ای گویا! احوال لیلا را برای هیچ ذهن آشفته ای روایت مکن
چون من با شنیدن قصه مجنو دیوانه می شوم. این فقط برای یک دیوانه (برای عشق گورو) مانند من مناسب است. (21) (5)
خطاب به مرشد: مردم هجده هزار بار با صورت به سوی تو سجده می کنند
و در خیابان کعبه ات، مکان مقدس، طواف می کنند. (22) (1)
هر جا ببینند، ظرافت و درخشندگی شما (گورو) را می بینند،
ای دانای باطن ترین احساسات دلشان! آنها یک نگاه اجمالی از چهره شما را می بینند. (22) (2)
آنها، مردم، جان خود را فدای شخصیت زیبا و جثه شما کرده اند،
و با آرامش شما، آنها می توانند شجاعت را در ذهن مرده (از لحاظ اخلاقی و جسمی) زنده کنند. (22) (3)
ای گورو! صورت تو آینه ای است که از طریق آن می توانند نگاه پروردگار را ببینند،
و آنها نگاه اجمالی او را از طریق آینه صورت شما می گیرند. حتی باغ بهشت هم به این غبطه می خورد. (22) (4)
افراد فاسد که بینش درستی ندارند،
این آزادی را داشته باشید که خورشید را در مقابل چهره زیبای خود قرار دهید. (22) (5)
آنها در شور و نشاط خود برای عشق خود به محبت شما، هزاران جهان را قربانی می کنند.
در واقع آنها صدها جان را فقط برای یک تار موی شما فدا می کنند. (22) (6)
وقتی مردم از بدنامی و شهرت چهره شما صحبت می کنند،
سپس، در لباس پرشور تو، تمام جهان روشن می شود و عطر در اطراف شناور می شود. (22) (7)