پرتوهای نور گسترده می شوند و نیلوفر دل با شادی شکوفا می شود. خورشید وارد خانه ماه می شود.
من بر مرگ غلبه کرده ام. خواسته های ذهن از بین می رود. به لطف گورو، من خدا را پیدا کردم. ||3||
من به رنگ سرمه ای عمیق عشق او رنگ شده ام. من با هیچ رنگ دیگری رنگ نمی شوم.
ای نانک، زبانم از ذائقه خداوندی که همه جا را فراگرفته و فرا گرفته است. ||4||15||
پرابهاتی، اول مهل:
یوگی ها به دوازده مدرسه و سانیاسی ها به ده مدرسه تقسیم می شوند.
یوگی ها و کسانی که لباس مذهبی بر تن دارند و جین ها با موهای کنده شده - بدون کلام شاباد، طناب دور گردنشان است. ||1||
کسانی که با شاباد آغشته شده اند، انصراف دهندگان کاملاً جدا هستند.
آنها التماس می کنند که صدقه را در دستان دل خود دریافت کنند و عشق و محبت را برای یکتا در آغوش بگیرند. ||1||مکث||
برهمن ها کتاب های مقدس را مطالعه و بحث می کنند. آنها مراسم تشریفاتی را انجام می دهند و دیگران را در این مراسم هدایت می کنند.
بدون درک واقعی، آن منمخ های خودخواه چیزی نمی فهمند. از خدا جدا شده اند، درد می کشند. ||2||
کسانی که شباد را دریافت می کنند، مقدس و پاک هستند. آنها در دادگاه واقعی تایید می شوند.
شب و روز، آنها عاشقانه با نعم هماهنگ می شوند. در طول اعصار، آنها در یک حقیقت ادغام شده اند. ||3||
اعمال نیک، درستکاری و ایمان ذرمی، تطهیر، انضباط نفس سخت، ذکر، مراقبه شدید و زیارت عتبات عالیات - همه اینها در شباد باقی می مانند.
ای ناناک، در اتحاد با گوروی واقعی، رنج، گناه و مرگ فرار می کنند. ||4||16||
پرابهاتی، اول مهل:
گرد و غبار پاهای اولیای الهی، گروه مقدس و حمدهای خداوند ما را به آن سوی دیگر می برد.
رسول مرگ بدبخت و وحشت زده با گورمخ ها چه می تواند بکند؟ خداوند در دل آنها می ماند. ||1||
بدون نعم، نام خداوند، زندگی ممکن است به خوبی سوخته شود.
گورموخ می خواند و در مورد خداوند تعمق می کند و بر ملا می خواند. طعم خداوند به ذهن می آید. ||1||مکث||
کسانی که از آموزه های گورو پیروی می کنند آرامش واقعی پیدا می کنند - چگونه می توانم شکوه چنین شخصی را توصیف کنم؟
گورمخ جواهرات و جواهرات و الماس و یاقوت ها و گنج ها را می جوید و می یابد. ||2||
پس خود را بر گنجینه های خرد معنوی و مراقبه متمرکز کنید. عاشقانه با خداوند یگانه راستین و کلام شاباد او هماهنگ بمانید.
در حالت اولیه خداوند بی باک، بی آلایش، مستقل و خودبسنده جذب بمانید. ||3||
هفت دریا مملو از آب مطهر هستند. قایق وارونه روی آن شناور است.
ذهنی که در حواسپرتیهای بیرونی سرگردان است، مهار شده و تحت کنترل است. گورموک به طور شهودی در خدا جذب می شود. ||4||
او اهل خانه است، او اعراض و عبد خداست که به عنوان گورمخ به نفس خود پی می برد.
نانک می گوید، ذهن او از کلام راستین شاباد خشنود و آرام می شود. اصلا دیگری وجود ندارد ||5||17||
راگ پرابهاتی، مهل سوم، چاو پادهای:
خدای یکتا خالق جهانی. به لطف استاد واقعی:
کسانی که گورمخ می شوند و می فهمند بسیار نادر هستند; خداوند از طریق کلام شاباد خود نفوذ و نفوذ دارد.
کسانی که با نعم، نام خداوند آغشته شده اند، آرامش ابدی می یابند. آنها عاشقانه با آن حقیقی هماهنگ می مانند. ||1||