شایستگی اهدای غلات (غلات) بیشتر از مال محسوب می شود.
این مطلب در چهار ودا، شش شسترا و هجده پورانا گفته شده است.
دوگانه:
اینجا انبار غله است، برهمین ها را صدا کن و آن را اهدا کن.
هی شیرومنی چوداری! آنچه من می خواهم، این (چیز) من را بپذیر. 9.
(زن) آن برهمین (کنیز) خواستگار را نزد خود خواند
و انبار غله را با دوستش بلند کرد. 10.
بیست و چهار:
احمق (چوذری) نتوانست چیزی بفهمد
چگونه زن او را فریب داده است.
(او) فهمید که امروز آن زن وقف کرده است
(اما) هیچ چیز نمی توانست شخصیت او را درک کند. 11.
هنگامی که به شخصی که پست را ترتیب داد (خدمتکار) اهدا کرد.
پس احمق (چودری) نتوانست چیزی بفهمد.
غذا را در سلول بیرون آوردند و خوردند
و دوست او (زن) را به خانه آورد. 12.
در اینجا نتیجه گیری از فصل 156 مانتری بوپ سامواد از Tria Charitra از سری Charitropachyan است، همه فرخنده است. 156.3098. ادامه می یابد
دوگانه:
در کشور Vidarbha پادشاهی به نام Bhimsaena زندگی می کرد.
فیلها، اسبها و ارابههایی که با الماسها پوشیده شده بودند، مدام جلوی در او تاب میخوردند. 1.
او دختری به نام داموانتی داشت که زیبایی او بی اندازه بود.
خدایان و غول ها با دیدن نور او روی زمین می افتادند. 2.
قاطعانه:
کام دیو نیز می خواست او را به نحوی بدست آورد.
ایندرا و چاندرا هم می گفتند که با او ازدواج کن.
کارتیکیا نیز پس از دیدن او می خواست با او ازدواج کند.
(و با دیدن او) ماها رودرا برای زندگی در بان رفت و (دیگر هرگز) به خانه بازنگشت. 3.
(او) چشم آهو و سخنان فاخته را ربوده است.
نور صاعقه برای همه است و دانه های انار برای دندان نشسته است.
ناک از طوطی ربوده می شود و (با دیدن) بال های موز تسلیم می شود.
کمال از دیدن چشمانش شرمنده رفته است تا در آب پنهان شود. 4.
دوگانه:
زیبایی او به چهار گوشه جهان گسترش یافته است (یعنی مشهور شده است).
و ششناگ، ایندرا و کوبر ("لوکس") همگی می خواهند با او ازدواج کنند.
شنیدن حالت زیبایی زن از دهان پرندگان
قوها پس از ترک منصاروار به آنجا آمده اند. 6.
بیست و چهار:
داموانتی قوها را دید
(پس آنها) در ذهن بسیار فکر کردند.
بلند شد و با دوستانش راه افتاد
و یکی از آنها یک غاز گرفت. 7.
هانس گفت:
ای ملکه! گوش کن، (من) داستانی تعریف می کنم
و توهم ذهن خود را از بین ببرید.
در سمت جنوب پادشاهی به نام نال زندگی می کند.
دنیا او را بسیار زیبا می خواند. 8.
دوگانه:
مردم او را خوش تیپ، خوش تیپ و ثروتمند می نامند.