ای نانک، خوشا به حال عروس های روحشان که عاشق شوهرشان هستند. ||4||23||93||
Siree Raag، پنجمین مهل، خانه ششم:
پروردگار یگانه فاعل است، عامل اسباب، که خلقت را آفریده است.
ای ذهن من که تکیه گاه همه است، در مورد یگانه تفکر کن. ||1||
در ذهن خود روی پای گورو مدیتیشن کنید.
تمام ترفندهای ذهنی هوشمندانه خود را رها کنید و عاشقانه خود را با کلمه واقعی شاباد هماهنگ کنید. ||1||مکث||
رنج، عذاب و ترس به کسی که قلبش پر از گورمانترا است نمی چسبد.
با تلاش میلیونها چیز، مردم خسته شدهاند، اما بدون گورو، هیچیک نجات پیدا نکردهاند. ||2||
با خیره شدن به رؤیای مبارک دارشان گورو، ذهن آرامش می یابد و همه گناهان از بین می روند.
من فدای کسانی هستم که به پای گورو می افتند. ||3||
در Saadh Sangat، شرکت مقدس، نام واقعی خداوند در ذهن ساکن می شود.
خیلی خوشبخت اند ای ناناک که ذهنشان از این عشق پر شده است. ||4||24||94||
Siree Raag، پنجمین مهل:
در ثروت خداوند جمع شوید، گورو واقعی را پرستش کنید و از همه راه های فاسد خود دست بردارید.
در یاد پروردگاری که شما را آفرید و زینت داد، فکر کنید و رستگار خواهید شد. ||1||
ای ذهن، نام یگانه، پروردگار بی همتا و بیکران را بخوان.
او به شما پرانا، نفس زندگی، و ذهن و بدنتان را داد. او پشتیبان قلب است. ||1||مکث||
جهان مست، غرق در میل جنسی، خشم و خودخواهی است.
پناهگاه مقدسین را بجویید و به پای آنها بیفتید. رنج و تاریکی شما از بین خواهد رفت. ||2||
حقیقت، رضایت و مهربانی را تمرین کنید. این عالی ترین راه زندگی است
کسی که خداوند بی شکل او را چنین برکت داده از خودخواهی چشم پوشی می کند و خاک همه می شود. ||3||
آنچه دیده می شود تو هستی ای پروردگار، وسعت وسعت.
ناناک می گوید، گورو تردیدهای من را برطرف کرده است. من خدا را در همه چیز می شناسم. ||4||25||95||
Siree Raag، پنجمین مهل:
تمام دنیا غرق در بدی ها و کارهای خوب است.
عابد خدا بالاتر از هر دو است، اما کسانی که این را می فهمند بسیار نادر هستند. ||1||
پروردگار و سرور ما همه جا را فرا گرفته است.
چه بگویم و چه بشنوم؟ ای مولای من، تو بزرگ و توانا و دانی. ||1||مکث||
کسی که تحت تأثیر حمد و سرزنش قرار می گیرد، بنده خدا نیست.
کسی که جوهر واقعیت را با دید بی طرفانه می بیند، ای مقدسین، در میان میلیون ها نفر بسیار نادر است. ||2||
مردم در مورد او صحبت می کنند. آنها این را حمد خداوند می دانند.
اما به راستی گورمخ نادر است که بالاتر از این صحبت صرف است. ||3||
او نگران رهایی یا اسارت نیست.
نانک عطای غبار پای اولیا را به دست آورده است. ||4||26||96||
Siree Raag، پنجمین مهل، خانه هفتم:
با اتکال به رحمتت پروردگار عزیز، تو را گرامی داشته و دوستت داشته ام.
من مثل یک بچه احمق اشتباه کرده ام. پروردگارا، تو پدر و مادر من هستی. ||1||
صحبت کردن و صحبت کردن آسان است،
اما پذیرش اراده شما دشوار است. ||1||مکث||
قد بلند می ایستم؛ تو قوت من هستی میدونم که تو مال منی
در درون همه، و خارج از همه، تو پدر خودبسنده ما هستی. ||2||
ای پدر، من نمی دانم چگونه می توانم راه تو را بشناسم؟