او ممکن است اعلام کند: "من می توانم هر کسی را بکشم، می توانم هر کسی را دستگیر کنم و می توانم هر کسی را آزاد کنم."
اما هنگامی که فرمان از جانب خداوند متعال می آید، او می رود و در یک روز می رود. ||2||
او ممکن است انواع و اقسام مناسک دینی و اعمال نیک را انجام دهد، اما خداوند خالق و انجام دهنده همه را نمی شناسد.
او تعلیم می دهد، اما آنچه را که موعظه می کند، عمل نمی کند. او واقعیت ماهوی کلام شباد را درک نمی کند.
برهنه آمد و برهنه خواهد رفت. او مانند فیل است که بر روی خود خاک می ریزد. ||3||
ای مقدسین و دوستان، به من گوش دهید: همه این دنیا دروغ است.
فانیانی که مدام ادعا می کنند «مال من، مال من» غرق می شوند. احمق ها تلف می شوند و می میرند.
با ملاقات با گورو، ای ناناک، در نعم، نام خداوند، تأمل می کنم. از طریق نام واقعی، من رهایی یافتم. ||4||1||38||
Raag Aasaa، خانه پنجم، مهل پنجم:
خدای یکتا خالق جهانی. به لطف استاد واقعی:
تمام دنیا در شک و تردید خوابیده است. گرفتاری های دنیوی کور شده است. چه نادر است آن بنده حقیر پروردگار که بیدار و آگاه باشد. ||1||
مرد فانی سرمست از وسوسه بزرگ مایا است که برای او عزیزتر از زندگی است. چه نادر است که آن را کنار بگذارد. ||2||
پاهای نیلوفر آبی به طرز غیر قابل مقایسه ای زیبا هستند. مانترای قدیس نیز همینطور است. چقدر نادر است آن شخص مقدس که به آنها دلبسته باشد. ||3||
ای نانک، در سعد سنگات، گروه مقدس، عشق به معرفت الهی بیدار می شود. رحمت پروردگار نصیب کسانی می شود که چنین سرنوشت خوبی دارند. ||4||1||39||
خدای یکتا خالق جهانی. به لطف استاد واقعی:
Raag Aasaa، خانه ششم، مهل پنجم:
هر چه تو را خشنود سازد، مورد قبول من است. این به تنهایی آرامش و راحتی را به ذهن من می آورد.
تو فاعل، عامل اسباب، توانا و نامتناهی هستی. کسی جز تو نیست ||1||
بندگان حقیر تو با شوق و عشق تسبیحات را می خوانند.
این به تنهایی نصیحت و حکمت و زیرکی برای بنده حقیر است که تو انجامش می دهی یا انجامش می دهی. ||1||مکث||
ای پروردگار محبوب نام تو شهد آمبروسیال است. در سعد سنگات، گروه مقدس، جوهر عالی آن را به دست آورده ام.
آن موجودات فروتن راضی و برآورده می شوند و ستایش خداوند را، گنج صلح می خوانند. ||2||
کسی که از حمایت تو برخوردار است، پروردگارا، دچار اضطراب نمی شود.
کسی که مورد رحمت مهربانت قرار گیرد، بهترین و خوشبخت ترین پادشاه است. ||3||
شک و دلبستگی و فریب همه از بین رفتند، از زمانی که رؤیت مبارک دارشان را به دست آوردم.
در نعم معامله می کنیم، ای نانک، راستگو می شویم و در عشق به نام پروردگار، جذب می شویم. ||4||1 | 40||
آسا، مهل پنجم:
او کثیفی تجسم دیگران را میشوید، اما پاداش اعمال خود را به دست میآورد.
او در این دنیا آرامش ندارد و در بارگاه خداوند جایی ندارد. در شهر مرگ او را شکنجه می کنند. ||1||
تهمت زن بیهوده جان خود را از دست می دهد.
در هیچ کاری نمی تواند موفق شود و در دنیا آخرت هم اصلا جایی نمی یابد. ||1||مکث||
سرنوشت بد تهمت زن چنین است - موجود بیچاره چه می تواند بکند؟
او در آنجا ویران شده است، جایی که هیچ کس نمی تواند از او محافظت کند. به چه کسی باید شکایت کند؟ ||2||