او تنها او را درک می کند که خداوند خود او را برای درک او الهام می کند.
به لطف گورو، یکی به او خدمت می کند. ||1||
با جواهر خرد معنوی، درک کامل حاصل می شود.
به لطف گورو، جهل از بین می رود. پس شخص شب و روز بیدار می ماند و پروردگار واقعی را می بیند. ||1||مکث||
از طریق کلمه شاباد گورو، وابستگی و غرور از بین می رود.
از گورو کامل، درک واقعی به دست می آید.
از طریق کلام شاباد گورو، شخص به حضور خداوند در درون پی می برد.
سپس، آمدن و رفتن فرد متوقف می شود، و فرد پایدار می شود و در نعم، نام خداوند، جذب می شود. ||2||
دنیا با تولد و مرگ گره خورده است.
منموک ناخودآگاه و خودخواسته در تاریکی مایا و وابستگی عاطفی احاطه شده است.
به دیگران تهمت می زند و دروغ محض می کند.
او در کود حشره است و در کود جذب می شود. ||3||
با پیوستن به جماعت حقیقی، سات سنگات، درک کامل به دست می آید.
از طریق کلام شاباد گورو، عشق فداکارانه به خداوند کاشته می شود.
کسی که تسلیم اراده خداوند است برای همیشه صلح آمیز است.
ای نانک، او جذب پروردگار حقیقی شده است. ||4||10||49||
آسا، مهل سوم، پانچ پدهای:
کسی که در کلام شاباد بمیرد، سعادت ابدی می یابد.
او با گورو واقعی، گورو، خداوند خداوند متحد شده است.
او دیگر نمی میرد و نه می آید و نه می رود.
از طریق گورو کامل، او با پروردگار واقعی ادغام می شود. ||1||
کسی که نعم، نام خداوند را در سرنوشت از پیش تعیین شده خود نوشته است،
شب و روز، تا ابد در نعم تأمل می کند. او برکت شگفت انگیز عشق عبادی را از گورو کامل دریافت می کند. ||1||مکث||
کسانی که خداوند خداوند آنها را با خود آمیخته است
حالت متعالی آنها قابل توصیف نیست.
گورو واقعی کامل عظمت شکوهمند را بخشیده است،
از عالی ترین مرتبه، و من جذب نام خداوند هستم. ||2||
هر کاری که خداوند انجام می دهد، همه را به تنهایی انجام می دهد.
در یک لحظه استقرار مییابد و از بین میبرد.
فقط با صحبت کردن، صحبت کردن، فریاد زدن و موعظه در مورد خداوند،
حتی صدها بار هم فانی تایید نمی شود. ||3||
گورو با کسانی ملاقات می کند که فضیلت را گنج خود می دانند.
آنها به کلام واقعی بنی گورو، شاباد گوش می دهند.
درد از آن جایی که شباد در آن ساکن است می رود.
با جواهر خرد معنوی، شخص به راحتی در پروردگار واقعی جذب می شود. ||4||
هیچ ثروت دیگری به بزرگی نعم نیست.
فقط از طرف پروردگار واقعی عطا می شود.
از طریق کلمه کامل شاباد، در ذهن می ماند.
ای نانک آغشته به نعم آرامش حاصل می شود. ||5||11||50||
آسا، مهل سوم:
می توان رقصید و سازهای متعددی بنوازد.
اما این عقل کور و کر است، پس این سخن گفتن و موعظه به سود کیست؟
در اعماق درون آتش طمع و طوفان غبار شک است.
چراغ معرفت نمی سوزد و فهم حاصل نمی شود. ||1||
گورمخ نور عبادت عبادی را در دل دارد.
با درک خود، خدا را ملاقات می کند. ||1||مکث||
رقص گورمخ برای در آغوش کشیدن عشق به خداوند است.
با ضربان طبل، نفس خود را از درون می ریزد.
خدای من حق است. او به همه چیز داناست.
از طریق کلام شاباد گورو، خداوند خالق را در درون خود بشناسید. ||2||
گورمخ مملو از عشق عبادی به پروردگار محبوب است.
او به طور شهودی به کلام شاباد گورو فکر می کند.
برای گورموک، عبادت عبادی عاشقانه راهی به سوی پروردگار واقعی است.
اما رقص و عبادت منافقین فقط درد می آورد. ||3||