کسی که چنین نامی از خداوند، حر، حر، را فراموش کند، خانواده او بی آبرو می شوند.
خانواده او عقیم و عقیم هستند و مادرش بیوه شده است. ||2||
پروردگارا، اجازه ده تا با مرشد مقدس ملاقات کنم، که شب و روز خداوند را در قلب خود نگه می دارد.
با دیدن گورو، گور سیخ شکوفا می شود، مانند کودکی که مادرش را می بیند. ||3||
عروس روح و پروردگار شوهر با هم زندگی می کنند، اما دیوار سخت خودپرستی بین آنها قرار گرفته است.
گورو کامل دیوار خودپرستی را ویران می کند. بنده ناناک با پروردگار جهان ملاقات کرده است. ||4||1||
ملاار، مهل چهارم:
گنگ، جامونا، گوداواری و ساراسواتی - این رودها برای گرد و غبار پاهای مقدس تلاش می کنند.
انسانها که از گناهان پلید خود لبریز شده اند، در آنها غسل های پاکی می گیرند. آلودگی رودخانه ها با غبار پای حضرت پاک می شود. ||1||
به جای غسل در شصت و هشت حرم زیارتی، غسل پاکی خود را به نام ببرید.
وقتی گرد و غبار پای سات سنگت به چشم برمی خیزد تمام بد اندیشی ها پاک می شود. ||1||مکث||
بهاگراته توبه کننده گنگ را به زیر کشید و شیوا کایدار را تأسیس کرد.
کریشنا گاوها را در کاشی چرا می کرد. از طریق بنده حقیر خداوند، این مکان ها مشهور شد. ||2||
و همه زیارتگاه های مقدس که خدایان برپا کرده اند، آرزوی غبار پای مقدس را دارند.
در ملاقات با قدیس خداوند، گورو مقدس، غبار پاهای او را به صورتم میمالم. ||3||
و همه مخلوقات عالم تو، ای پروردگار و سرور من، مشتاق غبار پای اقدس هستند.
ای نانک، کسی که چنین سرنوشتی بر پیشانی او حک شده، بر خاک پای اقدس مبارک باد. خداوند او را از آن طرف می برد. ||4||2||
ملاار، مهل چهارم:
خداوند برای آن موجود متواضع که از فیض پروردگار برخوردار است، شیرین به نظر می رسد.
گرسنگی و درد او کاملاً از بین رفته است. او ستایش های با شکوه خداوند، حر، حر را می خواند. ||1||
تعمق در پروردگار، حر، حر، حر، فانی رهایی یافته است.
کسی که به آموزههای گورو گوش میدهد و در مورد آنها تعمق میکند، از اقیانوس وحشتناک جهانی عبور میکند. ||1||مکث||
من بنده آن حقیر هستم که به لطف پروردگار، حر، حر.
ملاقات با بنده حقیر خداوند، آرامش حاصل می شود. تمام آلودگی ها و کثیفی های بد اندیشی شسته می شود. ||2||
بنده حقیر فقط برای پروردگار احساس گرسنگی می کند. او فقط زمانی راضی می شود که جلال خداوند را بخواند.
بنده فروتن خداوند ماهی در آب خداوند است. با فراموشی خداوند، خشک می شد و می مرد. ||3||
او به تنهایی این عشق را می شناسد که آن را در ذهن خود جای داده است.
بنده نانک به خداوند خیره شده و در آرامش است. گرسنگی بدنش کاملاً رفع شده است. ||4||3||
ملاار، مهل چهارم:
همه موجودات و مخلوقاتی را که خداوند آفریده است - بر پیشانی آنها، سرنوشت آنها را نوشته است.
خداوند به بنده حقیر خود عظمت شکوهمندی عطا می کند. خداوند او را به وظایفش سفارش می کند. ||1||
گورو واقعی نام، نام خداوند، هار، هار را در درون خود کاشته می کند.