مهل پنجم:
کسانی که سنگ را خدای خود می نامند
خدمات آنها بی فایده است
کسانی که به پای خدای سنگی می افتند
- کارشان بیهوده هدر می رود. ||1||
پروردگار و استاد من برای همیشه صحبت می کند.
خداوند هدایای خود را به همه موجودات زنده می دهد. ||1||مکث||
پروردگار الهی در درون خود است، اما نابینای معنوی این را نمی داند.
با فریب شک، او در طناب گیر افتاده است.
سنگ حرف نمی زند. چیزی به کسی نمی دهد.
چنین مراسم مذهبی بی فایده است. چنین خدماتی بی نتیجه است. ||2||
اگر میت را با روغن چوب صندل مسح کنند،
چه فایده ای دارد
اگر جسد را در کود بغلتانند،
از این چه چیزی را از دست می دهد؟ ||3||
کبیر می گوید، من این را با صدای بلند اعلام می کنم
ببین، و درک کن، ای بدبین نادان و بی ایمان.
عشق به دوگانگی خانه های بی شماری را ویران کرده است.
فدائیان خداوند برای همیشه در سعادت هستند. ||4||4||12||
Bhairao تجسم ایمان روح و ارادت قلبی نسبت به خالق است. این نوعی تعصب است که در آن احساس عدم آگاهی یا اهمیت دادن به چیز دیگری وجود دارد. عواطفی که منتقل می شود، احساساتی است که از رضایت و جذب شدن در یک باور یا ایمان استوار است. در این راگ، روح در حال انتقال شادی است که اگر ذهن به این فداکاری بپیوندد، به طور بالقوه می تواند تجربه کند.