سرنوشت کامل بر پیشانی و صورت تو حک شده است. برای همیشه ستایش خداوند را بخوان. ||1||مکث||
خداوند غذای آمبروسیال نعم را عطا می کند.
از میلیون ها نفر، تنها تعداد کمی از آنها آن را دریافت می کنند
فقط کسانی که با نگاه لطف خداوند برکت دارند. ||1||
هر که پای گورو را در ذهن خود جای دهد،
از درد و تاریکی از درون رهایی می یابد.
پروردگار واقعی او را با خود متحد می کند. ||2||
پس عشق به کلام بانی گورو را بپذیرید.
اینجا و آخرت، این تنها پشتیبانی شماست.
خداوند خالق خود آن را عطا می کند. ||3||
کسی که خداوند به او الهام می کند تا اراده او را بپذیرد،
عابد دانا و عاقل است.
نانک برای همیشه فدای اوست. ||4||7||17||7||24||
پرابهاتی، مهل چهارم، بیبهاس:
خدای یکتا خالق جهانی. به لطف استاد واقعی:
از طریق آموزه های گورو، من ستایش های با شکوه خداوند را با عشق و لذت می خوانم. من مسحور شدم و عاشقانه با نعم، نام خداوند هماهنگ شدم.
از طریق کلمه شاباد گورو، من در جوهر آمبروسیال می نوشم. من فدای نعم هستم. ||1||
خداوند، زندگی جهان، نفس زندگی من است.
پروردگار متعال و بلند مرتبه برای قلب و باطن من پسندیده شد، زمانی که استاد مانترای خداوند را در گوش من دمید. ||1||مکث||
بیایید، ای مقدسین: بیایید به هم بپیوندیم، ای خواهران و برادران سرنوشت ساز. بیایید ملاقات کنیم و نام خداوند، حر، حر را بخوانیم.
چگونه خدای خود را پیدا کنم؟ لطفاً به من هدیه تعالیم خداوند را برکت دهید. ||2||
خداوند، حر، هار، در انجمن قدیسان ساکن است. با پیوستن به این سنگات، جلال خداوند شناخته می شود.
با خوش شانسی، انجمن مقدسین پیدا شد. از طریق گورو، گورو واقعی، لمس خداوند خداوند را دریافت می کنم. ||3||
من حمد و ثنای باشکوه خداوند، پروردگار و استاد دست نیافتنی من را می خوانم. با خواندن ستایش او، من مسحور شدم.
گورو رحمت خود را بر بنده ناناک ریخته است. در یک لحظه، او را با عطای نام خداوند برکت داد. ||4||1||
پرابهاتی، مهل چهارم:
با طلوع خورشید، گورموک از خداوند صحبت می کند. در تمام طول شب، او در موعظه خداوند ساکن است.
خدای من این اشتیاق را در من تزریق کرده است. من به دنبال پروردگارم خدا هستم. ||1||
ذهن من خاک پای اقدس است.
گورو نام شیرین خداوند، هار، هار را در من کاشته است. با موهایم گرد پای گورو را گردگیری می کنم. ||1||مکث||
روزها و شب های بدبینان بی ایمان تاریک است. آنها در دام دلبستگی به مایا گرفتار شده اند.
خداوند خداوند حتی برای یک لحظه در دل آنها ساکن نمی شود. هر تار موی سرشان کاملاً در بدهی گره خورده است. ||2||
با پیوستن به سات سنگت، جماعت حقیقی، خرد و شعور به دست می آید و از دام های خودپرستی و تملک رها می شود.
نام خداوند و خداوند برای من شیرین به نظر می رسد. از طریق کلام شاباد او، گورو مرا خوشحال کرده است. ||3||
من فقط یک بچه هستم؛ گورو ارباب غیرقابل درک جهان است. در رحمت خود مرا گرامی می دارد و نگه می دارد.
در اقیانوس زهر غرق می شوم. ای خدا، گورو، پروردگار جهان، لطفا فرزندت، ناناک را نجات بده. ||4||2||
پرابهاتی، مهل چهارم:
خداوند یک لحظه مرا از رحمت خود غرق کرد. من ستایش های باشکوه او را با عشق و لذت می خوانم.