اکنون تابستان پشت سر ماست و فصل زمستان در پیش است. با خیره شدن به این نمایشنامه، ذهن متزلزل من متزلزل می شود.
در هر ده جهت، شاخه ها سبز و زنده هستند. چیزی که آهسته می رسد، شیرین است.
ای ناناک، در اسو، خواهش می کنم با من ملاقات کن، معشوق من. گورو واقعی وکیل مدافع و دوست من شده است. ||11||
در کاتک، این به تنهایی اتفاق می افتد که مورد رضایت خداوند است.
چراغ شهود می سوزد که با ذات واقعیت روشن می شود.
عشق روغنی است در چراغ که عروس روح را با پروردگارش پیوند می دهد. عروس خوشحال است، در وجد.
کسی که در عیب و نقص بمیرد، مرگ او موفقیت آمیز نیست. اما کسی که در فضیلت باشکوه بمیرد، واقعاً می میرد.
کسانی که از عبادت عبادی نعم، نام خداوند برخوردارند، در خانه باطن خود می نشینند. امیدشان به توست.
نانک: پروردگارا، دریچه های درگاهت را باز کن و مرا ملاقات کن. یک لحظه برای من مثل شش ماه است. ||12||
ماه ماغر برای آنانی که حمد پروردگار را می خوانند و در وجود او می آمیزند نیکو است.
همسر نیکوکار تسبیحات با شکوه خود را بر زبان می آورد. پروردگار شوهر محبوب من ابدی و تغییر ناپذیر است.
پروردگار اولیه بی تحرک و تغییر ناپذیر، باهوش و خردمند است. تمام دنیا بی ثبات است
او به واسطه خرد معنوی و مراقبه در وجود او می آمیزد. او راضی خداست و او نیز از او راضی است.
من آوازها و موسیقی ها و اشعار شاعران را شنیده ام. اما فقط نام خداوند درد مرا از بین می برد.
ای نانک، آن عروس روح، مورد رضایت پروردگار شوهرش است که عبادت عاشقانه را در حضور معشوقش انجام می دهد. ||13||
در پوه برف می بارد و شیره درختان و مزارع خشک می شود.
چرا نیومدی؟ من تو را در ذهن، بدن و دهانم نگه می دارم.
او در ذهن و بدن من نفوذ می کند و در آن نفوذ می کند. او زندگی جهان است. از طریق کلمه شاباد گورو، از عشق او لذت می برم.
نور او همه کسانی را که از تخم، متولد شده از رحم، از عرق و متولد شده از زمین، هر قلب را پر می کند.
رؤیت پربرکت دارشان را به من عطا کن، ای پروردگار مهربان و رحیم. ای بخشنده بزرگ، به من فهم عطا کن تا نجات پیدا کنم.
ای نانک، خداوند از عروسی که عاشق اوست لذت می برد، مزه می کند و به وجد می آورد. ||14||
در ماغ پاک می شوم; میدانم که حرم زیارت در درون من است.
من دوستم را با سهولت شهودی ملاقات کردم. من فضایل باشکوه او را درک می کنم و در وجودش می آمیزم.
ای معشوق، خداوند زیبای من، لطفاً گوش کن: من جلال تو را می خوانم و در وجود تو می آمیزم. اگر به خواست تو خشنود است، در حوض مقدس داخل غسل می کنم.
گنگ، جامونا، محل ملاقات مقدس سه رود، هفت دریا،
خیریه، هدایا، ستایش و عبادت همه در خداوند متعال است. در طول اعصار، من یکی را درک می کنم.
ای نانک، در ماغ، والاترین ذات، مراقبه در پروردگار است; این حمام مطهر شصت و هشت حرم مطهر زیارتی است. ||15||
در Phalgun، ذهن او از عشق معشوق خشنود است.
شب و روز او شیفته است و خودخواهی اش از بین رفته است.
دلبستگی عاطفی وقتی که او را خشنود کند از ذهن او ریشه کن می شود. در رحمت او به خانه من می آید.
من لباس های مختلف می پوشم، اما بدون معشوق، جایی در عمارت حضورش نمی یابم.
من خود را با گلدسته های گل، گردنبندهای مروارید، روغن های معطر و لباس های ابریشمی آراسته ام.
ای ناناک، گورو مرا با خود متحد کرده است. عروس روح، پروردگار شوهرش را در خانه قلب خود یافته است. ||16||
دوازده ماه، فصول، هفته ها، روزها، ساعت ها، دقیقه ها و ثانیه ها همه عالی هستند،
هنگامی که پروردگار واقعی می آید و او را با سهولت طبیعی ملاقات می کند.
خدای حبیب من مرا ملاقات کرده و همه امور من حل شده است. پروردگار خالق همه راه ها و ابزارها را می داند.
من مورد محبت کسي هستم که مرا زينت داده و برتري داده است. من او را ملاقات کرده ام و از عشق او لذت می برم.
بستر قلبم زیبا می شود، وقتی شوهرم مرا مجذوب می کند. به عنوان گورمخ، سرنوشت بر پیشانی من بیدار و فعال شده است.