (کریشنا) در میان گوپاها بیان می کرد، مانند یک داستان در سراسر جهان پخش می شد.370.
وقتی سری کریشنا با ایندرا به خاطر محافظت از یتیمان عصبانی شد
هنگامی که کریشنا برای محافظت از گوپاها بر روی ایندرا عصبانی شد، سپس به زمین افتاد و مانند کسی که پایش می لغزد بلند شد.
در پایان عصر، تمام جهان موجودات پایان یافت و سپس دنیای جدیدی به تدریج پدید می آید
همانطور که ذهن یک انسان معمولی گاهی پایین میآید و گاهی بسیار بالا میرود، به همین ترتیب همه ابرها ناپدید میشوند.371.
کریشنا با کاهش اعتبار ایندرا، گوپاها و حیوانات را از نابودی نجات داد
همانطور که دیو موجودی را فقط در یک زمان می بلعد، به همین ترتیب، تمام ابرها در یک لحظه نابود شدند.
او با انجام مرگ خود تمام دشمنان را بدون پرتاب تیر از خود دور کرده است.
کریشنا با بازی عاشقانه خود، تمام دشمنان خود را شکست داد و همه مردم شروع به کشتن کریشنا کردند و به این ترتیب، ایندرا مایا خود را برای محافظت از گوپاها تا کرد.372.
وقتی کوه از ریشه کنده شد و ردیف های بدل ها پیچیده شد، آنگاه همه در ذهن خود فکر کردند.
وقتی ابرها رفتند و کریشنا کوه را ریشه کن کرد، آن وقت نگرانی خود را از ذهنش زدود که کوه برای او بسیار سبک به نظر می رسید.
کریشنا نابود کننده شیاطین، بخشنده آرامش و اهدا کننده نیروی حیات است.
همه مردم در او تدبر کنند و از همه تعمق در دیگران چشم پوشی کنند.373.
وقتی همه گزینه ها حذف شدند، آنگاه همه بازنده ها در دل خود شاد بودند.
وقتی ابرها کم شدند، همه گوپاها خوشحال شدند و گفتند: «خداوند (کریشنا) به ما نترسی داده است.
ایندرا در خشم خود به ما حمله کرده بود، اما او اکنون نامرئی است و
از طریق شکوه کریشنا، حتی یک ابر در آسمان وجود ندارد.374.
همه گوپاها گفتند: «کریشنا بسیار قدرتمند است
او که مور را با پریدن در قلعه و شانخاسورا در آب کشت
او تنها آفريننده جهانيان است و بر آب و زمين گسترده است.
او آفریدگار تمام جهان است و در دشت ها و در آب ها نفوذ می کند، او که پیش از این نامحسوس احساس می شد، اکنون در براجا آمده است.375.
که از هفت قلعه پرید و دیو مرده را کشت و لشکر جاراساندا را کشت.
او که دیو مور را با پریدن در قلعه کشت و ارتش جاراسانده را نابود کرد و ناراکاسورا را نابود کرد و فیل را از اختاپوس محافظت کرد.
آن که ردای دروپادی را پوشانده و احالیای دوخته شده به پای او بریده شده است.
او که آبروی داروپاتی را حفظ کرد و با لمس او آهالیا که تبدیل به سنگ شده بود نجات یافت، همان کریشنا ما را از ابرهای به شدت خشمگین و ایندرا محافظت کرد.376.
او که باعث فرار ایندرا شد، که پوتانا و شیاطین دیگر را کشت، او کریشنا است
او همچنین کریشنا است که نام او در ذهن همه به یاد میآید و برادرش هالدهار شجاع است
به خاطر کریشنا، دردسر گوپاها در یک لحظه تمام شد و این ستایش همان پروردگار است.
که جوانه های معمولی را به گل های نیلوفر آبی تبدیل می کند و یک مرد معمولی را بسیار بلند می کند.377.
از این طرف کریشنا کوه گووردان را حمل می کرد، از طرف دیگر ایندرا،
در حالی که در ذهنش شرمنده بود، گفت که او که رام در عصر ترتا بود، اکنون در براجا مجسم شده است.
و برای اینکه بازی عاشقانه خود را به جهانیان نشان دهد، شکل کوتاه قد انسان را به خود گرفته است.
پوتانا را در یک لحظه با کشیدن پستانک او کشت و دیو آقاسورا را نیز در یک لحظه نابود کرد.378.
کریشنا توانا در براجا به دنیا آمد که تمام رنج های گوپاها را از بین برد
در تجلی او، آسایش اولیا افزایش یافت و رنج های ایجاد شده توسط شیاطین کاهش یافت.
او خالق تمام جهان و از بین برنده غرور بالی و ایندرا است
با تکرار نام او، خوشه های رنج ها از بین می رود.379.