خداوند بهترین دوست من، دوست من، همراه من است. من ستایش های باشکوه پادشاه مقتدر خود را می خوانم.
من او را در قلبم فراموش نخواهم کرد، حتی برای یک لحظه. من با گورو کامل ملاقات کرده ام. ||1||
در رحمت خود از بنده خود محافظت می کند; همه موجودات و مخلوقات در قدرت او هستند.
ای ناناک، کسی که عاشقانه با خدای یگانه، خدای متعالی کامل هماهنگ است، از هر ترسی خلاص شده است. ||2||73||96||
سارنگ، مهل پنجم:
کسی که قدرت خداوند را در کنار خود دارد
- تمام خواسته هایش برآورده می شود و هیچ دردی به او نمی رسد. ||1||مکث||
آن عابد متواضع، بنده خدایش است که به سخنان او گوش می دهد و پس زنده می ماند.
من کوشیده ام که به رؤیای مبارک دارشان خیره شوم. تنها با کارما خوب به دست می آید. ||1||
تنها به لطف گورو است که من دید او را با چشمانم می بینم که هیچ کس نمی تواند با آن برابری کند.
لطفاً این هدیه را به ناناک برکت ده تا بتواند پاهای اولیاء را بشوید و زنده بماند. ||2||74||97||
سارنگ، مهل پنجم:
من با خواندن ستایش های با شکوه خداوند زندگی می کنم.
به من رحم کن ای پروردگار مهربانم تا هرگز تو را فراموش نکنم. ||1||مکث||
ذهن و جسم و مال و همه از آن توست ای پروردگار و سرورم. اصلا جای دیگری برای من وجود ندارد
همانطور که تو مرا حفظ می کنی، من نیز زنده می مانم. هر چه به من بدهی می خورم و می پوشم. ||1||
من یک قربانی هستم، یک قربانی برای Saadh Sangat، گروه مقدس. من دیگر هرگز به تناسخ نمی افتم.
غلام ناناک به دنبال پناهگاه توست، پروردگارا. همانطور که اراده تو را پسندیده است، تو او را هدایت کن. ||2||75||98||
سارنگ، مهل پنجم:
ای ذهن من، نعم عالی ترین آرامش است.
سایر امور مایا فاسد است. آنها گرد و غباری بیش نیستند. ||1||مکث||
مرد فانی در گودال تاریک عمیق دلبستگی خانواده افتاده است. این یک جهنم وحشتناک و تاریک است.
او در تجسم های مختلف سرگردان است و خسته می شود. او بارها و بارها در میان آنها سرگردان است. ||1||
اى پاك كننده گناهكاران، اى دوستدار عابدانت، رحمتت را بر بنده حليمت ببار.
ناناک با کف دستهایی که به هم فشرده شدهاند، این برکت را التماس میکند: پروردگارا، لطفاً مرا در Saadh Sangat، گروه مقدس، نجات بده. ||2||76||99||
سارنگ، مهل پنجم:
درخشش باشکوه خداوند همه جا را فرا گرفته است.
شبهات روحی و جسمی من همگی از بین می رود و از شر این سه بیماری خلاص می شوم. ||1||مکث||
تشنگی من سیراب شد و همه امیدهایم برآورده شد. غصه ها و رنج های من تمام شد
با خواندن ستایشهای با شکوه خداوند بیتحرک، ابدی، تغییر ناپذیر، ذهن، جسم و روح من آرام و دلگرم میشوند. ||1||
میل جنسی، خشم، طمع، غرور و حسادت در Saadh Sangat، شرکت مقدس از بین می رود.
او دوستدار بندگان خود و نابود کننده ترس است. ای نانک، او مادر و پدر ماست. ||2||77||100||
سارنگ، مهل پنجم:
بدون نعم، نام خداوند، جهان بدبخت است.
مانند سگ، آرزوهایش هرگز ارضا نمی شوند. به خاکستر فساد می چسبد. ||1||مکث||
خود خدا با مصرف داروی مسکر، انسان ها را گمراه می کند. آنها بارها و بارها تناسخ می یابند.
او حتی برای یک لحظه به ذکر پروردگار نمی اندیشد و رسول اکرم او را رنج می دهد. ||1||