بلااول، مهل پنجم:
پروردگارا هرگز بنده ات را فراموش نکن.
مرا در آغوش خودت در آغوش بگیر، ای خدای پروردگار و سرورم. به عشق اولیه من نسبت به خود توجه کن، ای پروردگار عالم. ||1||مکث||
خدایا این راه طبیعی توست که گناهکاران را پاک کنی. لطفا اشتباهات من را در قلب خود نگه ندارید.
تو جان من هستی، جان من، ای خداوند، ثروت و آرامش من. به من رحم کن و پرده خودپرستی را بسوزان. ||1||
بدون آب چگونه ماهی می تواند زنده بماند؟ بدون شیر، کودک چگونه می تواند زنده بماند؟
بنده نانک تشنه پای نیلوفری خداوند است. با خیره شدن به رؤیای مبارک پروردگار و استاد درشان، جوهر آرامش را می یابد. ||2||7||123||
بلااول، مهل پنجم:
اینجا و آخرت شادی هست.
گورو کامل مرا کاملاً نجات داده است. خداوند متعال به من لطف داشته است. ||1||مکث||
خداوند، محبوب من، در ذهن و بدن من نفوذ کرده و در آن نفوذ کرده است. تمام دردها و رنج های من از بین رفته است.
در صلح، آرامش و سعادت آسمانی، تسبیح با شکوه خداوند را می خوانم. دشمنان و دشمنان من کاملاً نابود شده اند. ||1||
خداوند محاسن و معایب من را در نظر نگرفته است. در رحمت خود مرا از آن خود قرار داده است.
عظمت پروردگار غیرقابل حرکت و زوال ناپذیر است. ناناک پیروزی خداوند را اعلام می کند. ||2||8||124||
بلااول، مهل پنجم:
بدون ترس از خدا و عبادت عبادی، چگونه کسی می تواند از اقیانوس جهانی عبور کند؟
با من مهربان باش ای فیض نجات بخش گناهکاران. ای مولای من ایمانم را به تو حفظ کن. ||1||مکث||
انسان فانی در مراقبه خداوند را یاد نمی کند. سر می زند سرمست از خودپرستی. او مانند یک سگ در فساد غرق شده است.
کاملا فریب خورده، زندگی او در حال از بین رفتن است. با ارتکاب گناه، در حال غرق شدن است. ||1||
من به حرم تو آمده ام ای نابود کننده درد. ای خداوند معصوم اولیه، ممکن است در سعد سنگات، گروه مقدسین، بر تو ساکن شوم.
ای مولای موی زیبا، نابود کننده دردها، ریشه کن کننده گناهان، نانک زنده است، خیره به رؤیت مبارک دارشان. ||2||9||125||
Raag Bilaaval، پنجمین مهل، Dho-Padhay، خانه نهم:
خدای یکتا خالق جهانی. به لطف استاد واقعی:
او خودش ما را با خودش یکی می کند.
وقتی به حرم تو آمدم گناهانم ناپدید شد. ||1||مکث||
من با چشم پوشی از غرور خودپسندانه و دیگر نگرانی ها، به دنبال حریم مقدسین بوده ام.
ذکر و تعمق در نام تو ای حبیب من بیماری از تن من ریشه کن می شود. ||1||
حتی افراد کاملاً احمق، نادان و بی فکر نیز توسط پروردگار مهربان نجات یافته اند.
ناناک می گوید، من گورو کامل را ملاقات کرده ام. آمدن و رفتن من به پایان رسیده است ||2||1||126||
بلااول، مهل پنجم:
با شنیدن نام تو، من زنده هستم.
وقتی استاد کامل از من راضی شد، آنگاه امیدهای من برآورده شد. ||1||مکث||
درد از بین رفت و ذهنم آرام شد. موسیقی سعادت مرا مجذوب خود می کند.
شوق دیدار با خدای عزیزم در وجودم جوشیده است. من حتی برای یک لحظه نمی توانم بدون او زندگی کنم. ||1||