VISHNUPADA KEDARA
بدین ترتیب جنگ شدیدی در گرفت.
بدین ترتیب جنگی هولناک در گرفت و جنگجویان خوب بر زمین افتادند
در میدان نبرد، هاثی (ارتش رزمندگان) عصبانی شد و با سلاح به دست افتاد.
آن جنگجویان پیگیر در خشم خود به بازوها و سلاح های خود می کوبیدند و با نواختن طبل و شیپور خود و جنگیدن دلیرانه، بر زمین می گویند.
صدای نوحه از هر طرف شنیده می شد و رزمندگان به این طرف و آن طرف می دویدند
از این طرف روی زمین می افتادند و آن طرف دختران بهشتی که به هم می ریختند تاج گل می انداختند بر گردنشان و عروسیشان می کردند.
تیرهای بی پایان رفته بود (که) تاریکی به همه طرف گسترش یافته بود.
تاریکی روی پرتاب تیرهای بیشماری پخش شد و جنگجویان مرده به صورت تکه تکه به این طرف و آن طرف پراکنده شدند.27.101.
VISHNUPADA DEVGANDHARI
تهمتزنان ناقوس شیرینی به صدا در میآورند.
آلات موسیقی مرگبار در وارنا نواخته می شد و همه جنگجویان خوب که اسلحه های خود را در دست داشتند رعد و برق می زدند.
پس از پوشیدن زره، زین (روی اسب) و زره پوشیدند.
همه رزمندگان با زره پوشیدن و ضربه زدن در میدان نبرد مانند شیرهای پر از غرور می جنگیدند.
همه رزمندگان با نگه داشتن گرز به جنگ می رفتند.
جنگجویان با در دست داشتن گرزهای خود، برای جنگ حرکت کردند، این جنگجویان در میدان نبرد با شکوه به نظر می رسیدند و حتی ایندرا با دیدن آنها و ظرافت آنها احساس خجالت می کرد.
تکه تکه شده بودند روی زمین می افتادند، اما از میدان جنگ فرار نمی کردند
آنها مرگ را در آغوش می گرفتند و با سلاح های خود به دنیای خدایان می رفتند.28.102.
ویشنوپادا کالیان
سربازان متخاصم به ده جهت می گریزند.
رزمندگان در ده جهت دویدند و با گرز و گلوله توپ و تبر ضرباتی وارد کردند.
در میدان نبرد، رزمندگان دراز کشیده اند، گویی پس از بازی هولی (بهار) در خواب هستند.
رزمندگانی که در میدان نبرد افتاده بودند شبیه گلهای پراکنده بهار بودند
جنگجویان (مانند زغال سنگ) به شدت و دندان قروچه در میدان نبرد می چرخند.
پادشاهان مغرور که دوباره برخاسته بودند، می جنگیدند و جمع جنگجویان خود را که فریاد می زدند و دندان قروچه می کردند به چالش کشیدند.
گانا گاندارب ها مصرف می شوند و دیوها در حالی که می سوزند فریاد می زنند.
گندارواها در حالی که با نیزه، تیر، شمشیر و سایر سلاح ها و سلاح ها می جنگیدند، در غبار غلتیدند، به خدایان فریاد زدند و گفتند: «پروردگارا! ما در پناه تو هستیم، چرا پس انداز می کنی؟» 29.103.
MARU
وقتی رزمندگان دو طرف به هم رسیدند.
هنگامی که رزمندگان از هر دو طرف به جنگ هجوم آوردند و با شنیدن صدای طبل ها و کتری ها با یکدیگر روبرو شدند، ابرهای ساوان احساس خجالت کردند.
خدایان و شیاطین برای دیدن جنگ از وسایل نقلیه هوایی خود بالا رفتند
با دیدن مقالاتی که با طلا و جواهرات پوشانده شده بودند، گاندارواها عصبانی شدند،
و در خشم خود شروع به ریزش جنگنده ها جنگ وحشتناک کرد
تعداد بسیار کمی از رزمندگان در میدان نبرد جان سالم به در بردند و بسیاری از نبرد را رها کردند و فرار کردند
تیرها مانند قطرات باران از ابرها در روز قیامت می باریدند
خود پاراسناث برای دیدن این جنگ شگفت انگیز به آنجا رسید.30.104.
BHAIRAV VISHNUPADA توسط فضل
بوق بزرگ بی وقفه به صدا در می آید.
او گفت: «به شیپورها بزنید و از دید این دختران بهشتی، تمام زمین را ویران خواهم کرد.
«این زمین می تپد و می لرزد و من گرسنگی وایتالس و غیره را سیر خواهم کرد.
من باعث خواهم شد که ارواح، شیاطین، داکینی ها، یوگینی ها و کاکینی ها خون بنوشند تا سیر شوند.
من همه چیز را در همه جهات بالا و پایین نابود خواهم کرد و بسیاری از بهیراوها در این جنگ ظاهر خواهند شد
من حتی امروز ایندرا، چاندرا، سوریا، وارونا و غیره را با برداشتن آنها خواهم کشت
«من از سوی آن پروردگاری که برای او ثانی ندارد، نعمت یافتهام
من خالق جهان هستم و هر کاری که باید انجام دهم، اتفاق خواهد افتاد.31.105.
ویشنوپادا با لطف تو که به زبان گوری می گوید:
چه کسی از من قوی تر است؟
"چه کسی از خودم قدرتمندتر هستم. چه کسی بر من پیروز می شود؟
من حتی ایندرا، چاندرا، اوپندرا را در یک لحظه فتح خواهم کرد
کس دیگری هست که بیاید با من بجنگد
(اگر) مثل راتا عصبانی شوم، هفت اقیانوس را خشک خواهم کرد.
وقتی کمی عصبانی میشوم، میتوانم تمام هفت اقیانوس را خشک کنم و میتوانم با چرخاندن کرورهای یاکشا، گانداروا و کینار دور بریزم.
همه خدایان و شیاطین برده شده اند.
«من همه خدایان و شیاطین را تسخیر کرده و به بردگی گرفتهام، قدرت الهی به من برکت داده شده است و کیست که حتی سایه من را لمس کند.»32.106.
ویشنوپادا مارو
با گفتن این سخن، پرس (نث) بر خشم خود افزود.
به این ترتیب، پاراسنات به شدت خشمگین شد و جلوی سانیاسی ها آمد
سلاح ها و زره ها انواع مختلفی از چوب و تیر هستند.
ضربات اسلحه و اسلحه را به طرق مختلف می زد و با تیرهایش مانند برگ زره رزمندگان را سوراخ می کرد.
تیرها از طرفین تخلیه می شدند که باعث پنهان شدن خورشید می شد
گویا زمین و آسمان یکی شده بودند
ایندرا، چاندرا، حکیمان بزرگ، دیکپال ها و غیره، همه از ترس می لرزیدند
وارونا و کوبر و غیره نیز که حضور قیامت دوم را احساس می کردند، خانه های خود را ترک کردند و فرار کردند.33.107.
ویشنوپادا مارو
زنان بهشتی بسیار شاد شدند
دختران بهشتی شروع کردند به خواندن سرودهای تبریک به این فکر که آنها عروسی جنگجویان بزرگ در آن سوایاموارای جنگ خواهند بود.
با ایستادن روی یک پا ما شاهد نبرد رزمندگان خواهیم بود،
این که روی یک پا بایستند و رزمندگان را در حال نبرد مشاهده کنند و فوراً آنها را به بهشت ببرند و آنها را در تختهای خود بنشینند.
(در آن روز) تصاویر زیبایی از چوب صندل می سازم و آنها را روی بدن زیبایی مانند چوب صندل می گذارم
روزی که با معشوق خود ارتباط برقرار می کردند، آن روز اندام زیبای خود را با صندل تزئین می کردند.
در آن روز بدن را موفق می دانند و اندام را آراسته می کنند.
ای دوست! روزی که پاراسنات را می بستند، در آن روز بدن خود را پربار می شمردند و آن را زینت می دادند.34.108.