شما وضعیت والای نام خداوند را نمی دانید. چگونه از آن عبور خواهید کرد؟ ||1||
شما موجودات زنده را می کشید و آن را عمل صالح می نامید. به من بگو برادر، عمل ناشایست را چه می نامی؟
شما خود را عالی ترین حکیم می نامید. پس به چه کسی قصاب می گویید؟ ||2||
شما در ذهن خود کور هستید و خود را درک نمی کنید. چگونه می توانی به دیگران بفهمانی ای برادر؟
به خاطر مایا و پول، دانش می فروشید. زندگی شما کاملا بی ارزش است ||3||
ناراد و ویاسا اینها را می گویند. برو و از سوک دایو هم بپرس.
کبیر می گوید، با ذکر نام خداوند، نجات خواهی یافت. وگرنه غرق میشی برادر ||4||1||
با زندگی در جنگل، چگونه او را پیدا خواهید کرد؟ تا زمانی که فساد را از ذهن خود پاک نکنید.
کسانی که در خانه و جنگل شبیه به هم هستند، کامل ترین مردم جهان هستند. ||1||
آرامش واقعی را در خداوند خواهید یافت،
اگر با محبت در وجود خود روی خداوند ساکن شوید. ||1||مکث||
پوشیدن موهای مات شده و خاکستر کردن بدن و زندگی در غار چه فایده ای دارد؟
انسان با تسخیر ذهن، جهان را تسخیر می کند و سپس از فساد جدا می ماند. ||2||
همه آنها چشم های خود را آرایش می کنند. تفاوت کمی بین اهداف آنها وجود دارد.
اما آن چشمانی که مرهم حکمت معنوی به آنها می زند، مورد تایید و عالی است. ||3||
کبیر می گوید: اکنون پروردگارم را شناختم. گورو به من حکمت معنوی عطا کرده است.
من خداوند را ملاقات کردم و از درون رهایی یافتم. الان اصلا ذهنم پرت نمیشه ||4||2||
شما ثروت و قدرت معنوی معجزه آسایی دارید. پس چه کاری با دیگری دارید؟
در مورد واقعیت صحبت شما چه بگویم؟ من حتی از صحبت با شما خجالت می کشم. ||1||
کسی که خداوند را یافته است،
از در به در سرگردان نیست. ||1||مکث||
دنیای دروغین به امید یافتن ثروتی که برای چند روز استفاده کند، سرگردان است.
آن موجود متواضع که از آب پروردگار می نوشد دیگر تشنه نمی شود. ||2||
هر که بفهمد، به لطف گورو، در میان امید از امید رها می شود.
وقتی روح از هم جدا می شود، همه جا به دیدن خداوند می آید. ||3||
من ذات متعالی نام خداوند را چشیده ام. نام خداوند همه را می برد.
کبیر می گوید من مثل طلا شده ام. شک برطرف شد و من از اقیانوس جهانی عبور کردم. ||4||3||
مانند قطرات آب در آب اقیانوس، و مانند امواج در نهر، در خداوند می آمیزم.
با ادغام وجودم در وجود مطلق خداوند، مانند هوا بی طرف و شفاف شده ام. ||1||
چرا باید دوباره به دنیا بیایم؟
آمدن و رفتن به حکم فرمان اوست. با درک حکم او، در او ادغام خواهم شد. ||1||مکث||
هنگامی که بدنی که از عناصر پنج گانه تشکیل شده است، از بین برود، آنگاه هر گونه شک و تردیدی پایان خواهد یافت.
با کنار گذاشتن مکاتب مختلف فلسفی، به همه یکسان نگاه می کنم. من فقط در یک نام تعمق می کنم. ||2||
هر چه به آن دلبسته باشم، به آن دلبسته ام. اینها اعمالی است که من انجام می دهم.
هنگامی که پروردگار عزیز فیض خود را عطا می کند، آنگاه من در کلمه شاباد گورو ادغام می شوم. ||3||
در حالی که زنده هستید بمیر و با این مردن زنده باش. بنابراین شما دوباره متولد نخواهید شد.