در حال پرسه زدن در مسیرهای (جنگل) رام با هانومان ملاقات کرد و هر دو با هم دوست شدند.364.
هانومان، سوگریوا، پادشاه میمون ها را آورد تا زیر پای رام بیفتد.
و همگی با یکدیگر به مشورت پرداختند،
همه وزرا نشستند و نظرات شخصی خود را بیان کردند.
رام بالی، پادشاه میمون ها را کشت و سوگریوا را متحد همیشگی خود کرد.365.
پایان فصل با عنوان کشتن بالی در BCHITTAR NATAK.
اکنون شرح ارسال هانومان در جستجوی سیتا آغاز می شود:
GEETA MALTI STANZA
ارتش میمون ها به چهار قسمت تقسیم شد و به هر چهار جهت فرستاده شد و هانومان به لانکا فرستاده شد.
هانومان انگشتر (راما) را گرفت و بلافاصله رفت و از دریا گذشت، به جایی رسید که سیتا (توسط راوانا) در آنجا نگهداری می شد.
هانومان با نابود کردن لانکا، کشتن آکشای کومار و ویران کردن آشوک واتیکا، هانومان برگشت،
و آفریده های راوانا، دشمن خدایان را به رام عرضه کرد.366.
اکنون با ترکیب تمام نیروهایی که همه آنها پیش رفتند (با میلیون ها جنگنده)،
و جنگجویان قدرتمندی مانند رام، سوگریوا، لاکشمن،
جاموانت، سوخن، نیل، هانومان، انگاد و غیره در ارتش خود.
انبوه لشکرهای پسران میمون، مانند ابرها از چهار جهت به جلو فوران کردند.367.
هنگامی که پس از شکافتن دریا و تشکیل گذرگاه، همه از دریا گذشتند.
سپس فرستادگان راوانا برای رساندن خبر به سوی او گریختند.
آنها از او می خواهند که برای جنگ آماده شود.
و شهر زیبای لانکا را از ورود رام محافظت کنید.368.
راوانا ذومرکشا و جامبومالی را فراخواند و آنها را به جنگ فرستاد.
هر دو با فریاد وحشتناک به نزدیک رام رسیدند.
هانومان با خشم شدید محکم روی یک پا روی زمین ایستاد،
و با پای دوم خود به شدت حمله کرد که ذمرکشه توانا به زمین افتاد و درگذشت.369.