پدرم مرا در راه دور عقد کرده است و من به خانه پدر و مادرم برنمی گردم.
من خوشحالم که پروردگار شوهرم را نزدیک می بینم. در خانه او، من بسیار زیبا هستم.
خداوند شوهر محبوب واقعی من مرا می خواهد. مرا به خود ملحق کرد و عقلم را پاک و والا گرداند.
به تقدیر نیک او را ملاقات کردم و به او آرامش دادند. از طریق حکمت گورو، من فضیلت مند شده ام.
من حق و رضایت پایدار را در دامن خود جمع می کنم و محبوبم از گفتار راست من خشنود است.
ای ناناک، درد جدایی را نخواهم گرفت. از طریق آموزه های گورو، من در آغوش محبت آمیز وجود خداوند ادغام می شوم. ||4||1||
راگ سوهی، مهل اول، چانت، خانه دوم:
خدای یکتا خالق جهانی. به لطف استاد واقعی:
دوستانم به خانه ام آمده اند.
پروردگار واقعی مرا با آنها متحد کرده است.
خداوند هنگامی که او را خشنود می کرد، به طور خودکار مرا با آنها متحد کرد. با اتحاد با برگزیدگان، آرامش پیدا کردم.
من آن چیزی را که ذهنم می خواست به دست آورده ام.
شب و روز با آنها دیدار می کنم، ذهنم خشنود می شود. خانه و عمارت من زیبا شده است.
جريان صوتي ضربه نخورده پانچ شاباد، پنج صداي اوليه، مي لرزد و طنين انداز مي شود. دوستان من به خانه من آمده اند. ||1||
پس بیایید دوستان عزیزم
و ای خواهران سرودهای شادی را بخوان.
سرودهای شادی واقعی را بخوانید تا خدا راضی شود. شما باید در طول چهار عصر جشن گرفته شوید.
پروردگار شوهرم به خانه من آمده و جای من آراسته و آراسته شده است. از طریق شاباد، امور من حل شده است.
با استفاده از مرهم، جوهر عالی، حکمت الهی به چشمانم، صورت خداوند را در سراسر سه جهان می بینم.
پس خواهرانم با من بپیوندید و سرودهای شادی و لذت را بخوانید. دوستان من به خانه من آمده اند. ||2||
ذهن و بدن من از شهد آمبروسیال غرق شده است.
در اعماق هسته من، جواهر عشق خداوند است.
این جواهر ارزشمند در اعماق من است. من به جوهر عالی واقعیت می اندیشم.
موجودات زنده گدای محض هستند. شما پاداش دهنده هستید; تو بخشنده هر موجودی هستی.
تو حکیم و دانا، باطن دانی. خودت خلقت را خلق کردی.
پس گوش دهید، ای خواهران من - Enticer ذهن مرا مجذوب کرده است. جسم و ذهنم غرق شهد است. ||3||
ای روح برتر جهان،
بازی شما واقعی است.
بازی تو راست است ای پروردگار دست نیافتنی و بی نهایت. بدون تو کی میتونه منو بفهمه؟
میلیون ها سیدا و جویندگان روشن فکر وجود دارند، اما بدون تو چه کسی می تواند خود را یکی بنامد؟
مرگ و تولد دوباره ذهن را دیوانه می کند. فقط گورو می تواند آن را در جای خود نگه دارد.
ای نانک، آن که عیب و عیوب خود را با شاباد می سوزاند، فضیلت انباشته می کند و خدا را می یابد. ||4||1||2||
راگ سوهی، مهل اول، خانه سوم:
خدای یکتا خالق جهانی. به لطف استاد واقعی:
بیا ای دوست تا رؤیای مبارک دارشان را ببینم.
من در آستانه در ایستاده ام و مراقب تو هستم. ذهن من پر از چنین آرزوی بزرگی است.
ذهن من پر از چنین اشتیاق بزرگ است. خدایا به من گوش کن - من به تو ایمان دارم.
با خیره شدن به رؤیای مبارک درشان تو، از آرزو رها شدم. درد تولد و مرگ از بین می رود.