سرود:
گوش کن ای دوست صمیمی من - فقط یک دعا دارم.
من سرگردان بودم و به دنبال آن معشوق فریبنده و شیرین گشتم.
هر که مرا به معشوقم برساند، سرم را بریده و به او تقدیم می کنم، هر چند یک لحظه رؤیای مبارک دارشان نصیبم شود.
چشمانم از عشق معشوق غرق شده است. بدون او حتی یک لحظه آرامش ندارم.
ذهن من به خداوند وابسته است، مانند ماهی به آب، و مرغ بارانی تشنه قطرات باران.
خدمتکار ناناک گورو کامل را پیدا کرده است. تشنگی او کاملاً رفع شده است. ||1||
ای دوست صمیمی، معشوق من این همه یاران عاشق دارد. من نمی توانم با هیچ یک از آنها مقایسه کنم.
ای دوست صمیمی، هر یک از آنها زیباترند. چه کسی می تواند مرا در نظر بگیرد؟
هر یک از آنها زیباتر از بقیه هستند. تعداد بیشماری از دوستداران او هستند که پیوسته با او از سعادت لذت می برند.
با دیدن آنها، آرزو در ذهنم موج می زند. چه زمانی خداوند، گنج فضیلت را به دست خواهم آورد؟
ذهنم را وقف کسانی می کنم که معشوقم را خشنود و جذب می کنند.
می گوید ناناک دعای من را بشنو ای عروس روحت شاد. به من بگو، پروردگار شوهر من چه شکلی است؟ ||2||
ای دوست صمیمی، پروردگار شوهرم هر چه بخواهد انجام می دهد. او به کسی وابسته نیست.
ای دوست صمیمی، از معشوق لذت بردی. لطفا در مورد او به من بگویید
آنها تنها معشوق خود را می یابند که خودبزرگ بینی را ریشه کن می کند. چنین است سرنوشت نیکی که بر پیشانی آنها نوشته شده است.
با گرفتن بازوی من، خداوند و استاد مرا از آن خود ساخته است. او به محاسن و معایب من توجه نکرده است.
او را که به گردن بند فضیلت آراسته ای و به رنگ زرشکی عمیق عشق او رنگ آمیزی کرده ای - همه چیز در او زیبا به نظر می رسد.
ای بنده نانک، خوشا به حال آن عروس روح شاد که با پروردگار شوهرش سکونت دارد. ||3||
ای دوست صمیمی، من آن آرامشی را یافته ام که در پی آن بودم.
لرد شوهر مورد نظر من به خانه آمده است و اکنون تبریکات در حال سرازیر شدن است.
شادی و خوشحالی بزرگی پدید آمد، زمانی که خداوند همسرم، با زیبایی همیشه شاداب، به من رحم کرد.
با خوش شانسی، او را پیدا کردم. گورو از طریق سعد سنگات، جماعت حقیقی مقدس، مرا با خود متحد کرده است.
همه آرزوها و آرزوهای من برآورده شده است. خداوند شوهر محبوبم مرا در آغوش خود در آغوش گرفته است.
دعا می کند ناناک، من آن آرامشی را که به دنبالش بودم، با ملاقات با گورو، پیدا کردم. ||4||1||