مهل اول:
آن انسانهایی که ذهنشان مانند چالههای تاریک عمیق است، هدف زندگی را حتی وقتی برایشان توضیح داده شود، درک نمیکنند.
عقلشان کور، و نیلوفرهای دلشان وارونه است. آنها کاملا زشت به نظر می رسند
برخی می دانند چگونه صحبت کنند و آنچه را که به آنها گفته می شود درک می کنند. آنها عاقل و زیبا هستند.
برخی در مورد جریان صوتی ناد یا وداها، موسیقی، فضیلت یا رذیلت نمی دانند.
برخی از درک و شعور و عقل متعالی برخوردار نیستند. آنها راز کلام خدا را درک نمی کنند.
ای نانک، آنها خر هستند; آنها بسیار به خود افتخار می کنند، اما هیچ فضیلتی ندارند. ||2||
پاوری:
برای گورموک همه چیز مقدس است: ثروت، دارایی، مایا.
کسانی که مال پروردگار را انفاق می کنند با بخشش آرامش می یابند.
کسانی که در نام خداوند تعمق می کنند هرگز محروم نخواهند شد.
گورموک ها به دیدن خداوند می آیند و چیزهای مایا را پشت سر می گذارند.
ای نانک، فدائیان به چیز دیگری نمی اندیشند. آنها در نام خداوند جذب شده اند. ||22||
سالوک، مهل چهارم:
کسانی که به گورو واقعی خدمت می کنند بسیار خوش شانس هستند.
آنها عاشقانه با شاباد واقعی، کلام خدای یگانه هماهنگ شده اند.
در خانواده و خانواده خود در صمعده طبیعی هستند.
ای نانک، کسانی که با نعم هماهنگ شده اند، به راستی از دنیا جدا شده اند. ||1||
مهل چهارم:
سرویس محاسبه شده اصلا سرویس نیست و کاری که انجام می شود تایید نمی شود.
طعم شاباد، کلام خدا، چشیده نمی شود، اگر انسان فانی عاشق خداوند واقعی نباشد.
شخص سرسخت حتی گورو واقعی را دوست ندارد. او در تناسخ می آید و می رود.
او یک قدم به جلو می رود و ده قدم به عقب.
فانی برای خدمت به گورو واقعی کار می کند، اگر هماهنگ با اراده گورو واقعی قدم بردارد.
او خود بزرگ بینی خود را از دست می دهد و با گورو واقعی ملاقات می کند. او به طور شهودی در خداوند جذب می شود.
ای نانک، آنها هرگز نعم، نام خداوند را فراموش نمی کنند. آنها در اتحاد با پروردگار واقعی متحد شده اند. ||2||
پاوری:
آنها خود را امپراطور و حاکم می نامند، اما هیچ کدام از آنها اجازه اقامت ندارند.
قلعه ها و عمارت های مستحکم آنها - هیچ یک از آنها با آنها همراه نخواهد شد.
طلا و اسبهایشان، چون باد تند، نفرین شدهاند، و لعنت شدهاند، نیرنگهای زیرکانهشان.
با خوردن سی و شش غذای لذیذ، از آلودگی نفخ می کنند.
ای نانک، منموک خودخواه، بخشنده را نمی شناسد و از این رو در رنج است. ||23||
سالوک، مهل سوم:
پاندیت ها و علمای دین و حکیمان خاموش می خوانند و می خوانند تا خسته شوند. آنها با لباسهای مذهبی خود در سرزمینهای بیگانه سرگردان میشوند تا اینکه خسته شوند.
در عشق به دوگانگی، آنها هرگز نام را دریافت نمی کنند. آنها که در چنگال درد نگهداری می شوند، به طرز وحشتناکی رنج می برند.
احمقان کور به سه تفنگ، سه منش خدمت می کنند. آنها فقط با مایا سروکار دارند.
احمق ها با فریب در دل، متون مقدس را می خوانند تا شکم خود را پر کنند.
کسی که به گورو واقعی خدمت می کند، آرامش پیدا می کند. او خودخواهی را از درون ریشه کن می کند.
ای نانک، یک نام وجود دارد که باید در آن سرود و در آن ساکن شد. چقدر نادر هستند کسانی که در این مورد فکر می کنند و می فهمند. ||1||
مهل سوم:
برهنه می آییم و برهنه می رویم. این به فرمان خداوند است. چه کار دیگری می توانیم انجام دهیم؟
شیء متعلق به اوست; او آن را خواهد برد. با چه کسی باید قهر کرد
کسی که گورمخ شود، اراده خدا را می پذیرد. او به طور شهودی در ذات متعالی خداوند می نوشد.
ای نانک، تسبیح بخشنده صلح برای همیشه; با زبان خود خداوند را بچشید. ||2||