با رحمت خود، خدایا ما را به نام خود وصل می کنی. تمام آرامش به اراده تو می رسد. ||مکث||
خداوند همیشه حاضر است. کسی که او را دور می داند،
بارها و بارها می میرد و توبه می کند. ||2||
انسانها کسی را که همه چیز را به آنها بخشیده است به یاد نمی آورند.
غرق در چنین فساد هولناکی، روزها و شب هایشان به هدر می رود. ||3||
ناناک می گوید، به یاد خدای یگانه مراقبه کن.
رستگاری در پناهگاه گورو کامل به دست می آید. ||4||3||97||
آسا، مهل پنجم:
با تعمق در نعم، نام خداوند، ذهن و بدن کاملاً جوان می شوند.
تمام گناهان و غم ها شسته می شود. ||1||
چه مبارک است آن روز ای خواهران و برادران سرنوشت ساز من
هنگامی که حمد و ثنای پروردگار خوانده شود و مقام عالی به دست آید. ||مکث||
عبادت پاهای اولیای الهی،
مشکلات و نفرت از ذهن حذف می شود. ||2||
ملاقات با گورو کامل، درگیری پایان یافت،
و پنج دیو کاملاً رام شده اند. ||3||
کسی که ذهنش پر از نام خداوند است،
ای نانک - فدای او هستم. ||4||4||98||
آسا، مهل پنجم:
ای خواننده، از یکی بخوان،
که تکیه گاه روح و جسم و نفس حیات است.
با خدمت به او، تمام آرامش حاصل می شود.
دیگر به سراغ دیگری نخواهید رفت. ||1||
سرور سعادتمند من برای همیشه در سعادت است. پیوسته و تا ابد در مورد خداوند، گنج برتری فکر کنید.
من فدای مقدسین عزیزم. با لطف آنها، خدا در ذهن ساکن می شود. ||مکث||
هدایای او هرگز تمام نمی شود.
در روش ظریف خود، او به راحتی همه را جذب می کند.
احسان او پاک نمی شود.
پس آن پروردگار واقعی را در ذهن خود محک بزنید. ||2||
خانه او پر از انواع کالاها است.
بندگان خدا هرگز درد نمی کشند.
با حمایت او، حالت عزت بی باک به دست می آید.
با هر دم، از خداوند، گنج برتری بخوان. ||3||
او هر جا که می رویم از ما دور نیست.
هنگامی که او رحمت خود را نشان می دهد، ما خداوند، حر، حر را به دست می آوریم.
من این دعا را به استاد کامل تقدیم می کنم.
نانک برای گنج نام خداوند التماس می کند. ||4||5||99||
آسا، مهل پنجم:
اول، دردهای بدن از بین می رود.
سپس، ذهن کاملاً آرام می شود.
در رحمت خود، گورو نام خداوند را عطا می کند.
من یک قربانی هستم، یک قربانی برای آن گورو واقعی. ||1||
من گورو کامل را به دست آورده ام، ای خواهران و برادران سرنوشت من.
همه بیماری ها، غم ها و رنج ها در پناهگاه گورو واقعی از بین می روند. ||مکث||
پاهای گورو در قلب من می ماند.
من تمام ثمره آرزوهای قلبی ام را دریافت کرده ام.
آتش خاموش است و من کاملاً آرام هستم.
گورو با رحمت خود این هدیه را داده است. ||2||
گورو به بی پناهان پناه داده است.
گورو به بی آبروها افتخار داده است.
گورو با شکستن پیوندهای خود، بنده خود را نجات داده است.
من با زبان خود بنی آمبروسیال کلام او را می چشم. ||3||
از بخت خوب، من پای گورو را می پرستم.
با رها کردن همه چیز، حرم خدا را به دست آورده ام.