من پروردگار یکتا را می بینم و پروردگار یکتا را می شناسم. من او را در روح خود درک می کنم.
بدون گورو، من هستم - بدون گورو، من کاملاً بدنام شدهام. ||1||
کسانی که گورو واقعی، گورو واقعی را یافته اند، خداوند خداوند آنها را در اتحاد خود متحد می کند.
پاهایشان، پاهایشان را می پرستم. به پای آنها می افتم.
ای پروردگار، حر، هار، من پاهای کسانی را که در مورد استاد واقعی و خداوند قادر متعال مراقبه می کنند، می پرستم.
تو بزرگترین بخشنده، باطن دان، جستجوگر دلها هستی. خواهش می کنم، ای خداوند پادشاه، ایمان من را پاداش ده.
با ملاقات با گورسیخ، ایمان من به ثواب رسید. شب و روز تسبیحات با شکوه خداوند را می خوانم.
کسانی که گورو واقعی، گورو واقعی را یافته اند، خداوند خداوند آنها را در اتحاد خود متحد می کند. ||2||
من فدای گورسیخ ها هستم دوستان عزیزم.
آنها نام خداوند، نام خداوند را سر می دهند. نعم محبوب، نام خداوند، تنها تکیه گاه من است.
نام خداوند، حر، حر، همراه نفس زندگی من است. بدون آن نمی توانم یک لحظه یا یک لحظه زندگی کنم.
خداوند، حر، حر، بخشنده صلح، رحمت خود را نشان می دهد و گورموک در شهد آمبروسیال می نوشد.
خداوند او را با ایمان برکت می دهد و او را در اتحاد خود متحد می کند. خودش او را زینت می دهد.
من فدای گورسیخ ها هستم دوستان عزیزم. ||3||
خود خداوند، خود خداوند، خداوند متعال مطلق است.
خود خداوند، خود خداوند، ما را با خود متحد می کند. آنچه او انجام می دهد، واقع می شود.
هر آنچه برای خداوند خداوند پسندیده است، تنها به وقوع می پیوندد. کار دیگری نمی توان کرد
حتی با ترفندهای بسیار هوشمندانه نیز نمی توان او را به دست آورد. همه از تمرین زیرکی خسته شده اند.
به لطف گورو، بنده ناناک خداوند را می بیند. بدون خداوند، من اصلاً دیگری ندارم.
خود خداوند، خود خداوند، خداوند متعال مطلق است. ||4||2||
واداهانس، مهل چهارم:
خداوند، گورو واقعی، خداوند، گورو واقعی - اگر فقط می توانستم خداوند، گورو واقعی را ملاقات کنم. پای نیلوفر آبی او برای من بسیار خوشحال کننده است.
تاریکی جهل من برطرف شد، زمانی که گورو مرهم شفابخش خرد معنوی را به چشمانم زد.
گورو واقعی مرهم شفابخش خرد معنوی را بر چشمانم زده است و تاریکی جهل از بین رفته است.
در خدمت گورو، من مقام عالی را به دست آورده ام. من با هر نفس و هر لقمه غذا در خداوند تفکر می کنم.
کسانی که خداوند خداوند فیض خود را بر آنها عطا کرده است، متعهد به خدمت به گورو واقعی هستند.
خداوند، گورو واقعی، خداوند، گورو واقعی - اگر فقط می توانستم خداوند، گورو واقعی را ملاقات کنم. پای نیلوفر آبی او برای من بسیار خوشحال کننده است. ||1||
استاد واقعی من، استاد واقعی من معشوق من است. بدون گورو، من نمی توانم زندگی کنم.
او به من نام پروردگار را می دهد، نام خداوند، تنها همدم من در پایان.
نام خداوند، حر، حر، تنها همراه من در پایان است. گورو، گوروی واقعی، نعم، نام خداوند را در من کاشته است.
در آنجا که نه فرزند و نه همسری با شما همراهی نخواهند کرد، نام خداوند، حر، حر، شما را آزاد خواهد کرد.
متبارک، متبارک است گوروی واقعی، پاک و قادر مطلق خداوند خداوند. در ملاقات با او، در نام خداوند تعمق می کنم.
استاد واقعی من، استاد واقعی من معشوق من است. بدون گورو، من نمی توانم زندگی کنم. ||2||