پاوری:
وقتی تو را فراموش می کنم، تمام دردها و رنج ها را تحمل می کنم.
با هزاران تلاش، آنها هنوز حذف نشده اند.
کسی که نام را فراموش کند، فقیر شناخته می شود.
کسی که نام را فراموش کند، در تناسخ سرگردان است.
هر کس پروردگار و مولای خود را به یاد نیاورد، عذاب رسول اکرم (ص) می شود.
کسی که پروردگار و مولای خود را یاد نکند، مریض است.
کسی که پروردگار و مولای خود را یاد نکند، متکبر و متکبر است.
کسی که نام را فراموش کند در این دنیا بدبخت است. ||14||
سالوک، مهل پنجم:
من مثل تو ندیدم تو به تنهایی برای ذهن ناناک خوشایند.
من فداکاری فداکار و فداکار برای آن دوست، آن واسطه، که مرا به شناخت پروردگار شوهرم هدایت می کند، هستم. ||1||
مهل پنجم:
زیباست آن پاهایی که به سوی تو می روند. زیباست آن سر که به پای تو می افتد.
زیباست آن دهانی که تو را ستایش می کند. زیباست آن روحی که در جستجوی پناهگاه توست. ||2||
پاوری:
در ملاقات با عروسان خداوند، در جماعت راستین، سرودهای شادی را می خوانم.
خانه قلب من اکنون ثابت است و دیگر سرگردان بیرون نخواهم رفت.
بد اندیشی همراه با گناه و شهرت بد من از بین رفته است.
من به آرامی و خوش اخلاق معروفم. قلب من پر از حقیقت است
در باطن و ظاهر، خداوند یگانه راه من است.
ذهنم تشنه بصیرت مبارک دارشان است. بنده در پای او هستم.
من جلال و آراسته می شوم، هنگامی که پروردگار و مولایم از من لذت می برد.
من او را از طریق تقدیر مبارک خود ملاقات می کنم، در حالی که مورد رضایت او باشد. ||15||
سالوک، مهل پنجم:
همه فضایل از آن توست، پروردگار عزیز. شما آنها را به ما عطا می کنید. من بی لیاقتم - ای نانک به چه برسم؟
هیچ بخشنده دیگری به بزرگی تو وجود ندارد. من یک گدا هستم؛ برای همیشه از تو التماس میکنم ||1||
مهل پنجم:
بدنم در حال تحلیل رفتن بود و افسرده بودم. گورو، دوست من، مرا تشویق و دلداری داده است.
من در کمال آرامش و آسایش می خوابم. من تمام دنیا را فتح کرده ام. ||2||
پاوری:
دربار بارگاه شما باشکوه و بزرگ است. تخت مقدس شما حق است.
تو امپراتور بالای سر پادشاهان هستی. سایبان و چاوری شما (فلای برس) دائمی و بدون تغییر هستند.
این به تنهایی عدالت واقعی است که مورد رضایت خداوند متعال است.
حتی بیخانمانها نیز زمانی که مورد رضایت خداوند متعال باشد، خانهای دریافت میکنند.
هر کاری که خداوند خالق انجام دهد، کار خوبی است.
کسانی که پروردگار و مولای خود را می شناسند، در بارگاه خداوند می نشینند.
فرمان تو حق است. هیچ کس نمی تواند آن را به چالش بکشد
ای پروردگار مهربان، سبب اسباب، قدرت آفرینش تو توانا است. ||16||
سالوک، مهل پنجم:
با شنیدن تو، بدن و ذهن من شکوفا شد. با خواندن نعم، نام خداوند، من از زندگی سرخ شده ام.
با قدم زدن در مسیر، آرامش خنکی را در اعماق درونم یافتم. با خیره شدن به رؤیای مبارک دارشان گورو، من مسحور شدم. ||1||
مهل پنجم:
من جواهر قلبم را پیدا کرده ام.
من برای آن هزینه ای دریافت نکردم. گورو واقعی آن را به من داد.
جستجوی من به پایان رسیده است و من پایدار شده ام.
ای نانک، من این زندگی بی ارزش انسانی را تسخیر کرده ام. ||2||
پاوری:
کسی که چنین کارمای خوبی بر پیشانی او حک شده است، به خدمت خداوند متعهد است.
کسی که نیلوفر قلبش با ملاقات با گورو شکوفا می شود، شب و روز بیدار و آگاه می ماند.
همه شک و ترس از کسی که عاشق پای نیلوفر آبی خداوند است فرار می کند.