شب و روز، شک و تردید او هرگز متوقف نمی شود. بدون کلمه شاباد، او از درد رنج می برد.
میل جنسی، خشم و حرص در او بسیار قدرتمند است. او زندگی خود را دائماً درگیر امور دنیوی می گذراند.
پاها، دست ها، چشم ها و گوش هایش خسته شده اند. روزهایش شمرده شده و مرگش نزدیک است.
نام واقعی برای او شیرین به نظر نمی رسد - نامی که با آن نه گنج به دست می آید.
اما اگر او در حالی که هنوز زنده است، مرده باقی بماند، با این مردن، واقعاً زندگی می کند. بنابراین، او به رهایی می رسد.
اما اگر چنین کارمای از پیش تعیین شده ای نصیب او نشود، پس بدون این کارما، چه چیزی می تواند به دست آورد؟
به یاد کلمه شاباد گورو فکر کن، ای احمق. از طریق شاباد، نجات و حکمت را به دست خواهید آورد.
ای ناناک، او به تنهایی گوروی واقعی را می یابد که خودبزرگ بینی را از درون حذف می کند. ||2||
پاوری:
کسی که هوشیاری اش پر از مولای من است - چرا باید نسبت به چیزی نگران باشد؟
خداوند بخشنده صلح، پروردگار همه چیز است. چرا ما حتی برای یک لحظه یا یک لحظه چهره خود را از مراقبه او برگردانیم؟
کسى که در خداوند تعمق کند، همه لذتها و آسایشها را به دست مى آورد. بگذارید هر روز برویم و در انجمن قدیسین بنشینیم.
تمام دردها، گرسنگی ها و بیماری های بنده خداوند ریشه کن شده است. بند موجودات فروتن پاره می شود.
به لطف پروردگار، شخص عابد خداوند می شود. با دیدن چهره فداکار فروتن خداوند، تمام جهان نجات یافته و به سراسر جهان منتقل می شود. ||4||
سالوک، مهل سوم:
آن زبانی که نام خداوند را نچشیده است بسوزد.
ای نانک، کسی که ذهنش پر از نام خداوند است، حر، حر، زبانش از کلمه شاباد لذت می برد. ||1||
مهل سوم:
آن زبانی که نام خداوند را فراموش کرده بسوزد.
ای نانک، زبان گورموک نام رب را می خواند و نام پروردگار را دوست دارد. ||2||
پاوری:
خداوند خود ارباب، بنده و عابد است. خداوند خود عامل علل است.
خداوند خودش می بیند و خودش شاد می شود. هر چه او بخواهد ما را امر می کند.
خداوند برخی را در مسیر قرار می دهد و خداوند برخی دیگر را به بیابان هدایت می کند.
خداوند استاد واقعی است. عدالت او درست است. او تمام نمایشنامه هایش را تنظیم می کند و می بیند.
به لطف گورو، خدمتکار ناناک صحبت می کند و ستایش های با شکوه پروردگار واقعی را می خواند. ||5||
سالوک، مهل سوم:
چه نادر است درویشی که انکار مقدس را می فهمد.
لعنت بر زندگی و ملعون بر لباس کسی که سرگردان است و از در به در گدایی می کند.
اما اگر امید و دلهره را رها کند و گورمخ به عنوان صدقه نامی دریافت کند،
سپس نانک پاهایش را می شویند و قربانی او می شوند. ||1||
مهل سوم:
ای نانک درخت یک میوه دارد اما دو پرنده بر آن نشسته اند.
آمدن یا رفتن آنها دیده نمی شود. این پرندگان بال ندارند
یکی از لذت های بسیار لذت می برد، در حالی که دیگری، از طریق کلام شاباد، در Nirvaanaa باقی می ماند.
آغشته به جوهر لطیف میوه نام خداوند، ای ناناک، روح دارای نشان واقعی فیض خداوند است. ||2||
پاوری:
او خودش مزرعه است و خودش کشاورز است. خودش می روید و ذرت را آسیاب می کند.
خودش آن را می پزد، خودش غذا را در ظرف ها می گذارد و خودش می نشیند تا غذا بخورد.