همه خدایان، حکیمان ساکت، ایندرا، شیوا و یوگی ها محدودیت های خداوند را پیدا نکرده اند.
نه حتی برهما که به وداها فکر می کند. من حتی برای یک لحظه از مراقبه در مورد خداوند دست برنخواهم داشت.
خدای مَطَهُورا بر حلیمان مهربان است. او سنگت ها را در سراسر جهان برکت می دهد و بالا می برد.
گورو رام داس، برای نجات جهان، نور گورو را در گورو آرجون گنجاند. ||4||
در تاریکی بزرگ این جهان، خداوند خود را آشکار کرد و به عنوان گورو آرجون تجسم یافت.
متحورا می گوید، میلیون ها درد از کسانی که در شهد آمبروسیال نعم می نوشند، برداشته می شود.
ای موجود فانی، این راه را ترک مکن. فکر نکنید که بین خدا و گورو تفاوتی وجود دارد.
خداوند کامل خدا خودش را نشان داده است. او در قلب گورو آرجون ساکن است. ||5||
تا زمانی که سرنوشتی که بر پیشانیام نوشته نشده بود، در گمشدهها سرگردان بودم و به هر طرف میدویدم.
من در اقیانوس جهانی وحشتناک این عصر تاریک کالی یوگا غرق می شدم و پشیمانی من هرگز پایان نمی یافت.
ای متحورا، این حقیقت اساسی را در نظر بگیر: خداوند برای نجات جهان، خود را مجسم کرد.
هر کس در مورد گورو آرجون دیو مراقبه کند، دیگر مجبور نیست از رحم دردناک تناسخ عبور کند. ||6||
در اقیانوس این عصر تاریک کالی یوگا، نام خداوند به شکل گورو آرجون برای نجات جهان آشکار شده است.
درد و فقر از آن شخصی که قدیس در قلب او زندگی می کند، دور می شود.
او صورت پاک و بی آلایش پروردگار نامتناهی است. غیر از او هیچ چیز دیگری وجود ندارد.
هر کس او را در فکر و گفتار و کردار بشناسد مانند او می شود.
او کاملاً زمین، آسمان و نه منطقه سیاره را فرا گرفته است. او مظهر نور خداست.
متحورا چنین می گوید: هیچ فرقی بین خدا و مرشد نیست. گورو آرجون شخصیت خود خداوند است. ||7||19||
نهر نام خداوند مانند گنگ در جریان است، شکست ناپذیر و توقف ناپذیر. سیک های سنگات همگی در آن غسل می کنند.
به نظر می رسد که متون مقدس مانند پوراناس در آنجا خوانده می شود و خود برهما وداها را می سراید.
چاوری شکست ناپذیر، برس مگس بر سر او موج می زند. او با دهان خود در شهد آمبروسیال نعم می نوشد.
خداوند متعال خود سایبان سلطنتی را بالای سر گورو آرجون قرار داده است.
گورو ناناک، گورو آنگاد، گورو آمار داس و گورو رام داس با هم در حضور خداوند ملاقات کردند.
حربنس چنین می گوید: ستایش آنها در سراسر جهان طنین انداز و طنین انداز است. چه کسی می تواند بگوید که گوروهای بزرگ مرده اند؟ ||1||
هنگامی که اراده خود خداوند متعال بود، گورو رام داس به شهر خدا رفت.
خداوند تخت سلطنتی خود را به او تقدیم کرد و گورو را بر آن نشاند.
فرشتگان و خدایان خوشحال شدند. پیروزی تو را اعلام کردند و جشن گرفتند، ای گورو.
شیاطین فرار کردند. گناهانشان آنها را به لرزه درآورد و در درونشان بلرزاند.
کسانی که گورو رام داس را پیدا کردند از گناهان خود خلاص شدند.
او سایبان سلطنتی و تخت سلطنت را به گورو آرجون داد و به خانه آمد. ||2||21||9||11||10||10||22||60||143||