جایی در میدان نبرد تاجها افتاده، (جایی) فیلهای بزرگ (افتادهاند) و جایی رزمندگان مشغول نگهداشتن پروندههای (یکدیگر) هستند.
جایی که ناله می کرد و در جایی فیل در حال دویدن دیده می شد، رزمندگانی که موهای همدیگر را گرفته بودند با آنها درگیر جنگ بودند، تیرها مانند باد پرتاب می شدند و با آنها تیرها مانند باد پرتاب می شدند.
رزمندگان بزرگ با خشم شدید (با) تیر، کمان، کرپان (زره و غیره) به زمین افتادند.
جنگجویان بزرگ با در دست داشتن تیرها و کمانها و شمشیرهای خود بر روی (مخالفان) می افتند، رزمندگان از چهار جهت ضربه می زدند و شمشیرها، تبرها و غیره را در دست می گرفتند.
گله ها و سر فیل ها در میدان جنگ خوابیده اند و بزرگ ها (فیل ها) خودنمایی می کنند.
گروههایی از فیلها در پهلوی و پشتیبان صورتشان در جنگ افتاده بودند و مانند کوههایی بودند که هانومان در جنگ راما-راوانا از ریشه کنده و پرتاب کرده بود.389.
Chaturangani Sena ('Chamun') با اشتیاق زیاد سوار شده است، فیل ها بر Kalki ('Kurunalya') سوار شده اند.
با گرفتن ارتش چهارگانه، لرد (کالکی) از طریق فیل ها مورد حمله قرار گرفت و جنگجویان پیگیر شکسته شدند، اما آنها هنوز از گام های خود عقب نشینی نکردند.
غنشیام (کلکی) زره هایی مانند کمان، تیر و کرپان بر بدن دارد.
لرد (کالکی) با تحمل ضربات کمان، شمشیر و سایر سلاح ها و رنگرزی با خون، شبیه کسی بود که در فصل بهار هولی را بازی کرده بود.390.
آواتارای کالکی ("کامالاپاتی") که پس از تحمل ضربات (دشمن) پر از خشم است، اسلحه را در دست گرفته است.
هنگامی که مجروح شد، خداوند به شدت خشمگین شد و اسلحه خود را در دست گرفت، به لشکر دشمن نفوذ کرد و در یک لحظه همه آنها را کشت.
آنهایی که شمشیر زیبا را از بوشانا (در کالکی وری) حمل می کردند، تکه تکه شدند و جنگجویان توانا آنها را بسیار زیبا یافتند.
بر سر رزمندگان فرود آمد و چنان زیبا به نظر می رسید که گویی زیور زخم را به همه رزمندگان میدان نبرد داده است.391.
کالکی خشمگین با شور و شوق بالا رفته و با زره های فراوان بر بدنش آراسته شده است.
لرد کالکی اندام خود را با اسلحه تزئین کرد و با خشم شدید جلو رفت، بسیاری از آلات موسیقی از جمله طبل در میدان جنگ نواخته شد.
(در تمام دنیا) صدا پر می شود، سمادی شیوا آزاد می شود. هم خدایان و هم شیاطین برخاسته و فرار کرده اند،
با دیدن آن جنگ هولناک، قفل های مات شده شیوا نیز شل شد و خدایان و شیاطین هر دو فرار کردند، همه اینها در آن زمان اتفاق افتاد که کالکی از شدت خشم در میدان جنگ غرش کرد.392.
اسبها کشته شدهاند، فیلهای بزرگ سلاخی شدهاند، حتی پادشاهان کشته شدهاند و در میدان جنگ پرتاب شدهاند.
اسبها، فیلها و پادشاهان در میدان جنگ کشته شدند، کوه سومرو لرزید و به زمین افتاد، خدایان و شیاطین هر دو ترسیدند.
تمام رودها از جمله هفت دریا خشک شده اند. مردم و الوک (آخرت) همه به لرزه افتاده اند.
تمام هفت اقیانوس و همه رودخانه ها از ترس خشک شدند، همه مردم لرزیدند، نگهبانان همه جهات شگفت زده شدند که کالکی با عصبانیت به چه کسی حمله کرده است.393.
جنگجویان سرسخت با مراقبت از تیر و کمان دشمنان زیادی را در میدان نبرد سرسختانه کشته اند.
کالکی با نگه داشتن تیر و کمان خود، کرورها دشمنان را کشت، پاها، سرها و شمشیرها در چندین مکان پراکنده بودند، خداوند (کالکی) همه را در خاک غلتید.
چند اسب، چند فیل بزرگ و چند شتر، پرچم و ارابه در مزرعه به پشت خوابیده اند.
فیلها و اسبها و ارابهها و شترها مرده دراز کشیده بودند، انگار میدان جنگ شده بود و تیرها و شیوا به دنبالش میگشت و اینطرف و آن طرف پرسه میزد.394.
پادشاهان دشمن، پر از خشم، به هر چهار جهت گریخته اند و نمی توانند محاصره شوند.
پادشاهان خصمانه، پر از شرم، به هر چهار طرف دویدند و دوباره شروع به زدن ضربات کردند و شمشیرها، گرزها، نیزه ها و غیره خود را با غیرت مضاعف به دست گرفتند.
نماینده (خداوند) سوجان (کالکی) که بازوانش تا زانو است (پادشاهان متخاصم) پر از خشم بر او افتاده اند و به عقب برنمی گردند.
هر کس که برای جنگ با آن قدرتمندترین پروردگار آمد، زنده برنگشت، در حال جنگ با پروردگار (کالکی) و کسب رضایت، از اقیانوس ترس جان سپرد.395.
فیل ها به رنگ (خون) رنگ می شوند و جریان مداوم خون از سر (آنها) جاری می شود.
با جاری شدن جریان خون، فیل ها به رنگ زیبا دیده می شوند، لرد کالکی در خشم خود چنان ویرانی به بار آورد که در جایی اسب ها به زمین افتاده اند و جایی جنگجویان عالی زمین زده شده اند.
(جنگجویان به سرعت می جنگند) مانند کرکس بر روی زمین. آنها پس از جنگیدن سقوط می کنند، اما پا پس نمی کشند.
اگرچه جنگجویان قطعاً روی زمین میافتند، اما حتی دو قدم هم به عقب برنمیگردند، همه آنها مانند کشتیگیرانی هستند که بعد از نوشیدن کنف هولی بازی میکنند.396.
جنگجویان زیادی که زنده ماندند، پر از شور و شوق، دوباره سوار شدند و از چهار طرف به (کالکی) حمله کردند.
رزمندگانی که جنگجویان جان سالم به در میبردند، از چهار طرف با غیرت بیشتر حمله میکردند و تیرها، تیرها، گرزها، نیزهها و شمشیرهایشان را در دست میگرفتند، آنها را میدرخشیدند.
اسبها را شلاق زدهاند و در میدان نبرد فرو بردهاند و مانند گونی پهن شدهاند.
اسبان خود را تازیانه زدند و مانند ابرهای ساوان دست تکان دادند، در لشکر دشمن نفوذ کردند، اما خداوند (کالکی) شمشیر خود را در دست گرفت، بسیاری را کشت و بسیاری را کشت و بسیاری فرار کردند.397.
هنگامی که ضربه کشتار (از کالکی) زده شد، همه رزمندگان سلاح های خود را به زمین انداختند و فرار کردند.
هنگامی که جنگ هولناک به این شکل آغاز شد، رزمندگان فرار کردند و اسلحههای خود را به جا گذاشتند، زرههای خود را کنار گذاشتند و سلاحهای خود را پرتاب کردند و سپس فریاد نزدند.
سری کالکی آواتار اینگونه نشسته است و تمام سلاح ها را در دست دارد
کالکی، گرفتن سلاحهایش در میدان نبرد آنقدر جذاب به نظر میرسد که دیدن زیباییهای او، زمین، آسمان و جهان زیر زمین همه احساس خجالت میکردند.398.
آواتار کالکی با دیدن ارتش دشمن در حال فرار اسلحه در دست گرفته است.
کالکی با دیدن ارتش دشمن در حال فرار، تیر و کمان، شمشیر، گرز و غیره را در دست داشت و همه را در یک لحظه له کرد.
رزمندگان فرار کردهاند، همانطور که با باد میبینند که حروف از بالها میافتد.
رزمندگان مانند برگها قبل از وزش باد فرار کردند، آنهایی که پناه گرفتند، جان سالم به در بردند، دیگران با پرتاب تیرهای خود فرار کردند.399.
سوپریا استانزا
در جایی رزمندگان با هم فریاد می زنند «مارو مارو».