تودی، مهل پنجم:
دل نادان من در چنگال غرور است.
به خواست خداوند من، مایا،
مثل یک جادوگر روحم را بلعیده است. ||مکث||
بیشتر و بیشتر، او مدام در آرزوی چیزهای بیشتر است. اما مگر اینکه مقدر شده است که دریافت کند، چگونه می تواند آن را بدست آورد؟
او گرفتار ثروتی است که خداوند خداوند عطا کرده است. بدبخت خود را به آتش آرزوها می چسباند. ||1||
ای ذهن، به تعالیم مقدسین گوش کن، و تمام گناهان تو کاملاً پاک خواهد شد.
کسی که مقدر شده از خداوند دریافت کند، ای بنده ناناک، دیگر در رحم تناسخ افکنده نخواهد شد. ||2||2||19||
تودی هم از خرد و هم از فروتنی تشکیل شده است. از طریق همین احساسات است که راگ برای توضیح چیزهایی که ممکن است از آنها آگاه باشیم، اما در مورد آنها فکر نمی کنیم، رویکردی ساده اتخاذ می کند. راگ توجه شنونده را به تأمل در این موارد جلب می کند و با چنان قاطعیتی توضیح می دهد که ما ناگزیر به توافق هستیم.