رام شاعر می گوید، کریتاسترا سینگ بسیار عصبانی بود و به میدان جنگ پرید.
کراتا سینگ، از سمت کریشنا، خشمگین شد، به میدان جنگ پرید و شمشیر خود را در دست گرفت، جنگی وحشتناک به راه انداخت.
او کمان بزرگ خود را کشید و یک تیر به سمت آنوپام سینگ پرتاب کرد
با برخورد با آن، نیروی حیاتی او با تماس با کره خورشید از آن فراتر رفت.1357.
ایشار سینگ و اسکند سورما هر دو در میدان نبرد از آن بالا رفتند.
جنگجویان قدرتمندی مانند ایشوار سینگ بر او افتادند و دیدند که کراتا سینگ تیرهای تیز خود را به سمت آنها پرتاب کرد.
تیرهای ماه مانند آنها را اصابت کرد و سر هر دو بر زمین افتاد
به نظر میرسید که خرطومشان در خانههایشان سرشان را فراموش کرده است.
پایان فصل با عنوان «کشتن ده پادشاه از جمله آنوپ سینگ در جنگ» در کریشنااتارا در باچیتار ناتاک.
اکنون شرح جنگ با پنج پادشاه کرم سینگ و غیره آغاز می شود.
CHHAPAI
کرم سینگ، جای سینگ و دیگر رزمندگان به میدان جنگ آمدند.
کرم سینگ، جای سینگ، جلاپ سینگ، گاجا سینگ و غیره با خشم فزاینده ای وارد میدان جنگ شدند.
جاگات سینگ (از جمله این) پنج پادشاه بسیار خوش تیپ و شجاع بودند.
پنج جنگجوی قابل توجه، جاگات سینگ و غیره، جنگی هولناک به راه انداختند و بسیاری از یادواها را کشتند.
سپس کریتاسترا سینگ با سفت کردن زره خود چهار پادشاه را کشته است.
شاسترا سینگ، کراتا سینگ، شاترو سینگ و غیره، چهار پادشاه کشته شدند و تنها یک جاگات سینگ زنده ماند که سنت قهرمانانه کشتریاها را قاطعانه پذیرفت.1359.
چاوپای
کرم سینگ و جلاپ سینگ با عجله آمده اند.
کرم سینگ و جلاپ سینگ به جلو رفتند گاجا سینگ و جای سینگ نیز آمد
جاگات سینگ غرور زیادی در ذهن خود دارد.
جاگات سینگ به شدت خودخواه بود، بنابراین مرگ او را الهام کرد و به جنگ فرستاد.1360.
دوره
جنگجویان شجاع کرم سینگ، جالپا سینگ، راج سینگ
کرم سینگ، جلاپ سینگ، گاجا سینگ و جای سینگ، همه این چهار جنگجو توسط کریتاش سینگ کشته شدند.1361.
SWAYYA
کریتاس سینگ چهار پادشاه طرف کریشنا را در میدان جنگ کشته است.
کریتاش سینگ چهار جنگجو را در جنگ از سمت کریشنا کشت و بسیاری دیگر را نیز به محل اقامت یاما فرستاد.
اکنون او رفت و با جگتش سینگ روبرو شد و تیر و کمان او را گرفت
همه رزمندگان دیگری که در آن زمان آنجا ایستاده بودند، شروع به باران کردن تیرهای کریتش سینگ کردند.1362.
او با کشتن و سپس گرفتن شمشیر در دست، ارتش را نابود کرده است.
او پس از کشتن بسیاری از رزمندگان ارتش دشمن، شمشیر خود را گرفت و خود را تثبیت کرد، ضربه ای به سر جگتش سینگ زد.
(در نتیجه) دو نیم شده و از ارابه به زمین افتاده است، معنای آن (دید) را شاعر این گونه دانسته است.
او که دو قسمت شده بود، مانند کوهی که بر اثر سقوط روشنایی به دو قسمت میافتد، از ارابه به پایین افتاد.
دوره
(به نام) کاتین سینگ، جنگجوی ارتش کریشنا (به این ترتیب) بر آن وارد شد.
در این مدت، کاتین سینگ که از یگان ارتش خود بیرون آمد، مانند فیل مستی با خشم فراوان بر روی او افتاد.
SWAYYA
با دیدن آمدن دشمن او را با یک تیر کشت.
با مشاهده آمدن دشمن، او را با یک تیر کشت و لشکر حامی او را نیز در یک لحظه کشت
با کشتن بسیاری از جنگجویان سری کریشنا (سپس او) با عصبانیت به کان نگاه کرد.
او بسیاری از جنگجویان یاداوا را در خشم خود کشت، به سمت کریشنا دید و گفت: «چرا ایستادهای؟» بیا با من بجنگ.�����1365.
سپس سری کریشنا با عصبانیت رفت (و) بلافاصله ارابهنورد ارابه را دور کرد.
سپس کریشنا با عصبانیت باعث شد که ارابه او توسط داروک رانده شود و به سمت او رفت. شمشیر خود را در دست گرفت و او را به چالش کشید و ضربه ای به او زد.
کریتاسترا سینگ سپر را در دست گرفت و ضربه را در جو دوسر خود حفظ کرد.
اما کراتا سینگ با سپر خود و بیرون آوردن شمشیر از غلاف خود را نجات داد و داروک ارابه سوار کریشنا را زخمی کرد.1366.
هر دوی آنها، به شدت خشمگین، با شمشیرهای خود شروع به مبارزه کردند
وقتی کریشنا به دشمن زخم زد، کریشنا را هم زخمی کرد.