هنگامی که تو را خشنود کند، بدن خود را به خاکستر آغشته می کنیم و شاخ و صدف حلزون را می دمیم.
هنگامی که شما را خوشایند می کند، ما کتاب مقدس را می خوانیم و به عنوان ملا و شیخ شناخته می شویم.
هنگامی که تو را خشنود کرد، ما پادشاه می شویم و از انواع ذائقه ها و لذت ها لذت می بریم.
هنگامی که تو را خشنودی، شمشیر می زنیم و سر دشمنان خود را می بریم.
هنگامی که تو را خشنود کند، به سرزمین های بیگانه می رویم. با شنیدن اخبار خانه، دوباره برمی گردیم.
هنگامی که تو را خشنود سازد، ما با نام هماهنگ می شویم، و هنگامی که تو را خشنود می سازد، مورد رضایت تو قرار می گیریم.
نانک این یک دعا را بر زبان می آورد. هر چیز دیگری فقط تمرین دروغ است. ||1||
مهل اول:
تو خیلی بزرگی، همه عظمت از تو جاری می شود. تو خیلی خوب هستی، خوبی از تو ساطع می شود.
تو حقيقي هستي، تمام آنچه از تو سرازير مي شود حقيقت دارد. اصلا هیچ چیز دروغ نیست
صحبت کردن، دیدن، صحبت کردن، راه رفتن، زندگی کردن و مردن همه اینها گذرا هستند.
به حکم فرمانش می آفریند و به فرمانش ما را نگه می دارد. ای نانک، او خودش حق است. ||2||
پاوری:
بدون ترس به گورو واقعی خدمت کنید و شک شما برطرف خواهد شد.
کاری را انجام دهید که گورو واقعی از شما می خواهد.
هنگامی که گورو واقعی مهربان می شود، ما در نعم مراقبه می کنیم.
سود عبادت بسیار عالی است. توسط گورمخ بدست می آید.
منمخ های خودخواه در ظلمت باطل گرفتار شده اند. جز باطل عمل نمی کنند.
به دروازه حقیقت بروید و حقیقت را بگویید.
پروردگار حقیقی، راستین را به عمارت حضور خود می خواند.
ای نانک، حقان تا ابد صادقند. آنها غرق در پروردگار واقعی هستند. ||15||
سالوک، اول مهل:
عصر تاریک کالی یوگا چاقو است و پادشاهان قصاب هستند. عدالت بالها را جوانه زده و پرواز کرده است.
در این شب تاریک باطل، ماه حق هیچ جا دیده نمی شود.
بیهوده جستجو کردهام و آنقدر گیج شدهام.
در این تاریکی نمی توانم راه را پیدا کنم.
در خودپرستی از درد فریاد می زنند.
ناناک می گوید چگونه نجات خواهند یافت؟ ||1||
مهل سوم:
در این عصر تاریک کالی یوگا، کرتان ستایش خداوند به عنوان یک نور در جهان ظاهر شده است.
چقدر نادر هستند آن چند گورمخ که از آن طرف شنا می کنند!
خداوند نگاه فیض خود را می بخشد.
ای نانک، گورمخ جواهر می گیرد. ||2||
پاوری:
بین فدائیان خداوند و مردم جهان، هرگز نمی توان اتحاد واقعی برقرار کرد.
خود خالق معصوم است. او را نمی توان فریب داد. هیچ کس نمی تواند او را فریب دهد.
او فدائیان خود را با خود می آمیزد. آنها حقیقت را تمرین می کنند و فقط حقیقت را.
خداوند خود مردم جهان را گمراه می کند. دروغ می گویند و با دروغ گفتن زهر می خورند.
آنها واقعیت نهایی را نمی شناسند که همه ما باید برویم. آنها به پرورش سم های میل جنسی و خشم ادامه می دهند.
فدائیان به خداوند خدمت می کنند. شب و روز در نعم تعمق می کنند.
آنها با تبدیل شدن به بندگان بندگان خداوند، خودخواهی و خودپسندی را از درون ریشه کن می کنند.
در صحن پروردگار و سرورشان چهره هایشان نورانی است. آنها با کلام راستین شاباد آراسته و تعالی یافته اند. ||16||
سالوک، اول مهل:
آنان که در سحرگاهان خداوند را می ستایند و در او متفکرانه می اندیشند.
پادشاهان کامل هستند. در زمان مناسب، آنها در جنگ می میرند.
در ساعت دوم، تمرکز ذهن به انواع مختلف پراکنده است.
خیلی ها به چاله بی انتها می افتند. آنها به زیر کشیده می شوند و نمی توانند دوباره بیرون بیایند.