عقل را نمی توان با کلمات صرف یافت. توضیح آن به سختی آهن است.
هنگامی که خداوند فیض خود را می دهد، آنگاه به تنهایی دریافت می شود. دیگر ترفندها و دستورات بی فایده است. ||2||
پاوری:
اگر پروردگار مهربان رحمت خود را نشان دهد، آنگاه گورو واقعی پیدا می شود.
این روح در تجسم های بی شماری سرگردان بود، تا اینکه گورو واقعی آن را در کلام شاباد آموزش داد.
هیچ بخشنده ای به بزرگی گورو واقعی وجود ندارد. همه شما مردم این را بشنوید
با ملاقات با گورو واقعی، پروردگار واقعی پیدا می شود. او خودبینی را از درون دور می کند،
و ما را به حقیقت حقایق راهنمایی می کند. ||4||
سالوک، اول مهل:
تمام ساعات شب خدمتکار است و ربع روز کریشنا.
باد و آب و آتش زینت است. خورشید و ماه تجسم هستند.
همه زمین، اموال، ثروت و اشیاء همه عقده هستند.
اى نانك، بدون علم الهى، غارت مى شود و رسول مرگ مى خورد. ||1||
مهل اول:
شاگردان موسیقی می نوازند و گوروها می رقصند.
پاهایشان را حرکت می دهند و سرشان را می چرخانند.
گرد و غبار پرواز می کند و روی موهایشان می ریزد.
مردم با دیدن آنها می خندند و سپس به خانه می روند.
برای نان بر طبل می کوبند.
خود را روی زمین می اندازند.
آنها از کنیزان شیر می خوانند، آنها از کریشناها می خوانند.
آنها از سیتاس و راماس و پادشاهان می خوانند.
خداوند بی باک و بی شکل است. نام او درست است.
تمام هستی مخلوق اوست.
آن بندگانی که سرنوشتشان بیدار شده است، خداوند را بندگی می کنند.
شب عمرشان با شبنم خنک است. ذهن آنها پر از عشق به خداوند است.
با تأمل در استاد، این آموزه ها را به من آموخته اند.
او با اعطای فیض خود، بندگان خود را به آن سو می برد.
پرس روغن، چرخ ریسندگی، سنگ های آسیاب، چرخ سفالگر،
گردبادهای متعدد و بی شمار در بیابان،
فرفره ها، چوب های چرخان، خرمن کوب ها،
غلتیدن های بی نفس پرندگان،
و مردان دور و بر روی دوک ها حرکت می کنند
ای نانک، غلتک ها بی شمارند و بی پایان.
خداوند ما را در اسارت می بندد - ما هم به دور خود می چرخیم.
همه مردم بر اساس اعمالشان می رقصند.
کسانی که می رقصند و می رقصند و می خندند، در خروج نهایی خود خواهند گریست.
نه به آسمان پرواز می کنند و نه سیده می شوند.
آنها به اصرار ذهن خود می رقصند و می پرند.
ای نانک، کسانی که دلشان پر از خوف خداست، حب خدا را هم در دل دارند. ||2||
پاوری:
نام تو پروردگار بی باک است. با خواندن نام تو، لازم نیست به جهنم برود.
روح و جسم همه از آن اوست. درخواست از او که به ما روزی بدهد ضایع است.
اگر مشتاق نیکی هستی، کارهای نیک انجام بده و تواضع کن.
حتی اگر نشانه های پیری را از بین ببری، باز هم پیری در لباس مرگ خواهد آمد.
وقتی تعداد نفس ها پر می شود، هیچکس اینجا نمی ماند. ||5||
سالوک، اول مهل:
مسلمانان شریعت اسلام را می ستایند. آنها می خوانند و در مورد آن تأمل می کنند.
بندگان مقید خداوند کسانی هستند که خود را برای دیدن رؤیای خداوند مقید می کنند.
هندوها پروردگار ستوده را ستایش می کنند. رؤیای مبارک دارشان، شکل او بی نظیر است.
آنها در زیارتگاه های مقدس غسل می کنند، گل می دهند و در مقابل بت ها بخور می سوزانند.
یوگی ها در آنجا در مورد خداوند مطلق مراقبه می کنند. آنها خالق را پروردگار غیب می خوانند.