برخی شب و روز برهنه سرگردانند و هرگز نمی خوابند.
برخی اعضای خود را در آتش می سوزانند و به خود آسیب می رسانند و خود را خراب می کنند.
بدون نام، بدن به خاکستر تبدیل می شود. آن وقت حرف زدن و گریه کردن چه فایده ای دارد؟
کسانی که به گورو واقعی خدمت می کنند، در بارگاه پروردگار و استاد خود زینت و تعالی می یابند. ||15||
سالوک، مهل سوم:
پرنده بارانی در ساعات شبانه صبح قبل از سپیده دم غوغا می کند. دعاهایش در صحن خداوند شنیده می شود.
فرمان به ابرها صادر می شود که باران رحمت ببارد.
من فدای کسانی هستم که پروردگار واقعی را در دل خود جای داده اند.
ای ناناک، از طریق نام، همه جوان می شوند، با تفکر در کلام شاباد گورو. ||1||
مهل سوم:
ای مرغ بارانی، این راه رفع تشنگی نیست، هر چند صد بار فریاد بزنی.
به لطف خدا، گورو واقعی پیدا شد. به لطف او، عشق سرازیر می شود.
ای نانک، وقتی پروردگار و استاد در ذهن می ماند، فساد و شر از درون می رود. ||2||
پاوری:
برخی جین هستند و وقت خود را در بیابان تلف می کنند. با سرنوشت از پیش تعیین شده خود، ویران شده اند.
نعم، نام خداوند، بر لبان ایشان نیست. در حرم های زیارتی غسل نمی کنند.
آنها به جای تراشیدن، موهای خود را با دست در می آورند.
روز و شب ناپاک می مانند. آنها کلام شاباد را دوست ندارند.
آنها نه مقامی دارند، نه افتخاری دارند و نه کارما خوبی دارند. آنها زندگی خود را بیهوده تلف می کنند.
عقلشان باطل و نجس است. آنچه می خورند نجس و نجس است.
بدون شاباد، هیچ کس به یک سبک زندگی با رفتار خوب دست نمی یابد.
گورموک در خداوند واقعی، خالق جهانی، جذب شده است. ||16||
سالوک، مهل سوم:
در ماه سعوان، عروس شاد است و به کلام شاباد گورو می اندیشد.
ای نانک، او تا ابد یک عروس روح شاد است. عشق او به گورو نامحدود است. ||1||
مهل سوم:
در ساوان، او که فضیلتی ندارد، در دلبستگی و عشق به دوگانگی سوخته است.
ای نانک، او ارزش پروردگار شوهرش را نمی داند. تمام تزئینات او بی ارزش است ||2||
پاوری:
خداوند حقیقی، غیبی و مرموز با لجاجت برنده نمی شود.
برخی بر اساس راگاهای سنتی می خوانند، اما خداوند از این راگها راضی نیست.
برخی می رقصند و می رقصند و ضرب آهنگ را حفظ می کنند، اما او را با عبادت نمی پرستند.
برخی از خوردن غذا خودداری می کنند. با این احمق ها چیکار میشه کرد
تشنگی و میل به شدت افزایش یافته است. هیچ چیز رضایت نمی آورد
برخی با تشریفات گره خورده اند. آنها خود را تا سر حد مرگ زحمت می دهند.
در این دنیا، سود با نوشیدن شهد آمبروسیال نعم حاصل می شود.
گورمخ ها در عبادت عاشقانه خداوند جمع می شوند. ||17||
سالوک، مهل سوم:
آن گورموخ هایی که در راگا ملاار می خوانند - ذهن و بدنشان خنک و آرام می شود.
از طریق کلام شاباد گورو، آنها به خداوند یگانه و حقیقی پی می برند.
ذهن و بدن آنها صادق است. آنها از پروردگار راستین اطاعت می کنند و به راستی شناخته می شوند.
عبادت عبادی واقعی در اعماق آنها نهفته است. آنها به طور خودکار با افتخار مورد برکت قرار می گیرند.
در این عصر تاریک کالی یوگا، تاریکی مطلق وجود دارد. منمخ خودخواه راه را پیدا نمی کند.
ای نانک، بسیار خوشا به حال آن گورمخها که خداوند بر آنها نازل شده است. ||1||
مهل سوم:
ابرها مهربانانه می بارد و شادی در ذهن مردم موج می زند.
من برای همیشه فدای کسی هستم که به فرمان او ابرها از باران میبارند.