(پرسيدند) پس از تو به چه كسي وقف كنيم؟
و تاج بر سر چه کسی عوض شود و سایبان سلطنتی سپرده شود؟(10)
چه کسی را از خانه او بیرون کنیم؟
«و به چه کسی باید قدرت حکومت را تفویض کرد؟» (11)
هنگامی که پادشاه به آگاهی رسید، هر دو چشم خود را باز کرد،
و کلمات را طبق روال خود بر زبان آورد (12)
«کسی که نه پا دارد، نه دست، نه چشم و نه زبان،
نه زرنگی نشان می دهد و نه غیرت و ترسی ندارد.(13)
او نه اضطراب دارد، نه شوخ طبعی، نه بهانه ی بیهوده و نه تنبلی.
«نه می تواند بو کند و ببیند و نه از هر دو گوش بشنود.(14)
"کسی که دارای هشت خصلت باشد،
«او را بر تخت سلطنت برگردان تا پادشاهی عادل را اداره کند.» (15)
حکیم وقت از شنیدن این حرف تعجب کرد.
برای روشن شدن، مصمم شد دوباره بپرسد.(16)
او به دادگاه آمد، به طور کامل در مورد آن فکر کرد،
و در فهم حرف اضافه (ملک) کوشید.(17)
راه رفتن به چپ و راست و حرکت در اطراف،
ناگاه کلمات را مانند تیرهای کمان بیرون آورد.(18)
"ای پادشاه! شما (مردی) تفکر نامحدود هستید.
من از آنچه شما فرمودید تعجب کردم.(19)
اگر تکلیف دنیوی به این بزرگی وجود داشته باشد،
گناه است که آن را به دنیا بسپاریم تا (خود) رسیدگی کند.(20)
"ای پادشاه زمین و دریاها!
این هشت ایراد را چگونه فضیلت مینامید؟(21)
«تو هیچ وقت در مبارزه پشتت را نشان ندادی و به هیچ بدنی بدرفتاری نکردی.
«شما هرگز حتی یک انگشت به روی نوشته (دشمنان) نشانه نرفتید.(22)
نه دوستان را آزار دادی و نه دشمنان را که از آسایش لذت ببری.
«هیچ گاه سالکان را ناامید نکردی و دشمن را ناامید نکردی (23)
شما هرگز اجازه نمی دهید یک کاتب رذایل را بنویسد،
و همواره حق را برجستگي داده اند (24)
«تو هرگز به معلمت دلیلی ندادی که تو را پند دهد،
چرا اعمال نیک خود را فراموش کردی؟(25)
در دانشکده خود باشید. چگونه یک شخص می تواند مناقشه کند
فضایل مرتبط با نام شما؟(26)
نه تو به هیچ زنی نگاههای تحقیرآمیزی نکردی،
«و نه به کار کسی بد اندیشیدی.(27)
شما به عمل ناشایست هیچ مردی اعتراض نکرده اید.
«شما همیشه به شکرانه خدای متعال را رجوع کرده اید» (28)
(پادشاه پاسخ داد) آگاهانه بنگر، کسی که کور است،
(او) دید خود را از زشتی های دیگران باز می دارد (29)
(لنگ) پایی ندارد که در کارهای بد قدم بگذارد و در جنگ،
او مانند هزاران نفر دیگر برنمی گردد.(30)
او نمیرود که دزدی کند تا ناراحتیهای متفاوتی ایجاد کند،
نه برای خوردن مشروبات الکلی بیرون می رود و نه خیانت می کند.(31)
(لال) کلمات بد را هجی نمی کند،
و تمایلی به استفاده از الفاظ ناپسند ندارد (32)
(او) در امور دیگران دخالت نمی کند،
«درست است، هنگامی که انسان (دست) آسیب دیده باشد (33)