در خدمت گورو واقعی خود، همه میوه ها را به دست آورده ام.
من پیوسته روی نام آمبروسیال خداوند تعمق می کنم.
در جامعه مقدسین از درد و رنج خود خلاص شده ام.
ای نانک، من بی خیال شدم. من ثروت زوال ناپذیر پروردگار را به دست آورده ام. ||20||
سالوک، مهل سوم:
با بالا بردن خاکریزهای میدان ذهن، به عمارت بهشتی خیره می شوم.
وقتی ارادت به ذهن عروس روح می رسد، مهمان صمیمی از او دیدن می کند.
ای ابرها، اگر میخواهی باران بباری، پیش برو و باران ببار. چرا بعد از گذشت فصل باران می بارد؟
نانک قربانی آن گورمخ هایی است که خداوند را در ذهن خود به دست می آورند. ||1||
مهل سوم:
آنچه پسندیده است شیرین است و اخلاص دوست است.
ای ناناک او را گورمخ می دانند که خداوند خود او را روشن می کند. ||2||
پاوری:
خداوندا، بنده حقیر تو دعایش را به درگاه تو می خواند. شما استاد واقعی من هستید
تو حافظ من هستی، تا ابد. من در مورد تو مراقبه میکنم
همه موجودات و مخلوقات از آن تو هستند; تو در آنها نفوذ و نفوذ می کنی.
هر کس به غلام تو تهمت بزند درهم شکسته و هلاک می شود.
ناناک با افتادن به پای تو، از نگرانی خود دست کشیده و بی خیال شده است. ||21||
سالوک، مهل سوم:
با ساختن امیدهایش، دنیا می میرد، اما امیدهایش نمی میرد و نمی رود.
ای نانک، امیدها تنها با پیوستن آگاهی به پروردگار حقیقی برآورده می شوند. ||1||
مهل سوم:
امیدها و آرزوها تنها زمانی میمیرند که او که آنها را آفریده است آنها را از بین ببرد.
ای نانک هیچ چیز ماندگار نیست جز نام پروردگار. ||2||
پاوری:
او خودش جهان را آفرید، با هنر کامل خود.
او خودش بانکدار واقعی است، خودش تاجر است و خودش فروشگاه است.
او خودش اقیانوس است، خودش قایق است و خودش قایقران است.
او خود گورو است، او خود شاگرد است و خودش مقصد را نشان می دهد.
ای بنده ناناک، در نعم، نام خداوند تعمق کن و تمام گناهان تو ریشه کن خواهد شد. ||22||1||سود||
راگ گوجری، ور، مهل پنجم:
خدای یکتا خالق جهانی. به لطف استاد واقعی:
سالوک، مهل پنجم:
در اعماق درون خود، گورو را با ستایش پرستش کنید و با زبان خود، نام گورو را بخوانید.
بگذارید چشمان شما گورو واقعی را ببیند و گوش های شما نام گورو را بشنوند.
در هماهنگی با گوروی واقعی، جایگاه افتخاری در دادگاه خداوند دریافت خواهید کرد.
نانک می گوید، این گنج نصیب کسانی می شود که از رحمت او برخوردارند.
در میان جهان، آنها به عنوان پرهیزگارترین شناخته می شوند - آنها در واقع کمیاب هستند. ||1||
مهل پنجم:
ای خداوند منجی، ما را نجات بده و ما را به آن سوی دیگر برسان.
با افتادن به پای گورو، آثار ما به کمال آراسته شده است.
تو مهربان، رحیم و رحیم شده ای. ما تو را از ذهنمان فراموش نمی کنیم.
در Saadh Sangat، شرکت مقدس، ما را از اقیانوس جهانی وحشتناک عبور می دهند.
در یک لحظه، بدبینان بی ایمان و دشمنان تهمت زده را نابود کردی.
آن پروردگار و استاد لنگر و تکیه گاه من است. ای نانک، در ذهنت محکم باش.