کالیان، مهل چهارم:
خداوندا ای گنجینه رحمت، مرا برکت ده تا حمد و ثنای پروردگار را بخوانم.
من همیشه به تو امید دارم. خدایا کی مرا در آغوشت خواهی گرفت؟ ||1||مکث||
من کودکی احمق و نادان هستم. پدر لطفا به من یاد بده
فرزندت بارها و بارها اشتباه می کند، اما تو از او راضی هستی، ای پدر عالم. ||1||
ای مولای من، هر چه به من می دهی، همان چیزی است که می گیرم.
جای دیگری نیست که بتوانم بروم. ||2||
آن عابدانی که مورد رضایت خداوند هستند - خداوند از آنها خشنود است.
نور آنها در نور ادغام می شود. نورها ادغام شده و با هم ترکیب می شوند. ||3||
خداوند خودش رحم کرده است. او عاشقانه مرا با خودش هماهنگ می کند.
بنده ناناک به دنبال حرم درگاه پروردگار است که از ناموس او محافظت می کند. ||4||6|| مجموعه اول شش ||
کالیان بوپالی، مهل چهارم:
خدای یکتا خالق جهانی. به لطف استاد واقعی:
ای خداوند متعال، پروردگار متعال و استاد، ویران کننده درد، خداوند متعال.
همه ارادتمندان شما از شما التماس می کنند. اقیانوس صلح، ما را از اقیانوس وحشتناک جهان عبور دهید. شما جواهر برآورده کننده آرزو هستید. ||1||مکث||
مهربان بر حلیم و فقیر، پروردگار جهان، پشتیبان زمین، باطن شناس، جستجوگر دل ها، پروردگار عالم.
کسانی که در پروردگار متعال می اندیشند بی باک می شوند. از طریق حکمت آموزه های گورو، آنها در مورد خداوند، خداوند آزادیبخش مراقبه می کنند. ||1||
کسانی که به پناهگاه در پای پروردگار عالم می آیند - آن موجودات فروتن از اقیانوس وحشتناک جهان عبور می کنند.
خداوند عزت فدائیان فروتن خود را حفظ می کند. ای بنده نانک، خود خداوند از لطف خود آنها را غرق می کند. ||2||1||7||
راگ کالیان، مهل پنجم، خانه اول:
خدای یکتا خالق جهانی. به لطف استاد واقعی:
لطفاً این نعمت را به من عطا کن:
باشد که زنبور عسل ذهن من بارها و بارها در عسل پای نیلوفر آبی تو غوطه ور شود. ||1||مکث||
من نگران هیچ آب دیگری نیستم. خواهش می کنم این پرنده آوازخوان را با قطره ای از آب خود برکت ده، پروردگارا. ||1||
تا پروردگارم را ملاقات نکنم راضی نیستم. نانک زندگی می کند و به رؤیای مبارک دارشان خیره می شود. ||2||1||
کالیان، مهل پنجم:
این گدا به نام تو التماس و التماس می کند، پروردگارا.
شما پشتیبان همه هستید، سرور همه، بخشنده صلح مطلق هستید. ||1||مکث||
خیلی ها، خیلی ها، در درگاه شما برای صدقه التماس می کنند. آنها فقط چیزی را دریافت می کنند که تو از دادن آن خشنود هستی. ||1||
مثمر ثمر، مثمر ثمر، رؤیت مبارک دارشان اوست. با لمس لمس او، ستایش های باشکوه او را می خوانم.
ای نانک، ذات آدمی در ذات آمیخته است. الماس ذهن توسط الماس خداوند سوراخ می شود. ||2||2||