وجود درونی من شکوفا می شود. من دائماً می گویم: "پری-و! پری-و! عزیزم! عزیزم!"
من از معشوق عزیزم می گویم و از طریق شاباد نجات پیدا می کنم. تا نتوانم او را ببینم، راضی نیستم.
آن عروس روح که همیشه به شاباد آراسته شده است، در نام خداوند، حر، حر، تعمق می کند.
خواهش می کنم این گدا، بنده حقیر خود را به عطای رحمت عطا کن. لطفا مرا با معشوقم متحد کن
شب و روز، من در مورد گورو، پروردگار جهان، مراقبه می کنم. من قربانی گورو واقعی هستم. ||2||
من سنگی در قایق گورو هستم. لطفا مرا از اقیانوس وحشتناک زهر عبور دهید.
ای گورو، خواهش می کنم، کلام شاباد را عاشقانه به من برکت ده. من خیلی احمقی هستم - لطفا مرا نجات دهید!
من یک احمق و احمق هستم. من چیزی از گستره شما نمی دانم شما به عنوان غیرقابل دسترس و بزرگ شناخته می شوید.
تو خود مهربانی. خواهش میکنم، با رحمت به من برکت بده من بی لیاقت و بی آبروم - لطفا مرا با خودت متحد کن!
در طول زندگی های بی شمار، در گناه سرگردان شدم. اکنون آمده ام به دنبال پناهگاه تو باشم.
به من رحم کن و مرا نجات بده، پروردگار عزیز. من پای گورو واقعی را گرفته ام. ||3||
گورو سنگ فیلسوف است. با لمس او، آهن به طلا تبدیل می شود.
نور من در نور ادغام می شود و بدن-قلعه من بسیار زیباست.
قلعه بدن من خیلی زیباست. من شیفته خدای خودم هستم. چگونه می توانم او را حتی برای یک نفس یا یک لقمه غذا فراموش کنم؟
من خداوند غیب و غیرقابل درک را از طریق کلام شاباد گورو دستگیر کرده ام. من قربانی گورو واقعی هستم.
اگر واقعاً گورو واقعی را خشنود می کند، سرم را در پیشکش پیش گورو واقعی قرار می دهم.
به من رحم کن، ای خدای بزرگ بخشنده، تا نانک در وجود تو درآمیزد. ||4||1||
توخاری، مهل چهارم:
خداوند، هار، هار، دست نیافتنی، غیرقابل درک، بی نهایت، دورترین دور است.
کسانی که در مورد تو فکر می کنند، ای پروردگار جهان - آن موجودات فروتن از اقیانوس وحشتناک و خائنانه جهانی عبور می کنند.
کسانی که در نام خداوند، هار، هار تعمق می کنند، به راحتی از اقیانوس جهانی وحشتناک و خائن عبور می کنند.
کسانی که عاشقانه در هماهنگی با کلام گورو، گورو واقعی گام بر می دارند - خداوند، هار، هار، آنها را با خود متحد می کند.
نور فانی با نور خدا ملاقات می کند و هنگامی که خداوند، پشتیبان زمین، فیض خود را عطا می کند، با آن نور الهی آمیخته می شود.
خداوند، هار، هار، دست نیافتنی، غیرقابل درک، بی نهایت، دورترین دور است. ||1||
ای مولای من، تو دست نیافتنی و نامفهومی. شما کاملاً در هر قلب و قلب نفوذ می کنید.
تو نادیده، ناشناخته و نامفهوم هستی. شما از طریق کلام گورو، گورو واقعی یافت می شوید.
خوشا به حال آن انسانهای فروتن، قدرتمند و کامل که به سنگت گورو، انجمن قدیسین ملحق می شوند و ستایش های باشکوه او را می خوانند.
با درک روشن و دقیق، گورموک ها به شاباد گورو می اندیشند. در هر لحظه، آنها پیوسته از خداوند صحبت می کنند.
وقتی گورمخ می نشیند، نام خداوند را می خواند. هنگامی که گورمخ می ایستد، نام خداوند، حر، حر را می خواند.
ای مولای من، تو دست نیافتنی و نامفهومی. شما کاملاً در هر قلب و قلب نفوذ می کنید. ||2||
آن بندگان حقیر که خدمت می کنند پذیرفته می شوند. آنها به خداوند خدمت می کنند و از آموزه های گورو پیروی می کنند.
همه میلیون ها گناه آنها در یک لحظه پاک می شود. خداوند آنها را دور می برد.
تمام گناه و سرزنش آنها پاک می شود. آنها با ضمیر آگاه خود پروردگار یکتا را می پرستند و می پرستند.