دایو-گندهاری:
ای مادر، من از مرگ می شنوم و به آن فکر می کنم و از ترس پر می شوم.
من با چشم پوشی از "مال من و تو" و خودخواهی، به دنبال پناهگاه خداوند و استاد بوده ام. ||1||مکث||
هر چه او بگوید، من آن را خوب می پذیرم. من به آنچه او می گوید «نه» نمی گویم.
بگذار او را حتی برای یک لحظه فراموش نکنم. با فراموش کردن او، میمیرم. ||1||
آرامش بخش، خداوند، خالق کامل، جهل بزرگ من را تحمل می کند.
من بی ارزش و زشت و کم زاده هستم، ای نانک، اما پروردگار شوهرم مظهر سعادت است. ||2||3||
دایو-گندهاری:
ای ذهن من، کرتان ستایش خداوند را برای همیشه بخوان.
با آواز خواندن و شنیدن و تعمق در او، همه، چه در مقام عالی و چه پست، نجات می یابند. ||1||مکث||
هنگامی که راه را می فهمد، جذب همانی می شود که از آن سرچشمه گرفته است.
هر جا که این بدن مد شد، اجازه ماندن در آن وجود نداشت. ||1||
هنگامی که خداوند مهربان شود، آرامش فرا می رسد و ترس و تردید از بین می رود.
ناناک می گوید، امیدهای من برآورده شده است، از طمع خود در سعد سنگات، گروه مقدس، چشم پوشی می کنم. ||2||4||
دایو-گندهاری:
ای عقل من هر طور که خدا راضی است رفتار کن.
از پست ترین ها، کمترین کوچک ترین ها باشید و در نهایت فروتنی صحبت کنید. ||1||مکث||
بسیاری از نمایش های خودنمایی مایا بی فایده است. من عشقم را از اینها دریغ می کنم.
چنانکه چیزی پروردگار و مولای من را خشنود می کند، در آن جلال خود را می یابم. ||1||
من بنده بندگان او هستم; خاک پای بندگانش می شوم، بندگان حقیر او را خدمت می کنم.
من تمام آرامش و عظمت را به دست میآورم، ای نانک، زندهای که نام او را با دهانم سرود. ||2||5||
دایو-گندهاری:
خدایا به لطف تو شک و تردید من برطرف شد.
به رحمت تو همه از آن من هستند. من این را در ذهن خود منعکس می کنم. ||1||مکث||
میلیون ها گناه با خدمت به تو پاک می شوند. بصیرت مبارک درشن تو غم را می راند.
با ذکر نام تو، آرامش عالی را به دست آوردم و نگرانی ها و بیماری هایم رانده شدند. ||1||
میل جنسی، خشم، طمع، دروغ و تهمت فراموش شده است، در سعد سنگات، شرکت مقدس.
اقیانوس رحمت پیوندهای مایا را بریده است. ای نانک، او مرا نجات داده است. ||2||6||
دایو-گندهاری:
تمام زرنگی های ذهنم از بین رفته است.
خداوند و ارباب فاعل است، علت اسباب. ناناک حمایت خود را محکم نگه می دارد. ||1||مکث||
با محو خودبزرگ بینی، وارد حرم او شدم. اینها آموزه هایی است که گورو مقدس بیان می کند.
با تسلیم شدن در برابر اراده خداوند به آرامش می رسم و تاریکی شک برطرف می شود. ||1||
می دانم که تو حکیمی هستی، ای خدا، پروردگار و سرور من. پناهگاه تو را می جویم
در یک لحظه، شما ایجاد و منحل می کنید. ارزش قدرت خلاق شما را نمی توان تخمین زد. ||2||7||
دایو-گندهاری، مهل پنجم:
خداوند خداوند پرانا، نفس حیات من است. او بخشنده صلح است.
به لطف گورو، فقط تعداد کمی او را می شناسند. ||1||مکث||
قدیسان شما عزیزان شما هستند. مرگ آنها را نمی بلعد.
به رنگ زرشکی عمیق عشق تو رنگ آمیزی شده اند و سرمست از ذات والای نام پروردگارند. ||1||