سنیاسی بدن او را با خاکستر آغشته می کند.
او با چشم پوشی از زنان مردان دیگر، تجرد را انجام می دهد.
من فقط یک احمق هستم، پروردگارا. من به تو امید دارم! ||2||
خشاطریه شجاعانه عمل می کند و به عنوان یک جنگجو شناخته می شود.
شدرا و وایشا برای دیگران کار و بردگی می کنند.
من فقط یک احمق هستم - من با نام خداوند نجات یافته ام. ||3||
تمام کائنات مال توست. خود شما در آن نفوذ کرده و در آن نفوذ می کنید.
ای نانک، گورمخها به عظمت شکوهمند برکت دارند.
من نابینا هستم - خداوند را تکیه گاه خود قرار داده ام. ||4||1||39||
گاری گوارایری، مهل چهارم:
گفتار پروردگار متعالی ترین گفتار و عاری از هر صفت است.
روی آن ارتعاش کنید، در آن مراقبه کنید و به Saadh Sangat، گروه مقدس بپیوندید.
از اقیانوس جهانی وحشتناک عبور کنید و به سخنان ناگفته خداوند گوش دهید. ||1||
ای پروردگار عالم، مرا با سات سنگت، جماعت راستین، متحد کن.
زبان من ذات والای پروردگار را میچشد و تسبیحات جلال پروردگار را میخواند. ||1||مکث||
آن موجودات فروتنی که در نام خداوند، حر، حر، تعمق می کنند
خواهش می کنم مرا بنده بندگانشان قرار ده، پروردگارا.
خدمت به بندگان نهایت کار خیر است. ||2||
کسی که کلام خداوند را می خواند
آن بنده حقیر برای ضمیر آگاه من خوشایند است.
کسانی که از نعمت بزرگ برخوردارند، خاک پای فروتنان را به دست می آورند. ||3||
کسانی که چنین سرنوشت از پیش تعیین شده ای نصیبشان شده است
عاشق مقدسین فروتن هستند.
آن موجودات فروتن، ای نانک، در نعم، نام خداوند، جذب شده اند. ||4||2||40||
گاری گوارایری، مهل چهارم:
مادر عاشق غذا خوردن پسرش است.
ماهی عاشق حمام کردن در آب است.
گورو واقعی دوست دارد غذا را در دهان گورسیک خود قرار دهد. ||1||
ای محبوب من اگر می توانستم آن بندگان حقیر پروردگار را ملاقات کنم.
در دیدار با آنها، غم های من از بین می رود. ||1||مکث||
همانطور که گاو وقتی گوساله ولگردش را پیدا کرد عشقش را به او نشان می دهد،
و همانطور که عروس عشق خود را به شوهرش هنگام بازگشت به خانه نشان می دهد،
بنده فروتن خداوند نیز عاشق خواندن ستایش خداوند است. ||2||
پرنده بارانی عاشق آب باران است که در سیلاب می بارد.
پادشاه دوست دارد ثروت خود را به نمایش بگذارد.
بنده فروتن خداوند عاشق تعمق در پروردگار بی شکل است. ||3||
انسان فانی عاشق جمع آوری مال و ثروت است.
GurSikh عاشق ملاقات و در آغوش گرفتن گورو است.
بنده نانک عاشق بوسیدن پای مقدسه. ||4||3||41||
گاری گوارایری، مهل چهارم:
گدا دوست دارد از صاحبخانه ثروتمند صدقه بگیرد.
فرد گرسنه عاشق خوردن غذا است.
GurSikh دوست دارد با ملاقات با گورو رضایت پیدا کند. ||1||
پروردگارا، رؤیای مبارک دارشان را به من عطا کن. خداوندا به تو امید دارم.
مرا از رحمت خود غرق کن و آرزویم را برآورده کن. ||1||مکث||
پرنده آواز خوان عاشق آفتابی است که در چهره اش می تابد.
با دیدار معشوق، تمام دردهایش پشت سر گذاشته می شود.
GurSikh دوست دارد به چهره گورو خیره شود. ||2||
گوساله عاشق مکیدن شیر مادرش است.
دلش با دیدن مادرش شکوفا می شود.
GurSikh دوست دارد به چهره گورو خیره شود. ||3||
تمام عشق ها و وابستگی های عاطفی دیگر به مایا نادرست است.
آنها مانند تزئینات دروغین و گذرا خواهند گذشت.
خدمتکار ناناک از طریق عشق گورو واقعی برآورده می شود. ||4||4||42||